<?xml version='1.0' encoding='UTF-8'?><?xml-stylesheet href="http://www.blogger.com/styles/atom.css" type="text/css"?><feed xmlns='http://www.w3.org/2005/Atom' xmlns:openSearch='http://a9.com/-/spec/opensearchrss/1.0/' xmlns:georss='http://www.georss.org/georss' xmlns:gd='http://schemas.google.com/g/2005' xmlns:thr='http://purl.org/syndication/thread/1.0'><id>tag:blogger.com,1999:blog-3401648</id><updated>2011-04-21T16:24:30.450-07:00</updated><title type='text'>cinema ... and something else</title><subtitle type='html'></subtitle><link rel='http://schemas.google.com/g/2005#feed' type='application/atom+xml' href='http://cinema-iran.blogspot.com/feeds/posts/default'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3401648/posts/default?max-results=100'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://cinema-iran.blogspot.com/'/><link rel='hub' href='http://pubsubhubbub.appspot.com/'/><link rel='next' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3401648/posts/default?start-index=101&amp;max-results=100'/><author><name>babak</name><uri>http://www.blogger.com/profile/02643681567210641475</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><generator version='7.00' uri='http://www.blogger.com'>Blogger</generator><openSearch:totalResults>151</openSearch:totalResults><openSearch:startIndex>1</openSearch:startIndex><openSearch:itemsPerPage>100</openSearch:itemsPerPage><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-3401648.post-106935311968899236</id><published>2003-11-20T10:28:00.000-08:00</published><updated>2003-11-20T10:32:25.373-08:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;strong&gt;روزهاي تنهايي&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;em&gt;منشر شده در سايت خبري گويا&lt;/em&gt;&lt;br /&gt;«اصولا هرگاه مردم ايران و مردم کشورهاي ديگر به چيزي يا کساني علاقه نشان مي دهند جناحي ابتدا سعي مي کند خبر را ناديده بگيرد، بعد مي کوشد خبر منتشر شده را کتمان کند. اگر نشد آن را مشکوک اعلام مي کند و دست آخر مي کوشد بين مردم و آنها که عاشق مردم هستند، مساله ايجاد کند. من تصور مي کنم اينها از بس دوست داشته نشده اند، به همه کساني که همديگر را دوست دارند حسودي مي کنند. به آنها پيشنهاد مي کنم به جاي حسودي بيايند مثل من و خانواده ام ملت شريف افغانستان و ملل شريف بسياري از کشورهاي ديگر را دوست داشته باشند ...»&lt;br /&gt; اين بخشي از پاسخ هاي محسن مخملباف به خبر منتشر شده از سوي خبرگزاري فارس بود که مدعي اخراج او و خانواده اش از کشور افغانستان شده بود. خبري که قرار گرفتنش بر روي خروجي خبرگزاري فارس در اولين ساعت هاي روز چهارشنبه واکنش هاي بسياري را ميان پيگيران اخبار سينمايي و فرهنگي کشور پديد آورد و حتي اداره رسانه هاي داخلي وزارت امور خارجه مجبور شد در مقابل پيگريهاي بسيار خبرنگاران سينمايي آنها را به پيگيري بيشتر خبر با مقامات مسئول حواله دهد. &lt;br /&gt;مخملباف ها از وقتي که عمده فعاليتشان را در افغانستان متمرکز کردند با انتقادات بيشماري از سوي طيف هاي فکري مختلفي روبرو شدند. اين انتقادات در سال هاي اخبر به دلايل متعددي با نوعي همگرايي از سوي طرف هاي مختلف روبرو شده است و خبر ديروز خبرگزاري فارس در حالي منويات قلبي جريان خاصي را در اين باره بازتاب مي داد که تعداد بسياري از جريان هاي مقابل طيف فکري خبرگزاري فوق با نوعي شادماني به انتشار خبر نگاه مي کردند. در ميان اين طيف مي توان افرادي را يافت که پيگيرترين علاقمندان آثار مخملباف  در سالهاي گذشته بودند. &lt;br /&gt; اما مخملباف ديروز در حالي بعد از چند سال موضع گيري صريحي درباره مسائل داخلي و به تعبيري سياست داخلي کشور مي کرد که مدتهاست کسي ديگر پيگير نظرات و گردش هاي سياسي و ديدگاه هاي او نيست. حتي اگر صحبت هايش آن قدر تند باشد که روزنامه هاي کشور مجبور به تعديل و چاپ بخش هايي از پاسخش شوند.   او ديروز در حالي مجبور به واکنش به خبر يک خبرگزاري متمايل به بخش هاي محافظه کار حاکميت شد که باز هم در مقابل درخواست هاي خبرنگاران رسانه هاي متعلق به جناح اصلاح طلب که براي پيگيري صحت ماجرا با او تماس مي گرفتند از هرگونه صحبت با آنها پرهيز مي کرد تا همچنان بر تصميمش مبني بر عدم مصاحبه با رسانه هاي داخلي پافشاري کند. به نظر مي رسد مخملباف روز به روز هواداراني را که زماني مشتاقانه به طرفداري از اقدامات او مي پرداختند و شجاعت هايش را در تغيير ديدگاه هايش مي ستودند از دست مي دهد. وضعيت امروز مخملباف شباهت هاي بسياري با جناح اصلاح طلب دارد. جناحي که اتفاقا مخملباف يکي از ستون هاي رسانه اي شکل گيري اش در سال هاي 76 و 77 بود.&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3401648-106935311968899236?l=cinema-iran.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3401648/posts/default/106935311968899236'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3401648/posts/default/106935311968899236'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://cinema-iran.blogspot.com/2003_11_16_archive.html#106935311968899236' title=''/><author><name>babak</name><uri>http://www.blogger.com/profile/02643681567210641475</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-3401648.post-106544479656378327</id><published>2003-10-06T05:53:00.000-07:00</published><updated>2003-10-06T05:55:56.150-07:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;strong&gt;&lt;em&gt;يادداشتي درباره وضعيت سینماي کودک - چاپ شده در روزنامه شرق، دوشنبه 14 مهرماه&lt;/em&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;خورشيد طلاِِيي دوست داشتنِي&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;بابك غفورى آذر: سال هايي كه فيلم هاي كودك خوب مي فروخت، سينماهاي بسياري آرزوي قرار گرفتن آن خورشيد معروف «گروه سينمايي كودك و نوجوان» را بر سردر خود داشتند تا صف هاي پر تعداد تماشاگران كودك و نوجواناني كه همراه خانواده خود به تماشاي فيلم هاي آن سال ها مي رفتند مقابل سينماهايشان تشكيل شود. آن سال ها و آن سينماها با نزول دوران طلايي سينماي كودك و نوجوان به فراموشي سپرده شدند و ديگر كسي تا همين چند وقت پيش آن خورشيد معروف را هم به ياد نمي آورد. اما از اواخر سال گذشته كه شوراي صنفي نمايش از طرح هاي جديدش درباره تشكيل گروه سينمايي مخاطب خاص و كودك و نوجوان خبر داد بعضي ها مجددا آن خورشيد را به ياد مي آورند. اما آيا حالا هم سينماهاي بسياري براي قرار گرفتن در گروه كودك و نوجوان اشتياق از خود نشان خواهند داد؟ آيا اصلا سينماها به ميل خود در اين گروه حضور خواهند يافت يا شوراي صنفي چند سينما را مجاب خواهد كرد كه در گروه فوق باشند؟ اين در حالي است كه در چند ماه اخير موضوع تشكيل گروه هاي مختلف سينمايي يكي از مسائل اصلي حوزه نمايش و اكران فيلم بوده و نظرات مختلفي در اين باره از سوي سينماگران و صاحب نظران ابراز شده است. با اين همه به نظر مي رسد سينماي ايران در زمينه نحوه نمايش به نوعي در حال بازگشت به سيستم گروه بندي چند سال قبل است. اما سئوال اين جاست كه آيا موفقيت آن دوران نيز در گروه هاي جديد تكرار خواهد شد يا خير!&lt;br /&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3401648-106544479656378327?l=cinema-iran.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3401648/posts/default/106544479656378327'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3401648/posts/default/106544479656378327'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://cinema-iran.blogspot.com/2003_10_05_archive.html#106544479656378327' title=''/><author><name>babak</name><uri>http://www.blogger.com/profile/02643681567210641475</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-3401648.post-106544440833955962</id><published>2003-10-06T05:46:00.000-07:00</published><updated>2003-10-06T05:57:10.960-07:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;em&gt;&lt;strong&gt;تحليلي بر جشنواره کودکان و نوجوانان اصفهان - چاپ شده در روزنامه شرق، شنبه 12 مهرماه&lt;/strong&gt;&lt;/em&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;کودکانه پرالتهاب&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;بابك غفورى آذر: سال 62 كه مديران و سياست گذاران فرهنگي كشور به اجماعي در راستاي اهداف و برنامه هاي كلان سينمايي كشور رسيدند، سينماي كودك در اين سياست ها جايگاه ويژه اي داشت. سينمايي كه مي توانست بديل مناسبي در مقابل جريان باقيمانده از دوره فيلم سازي قبل از انقلاب باشد و همچنين در فضاي تك بعدي آن زمان با «رعايت موازين اسلامي» پر مخاطب و جذاب باشد. در همين راستا بود كه با ساخته شدن و پرفروش شدن فيلم هايي چون شهر موش ها در كنار جريان فيلم هاي موسوم به كانوني (دونده، آب باد خاك، اولي ها و مشق شب) مديران وقت با بهره گيري از تجربه برگزاري چند دوره جشنواره فيلم فجر و بيشتر به قصد جهت دهي به اين نوع سينما كه به نظر مي رسيد در راه رشد و بالندگي قرار گرفته است، پايه گذار جشنواره ديگري در زمينه فيلم هاي كودك، دور از پايتخت و البته نزديك تر به فستيوال هاي جهاني ديگر شدند. به اين ترتيب جشنواره اصفهان  در چنين فضايي متولد شد و گرچه در دوره هاي ابتدايي چندان خبرساز نبود و در سايه اتفاقات مهم تر سياسي - اجتماعي كشور ديده نمي شد اما با پايان جنگ و نياز مبرم جامعه به تنفس در فضايي شادتر و آرام تر و گشايش نسبي در بعضي محدوديت ها و دستورالعمل ها و ساخت و نمايش فيلم هاي پرفروشي چون گلنار، سال به سال اهميت آن بيشتر شد و در ميانه اوج اين جريان مي توانست طعنه هايي به جشنواره فيلم فجر هم بزند. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;جشنواره اصفهان در اين دوره ها مانند فيلم هايش در فضايي متفاوت تر، نزديك تر به ذائقه هاي كودكان و با شور و حال كودكانه اي برگزار مي شد. اين وضعيت كه با پرفروش شدن فيلم گلنار در سال 68 آغاز شد، سال به سال همراه با فيلم هاي بعدي اين گونه فانتزي سينماي كودك تشديد شد و همراه با بعضي عوامل ديگر سبب شد كه اندك اندك در بعضي تريبون هاي سياسي و مذهبي درباره آن صحبت شود و جهت گيري هاي خاصي نسبت به آن صورت گيرد. اين موضوع سبب شد پاي راديكال ترين گروه هاي سياسي به جشنواره كودك كه به نظر مي رسيد به هويت و ساختار مشخصي دست يافته باز شود و اتفاقات ناخوشايندي اتفاقا در دوره هايي كه معروف ترين داورها و ميهمانان خارجي حضور داشتند رخ دهد. اين اتفاقات به اضافه ركودي كه از اوايل دهه هفتاد گريبان سينماي كودك را گرفت سبب شد كه جشنواره كودك اصفهان در سال 74 در يازدهمين دوره خود و در ملتهب ترين دوره اش كه حتي نيمي از ميهمانانش در ميانه برگزاري اش اصفهان را ترك كردند به تعطيلي كشيده شود.   مسئولين وقت فرهنگي كه با اعتراض هايي درباره از بين رفتن يك جريان فرهنگي سالم و عدم مقاومت لازم در مقابل نهادهاي حمله كننده مواجه شده بودند با شعار «بهره مند شدن بچه هاي استان هاي ديگر،  بهتر است جشنواره كودك سيار باشد» تصميم گرفتند دوازدهمين دوره اين جشنواره را با يك برنامه ريزي دقيق تر، برنامه هاي جنبي بيشتر و حضور چند فيلم مهم مانند بچه هاي آسمان در شهر كرمان برگزار كنند. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;گرچه دوره دوازدهم با اتفاقات حاشيه اي كمتري برگزار شد اما برآيند نتايج آن به گونه اي نبود كه سبب تداوم اين سياست شود. آن چنان كه در سال 76 با ورود مديران جديد و در اولويت قرار گرفتن ژانرهاي ديگر جشنواره اصفهان كاملا به فراموشي سپرده شد و حتي به طور فرمايشي نيز برگزار نشد. در سال 77 نيز آن قدر سياستگذاران جديد مرعوب و مشغول ديدن نتايج سياست هاي جديدشان بودند كه ترجيح دادند سيزدهمين جشنواره اصفهان را نيز در روزهاي برگزاري جشنواره فجر در چند سينماي تهران برگزار كنند كه تنها اين جشنواره برگزار شود. اما با انتقادات فراواني كه به اين نحو برگزاري جشنواره صورت گرفت و نيز در كنار ركود سنگيني كه سينماي كودك را دربر گرفته بود، رايزني ها براي بازگشت دوباره جشنواره به اصفهان آغاز شد.  با آنكه فقر فيلم مناسب كودكان در اين دوره به شدت به چشم آمد و حتي سبب شده بود كه فيلمي مانند سيب دو سال بعد از نمايش عمومي اش باز هم در جشنواره به نمايش درآيد اما ظاهرا آن قدر نفس بازگشت دوباره جشنواره به خانه اش نفس و توان مسئولان را گرفته بود كه ديگر رمقي براي كمك به ساخت چند فيلم درباره كودكان باقي نگذاشته بود.   اما كم كم با تداوم برگزاري در چند سال بعد و نيز رقيق تر شدن فضاي سياست زده حاكم بر جامعه و سينما دغدغه هاي دوباره احياي سينماي كودك در سياست هاي سينمايي كشور مورد توجه قرار گرفت به طوري كه در اين چند سال اخير عمده ترين توجه مسئولان در ماه هاي نزديك به زمان برگزاري جشنواره، كمك در جهت توليد چند فيلم كودك براي نمايش در آن بوده است.&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3401648-106544440833955962?l=cinema-iran.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3401648/posts/default/106544440833955962'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3401648/posts/default/106544440833955962'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://cinema-iran.blogspot.com/2003_10_05_archive.html#106544440833955962' title=''/><author><name>babak</name><uri>http://www.blogger.com/profile/02643681567210641475</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-3401648.post-106461048215485568</id><published>2003-09-26T14:06:00.000-07:00</published><updated>2003-09-26T14:09:07.020-07:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;strong&gt;ستاره دوباره متولد مي شود&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;ديگر از آن اشک هاي روي سن خبري نيست. ستاره حالا کاملا از آن فضاي پر از بغض و باورهاي سرشار از دودلي و کج فهمي فاصله گرفته است. جدايي تاثير خود را گذاشته است.&lt;br /&gt;دوره دوم کنسرت هاي گوگوش آغاز شده است. او در اين دوره با نوعي بازآفريني، چهره کاملا متفاوتي از خود به نمايش مي گذارد. تحرکش بر روي صحنه به مراتب بيشتر شده است، در انتخاب لباس و نوع آرايش مسامحه بيشتري به خرج مي دهد و ضرورت توجه به رسانه ها را بيشتر درک کرده است.&lt;br /&gt; تابستان 1379 که همراه مسعود کيميايي با واسطه هايي چون منوچهر خوش زبان کشور را ترک کرده بود کاملا در اختيار خارج کنندگانش بود. با اينکه در تمام اين سال ها ماندن در ايران را براي خود تبديل به نوعي امتياز و تفاوت کرده بود اما کمتر کسي باور داشت که در صورت دريافت اجازه براي خروج، چنين ژستي را حفظ کند. به هيمن دليل بود که در اولين فرصتي که همسرش به واسطه دوستانش براي خروج از کشور فراهم کرد درنگ نکرد و با پذيرفتن تمام شروط، اقامت در کانادا را به ماندن در خانه خيابان ناهيد ترجيح داد. خارج کنندگان ظاهرا پيش بيني همه چيز را کرده بودند. برپايي شرکتي معظم که تنها بر روي کاغذ موجوديتي داشت به نام کيا اينترتينمنت که اسم رمز تمام خارج کنندگان بود و مانور بر روي خبر ساخت دو فيلم به کارگرداني کيميايي. در حالي که در داخل گمانه ها از نحوه خروج خيلي سريع به سوي نام هاي اصلي نزديک مي شد، برگزاري کنسرت ها طبق برنامه پيش مي رفت. نوازندگاني که باز هم با مشاورت کيميايي که با ادعاي شناخت موسيقي معاصر تا حد داور جشنواره اي که يکي از نهادهاي نظامي برپا کننده اش بود پيش رفته بود، انتخاب شده بودند که براي پيگيران مسايل هنري در داخل نام هاي آَشنايي بودند. نام هايي که هر کدام به نوعي با سينماي کشور  ارتباط داشتند. اما اوضاع از زماني شکلي ديگر به خود گرفت که کيميايي از هر سو خود را تنها و بازنده ديد. فضاي رسانه اي که کاملا در جهت مخالفت و تهمت بود و ديگر از آن ژست هاي اپوزوسيوني که با ريش تراشيده و کراوات همراه بود خبري نبود و هيچ عزم جدي نيز در ميان خارج کنندگان براي ساخت فيلم ها ديده نمي شد. همسر هم در فضاي جديد تازه در حال لمس و درک دنيايي متفاوت بود که او را همچنان در قامت ستاره پذيرفته بود. وقتي از مذاکرات نتيجه اي حاصل نشد، کيميايي براي اينکه طرف مقابل را تحت فشار و در مقابل عمل انجام شده قرار دهد، با جمع آوري گروهي کوچک ظاهرا فيلمبرداري فيلمي نامشخص را در کوبا به اصطلاح شروع کرد اما طرف مقابل هوشيارتر از رو دست خوردن در مقابل اين حرکات بود. همانطور که پيش بيني مي شد فيلمبرداري خيلي زود تعطيل شد و از آنجا بود که اختلاف جدي ميان اعضاي خانواده بروز کرد. گوگوش که تازه دريافته بود که در ميان مذاکرات اوليه جايي نداشته و تا همين جا هم سهمش از درآمد هنگفت حاصله ناچيز بوده، با مشاورت عده اي از دوستان جديدي که تازه پيدا کرده بود عليه گردانندگان اصلي کنسرت هاي اوليه اقامه دعوي کرد و در اين راه هم اختلافاتش با کيميايي به آن حد رسيده بود که تا مرز جدايي پيش رود. بازگشت کيميايي به کشور و اعلام عدم وابستگي اش با اعمال همسرش واکنش متقابل کيميايي بود. واکنشي که هنوز هم ادامه دارد. &lt;br /&gt;اما اسطوره که حالا القابي مانند شاه ماهي هنر ايران را بيش از پيش از سوي آن طرفي ها دريافت مي کرد، ضمن ادامه پيگيري حقوقي پرونده اش که همچنان ادامه دارد برنامه ريزان جديدي پيدا کرده بود. برنامه ريزاني که بر خلاف همکاران سابقشان مشاورت ها و برنامه هاي ديگري ارائه مي دادند. توجه به اصول ستاره پروري دنيا اصلي ترين اين برنامه ها بود. در راستاي همين برنامه ها بود که وجوه سرگرم سازي هنر آواز خواني مورد توجه قرار گرفت. گروه رسانه اي نيز با هدايت عليرضا اميرقاسمي مخاطبان را آماده کرد. اينچنين بود که وقتي ستاره بعد از مدتها در انظار ظاهر شد چهره جديدي داشت. گروه نوازندگان نيز که منتخبين برنامه گذاران اوليه بودند، در دوره جديد کنار گذاشته شدند. تدارک آلبوم جديد آغاز شد و محل اقامت نيز به لس آنجلس منتقل شد. توجه به رسانه ها و ظاهر شدن هرچه بيشتر نيز از مشاورت هاي مديران جديد بود که البته در اين راه رسانه هاي مهم تر در اولويت قرار گرفته اند. رسانه هايي مانند بي بي سي و صداي آمريکا که در دومي قرار است با تصوير همراه باشد. &lt;br /&gt;هر اندازه ستاره در آن سوي دنيا بازگشتي به دوران اوج و قالب اصلي خود دارد، شوهر سابق در تهران همچنان در تلاش براي پاک کردن وجوه شکل گرفته اي از شخصيت خود است که در شکل گيري و دامن زدن به آنها خودش سهم عمده اي داشته است. سال 79 کسي پيش بيني چنين وضعيتي را بعد از گذشت 3 سال از ماجرا نداشت. به خصوص با يادآوري صحبت هايي که گوگوش درباره شخصيت هنرمند شوهرش بيان مي کرد.    &lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3401648-106461048215485568?l=cinema-iran.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3401648/posts/default/106461048215485568'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3401648/posts/default/106461048215485568'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://cinema-iran.blogspot.com/2003_09_21_archive.html#106461048215485568' title=''/><author><name>babak</name><uri>http://www.blogger.com/profile/02643681567210641475</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-3401648.post-106415364292107848</id><published>2003-09-21T07:14:00.000-07:00</published><updated>2003-09-21T07:15:55.000-07:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>شاخص را ديده ايد؟ در اين مدت آن قدر درگير به موقع منتشر کردن دو شماره اوليه اين هفته نامه بوده ايم که انگار هرکداممان فراموش کرده ايم که حداقل در اين وبلاگ هايمان برايش تبليغ کنيم. به جز&lt;a href="http://www.naghibi.info"&gt; خسرو&lt;/a&gt; که مثل هميشه در اين گونه موارد پيش قدم است. دوست ندارم زياد درباره اش صحبت کنم. کارهايي مثل شاخص بايد فقط ديده شوند. عين فيلم هاي غير قابل تعريف هستند. آسانترينش اين است که قرار است کار متفاوتي باشد. کارهاي سايت اينترنتي اش هم در حال انجام است که اينجور کارها به شدت نيازمند فضاهايي مثل نت هستند. اگر در ايران هستيد و از جمله آنهايي هستيد که از مقابل دکه روزنامه فروشي ها بي تفاوت عبور نمي کنيد شاخص را اول ببينيد و بعد بخريد.&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3401648-106415364292107848?l=cinema-iran.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3401648/posts/default/106415364292107848'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3401648/posts/default/106415364292107848'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://cinema-iran.blogspot.com/2003_09_21_archive.html#106415364292107848' title=''/><author><name>babak</name><uri>http://www.blogger.com/profile/02643681567210641475</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-3401648.post-106339111713809227</id><published>2003-09-12T11:10:00.000-07:00</published><updated>2003-09-12T11:25:17.113-07:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>تلويزيون صداي آمريکا برنامه اي دارد به نام فصلي ديگر يا NEXT CHAPTER که سه شنبه شب ها به وقت تهران پخش مي شود. اين برنامه که رويکردي جوانگرايانه دارد و قرار است مخاطبان جوان ايراني به خصوص جوانان داخل ايران را به سوي خود جلب کند، با آنکه با ديگر برنامه هاي اينگونه شبکه هاي فارسي زبان ماهواره اي قابل مقايسه نيست اما همچنان با فضاي متفاوت درون ايران و خواسته هاي مخاطبانش فاصله دارد. احتمالا در راستاي رفع اين نقيصه بوده است که سازندگان برنامه تعداد قابل توجهي از جوانان ايراني بزرگ شده خارج از کشور را استخدام کرده اند و به عناوين مختلف در برنامه گنجانده اند اما وقتي بيش از نيمي از آنها فارسي را لهجه دار صحبت مي کنند هدر رفتن تمام اين تلاش ها نمايان مي شود. در ميان جوانان برنامه تنها اجراي تعداد اندکي دلچسب و ايراني است. يکي اجراي جواني به نام روزبه مظهري است که ظاهرا تازه هم از ايران آمده و ويژگي هاي يک گزارش گر خوب تلويزيوني ماننند چهره و صدا و تسلط مناسب را دارد و ديگري دختري به نام رانا شاد که به صورت ناخودآگاه نقش دختر کم حواس و گيج را استادانه اجرا مي کند. احمدرضا بهارلو نيز در نقش بزرگ جمع نقش کارگرداني و مديريت گروه را اجرا مي کند که او هم با توجه به ديدگاه هاي سياسي و يکجانبه نگرش درباره تمام قضايا نمي تواند به طور کامل از عهده وظيفه اش برآيد. آيتم هاي برنامه هم مشابه ديگر رنامه هاي جنگ گونه جوانانه غربي است. اما چيزي که در هفته هاي مختلف به صورت آس برنامه رو مي شود گزارش هاي مستندگونه اي است که از تهران ارسال مي شود. اين گزارش ها که مشخص نيست چگونه در تهران ضبط و ساخته مي شود و اصلا چه کساني آنها را مي سازد جذاب ترين بخشهاي زندگي تا به حال ديده نشده جوانان ايراني را به تصوير مي کشد. از جذاب ترين اين گزارش ها يکي قسمتي بود درباره چند دختر و پسر صخره نورد ايراني که مخفيانه به ورزش مورد علاقه شان مي پرداختند و رو به دوربين از علايقشان مي گفتند و ديگري گزارشي بود که همين هفته پيش پخش شد درباره تفريحگاه هاي شمال تهران از ديد چند دختر جوان که در لايه زيرين محدوديت هاي فراوان جوانان ايراني را به نمايش مي گذاشت. اين تصاوير شايد واقعي ترين و صحيح ترين تصويري است که در اين چند سال اخير درباره جوانان ايراني از شبکه هاي خارج از کشور پخش شده است. البته به غير از مستندهاي گاه و بيگاه بي بي سي و گزارش پر سر و صداي کريستين امانپور در سي ان ان.&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3401648-106339111713809227?l=cinema-iran.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3401648/posts/default/106339111713809227'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3401648/posts/default/106339111713809227'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://cinema-iran.blogspot.com/2003_09_07_archive.html#106339111713809227' title=''/><author><name>babak</name><uri>http://www.blogger.com/profile/02643681567210641475</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-3401648.post-106313057935402896</id><published>2003-09-09T11:02:00.000-07:00</published><updated>2003-09-10T12:16:21.736-07:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>خبرگزاري فارس چند روز پيش در خبري کوتاه از بازگشت سعيد کنگراني به کشور و اقداماتش براي دريافت مجوز بازيگري خبر داد. خبري که عينا در روزنامه شرق به فاصله چند روز بعد به چاپ رسيد اما بعد از آن هيچ خبر ديگري در اين زمينه به گوش نرسيد. ضمن اينکه خبر هم واکنش چنداني در محافل مطبوعاتي و سينمايي برنينگيخت.&lt;br /&gt;خبرگزاري فارس يک سال پيش در مسابقه راه اندازي خبرگزاري ها آغاز به کار کرد و از نظر وابستگي سياسي به محافل محافظه کار تعلق دارد. شايد اگر اين خبرگزاري به واسطه ارتباطاتش از حاشيه امنيتي برخوردار نبود، هيچ گاه چنين خبري در خروجي مطبوعاتي اش قرار نمي گرفت. اين در حالي است که اين خبرگزاري به مانند خبرگزاري ايرنا يک خط ويژه هم براي ارسال خبرهاي خاص دارد. به نظر مي رسد اقدام خبرگزاري فارس بيشتر مطرح کردن خبر بازگشت اين بازيگر قديمي است. اقدامي مشابه ديگر اقدامات رسانه هاي محافظه کار که با درشت نمايي بعضي اخبار خاص سعي در جلب کردن توجهات و احيانا برانگيختن احساساتي مي کنند.&lt;br /&gt;آخرين تصويري که از سعيد کنگراني در اين اواخر به ياد دارم، چهره اي به شدت تحقير شده در يکي از اين کليپ هاي بي خاصيت خوانندگان لس آنجلسي بود که کنگراني در پس زمينه کاري شبيه دلقک بازي انجام مي داد. بازيگري که در دوره اي به واسطه کمبود بازيگري جوان و البته خوش چهره شانس حضور در تعدادي از آثار شاخص سينما و تلويزيون ايران را يافته بود، بعد از خروج از کشور و اقامت در لس آنجلس وضعيت مناسبي نداشت. کنگراني پيش از خروج از ايران به قصد ادامه فعاليت در چند فيلم بازي کرده بود. فيلم هايي که حضورش در آنها برجستگي فيلم هاي قبل از انقلابش را نداشت. با سخت تر شدن شرايط در سال هاي 61 و 62 و توقيف فيلم آخرش با نام گرداب زمينه ممنوع الکاري کنگراني مهيا شد. اين درست همزمان با دوره اي بود که ليست سياه ممنوعيت فعاليت عده اي از سينماگران پيش از انقلاب منتشر شد و نام سعيد کنگراني در رديف هاي اول قرار داشت. اين عده از سينماگران عمدتا افرادي بودند که قبل از انقلاب کارنامه پاکيزه تري از خود به جا گذاشته بودند و به نوعي متعلق به طيف انديشمند آن سينما بودند. کساني مثل مسعود اسداللهي، فرزانه تائيدي، منوچهر فريد و منوچهر احمدي. پس از اين فهرست بود که موج دوم مهاجرت در ميان سينماگران قديم ايران به راه افتاد و کنگراني جزو نخستين افرادي بود که در اين دوره کشور را ترک کرد. اما حاصل اين مهاجرت براي تمام اين افراد چيزي نزديک به صفر بود. هيچ کدام از آنها نتوانستند در خارج از کشور فعاليت چشمگيري انجام دهند. عده اي بدون هيچ پس زمينه سياسي خود را به جريانات مخالف حکومت پيوند زدند و تعدادي ديگر براي امرار معاش مجبور به بازي در فيلم ها و تئاترهاي فوق ضعيف شدند. کنگراني هم جزو اين افراد بود و مي شد گاه به گاه چهره رو به شکستگي اش را در شوهاي لس آنجلسي ديد. بازگشت او به کشور اگر صحت داشته باشد مي تواند پاياني بر اين فعاليت ها باشد. &lt;br /&gt;سال 76 منوچهر احمدي به شوق ايجاد تغييراتي در کشور با روي کار آمدن محمد خاتمي به کشور بازگشت و با تلاش بسيار توانست در فيلم عشق طاهر هم حاضر شود اما آنقدر شرايط برايش در مدت حضورش در تهران سخت گذشت که سرخورده و نااميد مجددا راه ينگه دنيا را پيش گرفت. وضعيتي که هيچ بعيد نيست براي سعيد کنگراني پيش بيايد اگر جدا قصد بازگشت به سينما را داشته باشد.&lt;br /&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3401648-106313057935402896?l=cinema-iran.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3401648/posts/default/106313057935402896'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3401648/posts/default/106313057935402896'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://cinema-iran.blogspot.com/2003_09_07_archive.html#106313057935402896' title=''/><author><name>babak</name><uri>http://www.blogger.com/profile/02643681567210641475</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-3401648.post-106313040149805768</id><published>2003-09-09T11:00:00.000-07:00</published><updated>2003-09-09T11:00:01.370-07:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>به قول اين مجري هاي تلويزيون هاي ماهواره اي برگشتيم خدمت شما. چند ماهي بود که بنا به دلايل مختلفي وبلاگ نمي نوشتم اما از جريانات بيشمار اين اجتماع شگفت آور دور نبودم. احتمالا طي روزهاي آينده تغييراتي در طراحي وبلاگ (با کمک بچه ها) ايجاد خواهم کرد. فعلا اين پست را به حساب بازگشت دوباره وبلاگ سينما و چند چيز ديگر بگذاريد تا ساعات آينده.  &lt;br /&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3401648-106313040149805768?l=cinema-iran.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3401648/posts/default/106313040149805768'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3401648/posts/default/106313040149805768'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://cinema-iran.blogspot.com/2003_09_07_archive.html#106313040149805768' title=''/><author><name>babak</name><uri>http://www.blogger.com/profile/02643681567210641475</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-3401648.post-87267154</id><published>2003-01-11T08:35:00.000-08:00</published><updated>2003-01-12T01:31:00.000-08:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>ساعت 8 شبه. پشت كامپيوتر بدون ليبل تحريريه روزنامه نشستم. كسي در تحريريه نيست. 2 ساعتي هست كه خبر توقيف آمده. چند نفري كه در روزنامه هستند عين آدمهاي مسخ شده دارند كار روزناكه اقتصادي را مي‌كنند. چيزي هم هنوز معلوم نيست. اما من هم بالاخره طعم تلخش را دارم مي‌چشم. خيلي تلخه. يكي يه چيزه شيرين بده به من.&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3401648-87267154?l=cinema-iran.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3401648/posts/default/87267154'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3401648/posts/default/87267154'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://cinema-iran.blogspot.com/2003_01_05_archive.html#87267154' title=''/><author><name>babak</name><uri>http://www.blogger.com/profile/02643681567210641475</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-3401648.post-85960085</id><published>2002-12-13T12:11:00.000-08:00</published><updated>2002-12-13T12:11:58.000-08:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>انهدام هارد ( همين مطلب را هم از جايي ديگر مي‌نويسم) و مسافرتي چند روزه  سبب شد هم اينجا چند روزي خلوت باشد و هم باعث بدقولي به دوستان كاپوچينويي در نرسيدن مطلب شود. (گرچه آنها هم نامردي نكردند و اسم من را بدون مطلبي در صفحه اول زدند.)&lt;br /&gt;مسافرت ناخواسته مثل آب نطلبيده است كه اين بار واقعا مراد بود. 4 روز اقامت در مشهد به بهانه نهمين جشنواره فيلم دفاع مقدس كه &lt;br /&gt;هم سبب آشنايي با دوستاني جديد شد (و آشنايي بيشتر با دوستاني قبل‌تر) و هم سبب تجربه نوعي گزارش نويسي روزانه از محلي ديگر.&lt;br /&gt;تجربه‌اي كه به نظرم موفق بود.&lt;br /&gt;زيارت اين بار هم بر خلاف بار قبل مزه و طعمي ديگر داشت ( به ويژه اگر حس اين راه هم نداشته باشي كه چرا بقيه برايش فاتحه نمي‌خوانند و چرا به چند تا ميله اينچنين آويزان مي‌شوند!!)&lt;br /&gt;اكثر فيلم‌ها را هم قبلا در تهران ديده بودم مانده بود كمي كنجكاوي در ديدن فيلم‌هايي چون عقل سرخ و ساحت كه با ديدن اولينشان از تصميم قبلي پشيمان شدم. لذت ديگر هم كشف يك كتابفروشي در قلب شهر (به مدد امير قادري و دوستانش كه اتفاقا شب بسيار خوبي هم ساختند) بود. عليرضا (معتمدي) كه چيزي نزديك به 30 هزار تومان كتاب خريد و روزهاي بعد هم حسابي با كتاب‌هايش سرگرم بود.&lt;br /&gt;صحبت امير شد سه‌شنبه شب كه با عليرضا و امير و دوستانش در پيتزا فروشي يكي از همان دوستانش سر شوخي حسابي باز بود و كار به آنجا رسيد كه امير فقط بلد است 4 تا كولاك و معركه قاطي چند تا ارجاع به فيلم‌هايي كه ديده است بدهد، خبر نداشتم استاد! روز قبلش يكي ديگر از همان نوع مطالب ـ سرشار از باحال و معركه ـ در حمايت از وبلاگ نويسان نوشته است! &lt;br /&gt;اين دلايل غيبت موجه من بود. &lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3401648-85960085?l=cinema-iran.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3401648/posts/default/85960085'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3401648/posts/default/85960085'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://cinema-iran.blogspot.com/2002_12_08_archive.html#85960085' title=''/><author><name>babak</name><uri>http://www.blogger.com/profile/02643681567210641475</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-3401648.post-85417886</id><published>2002-12-02T21:33:00.000-08:00</published><updated>2002-12-02T21:33:15.286-08:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>شماره جديد مجله يك هفتم بالاخره منتشر شد. در اين شماره علاوه بر اينكه خودم مطلبي دارم و البته به دليل تاخير 3 ماهه انتشارش تقريبا از دست رفته است (رقابت سياسي در دنياي سايبر)، يكي از پرطرفدارنرين وبلاگ نويسان هم 3 صفحه مطلب دارد كه انصافا هم نوشته خوبي شده است. صنم دولتشاهي مطلبي را درباره پيامدهي واقع 11 سپتامبر ترجمه كرده است و با آنكه كمي مشكل براي اين مسئله پيش آمد اما خب بهرصورت چاپ شده و يكي ديگر از بلاگ نويسان پا به مطبوعات گذاشته. صنم جان تبريك!&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3401648-85417886?l=cinema-iran.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3401648/posts/default/85417886'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3401648/posts/default/85417886'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://cinema-iran.blogspot.com/2002_12_01_archive.html#85417886' title=''/><author><name>babak</name><uri>http://www.blogger.com/profile/02643681567210641475</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-3401648.post-85365027</id><published>2002-12-01T22:27:00.000-08:00</published><updated>2002-12-01T22:27:11.020-08:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;i&gt;دچار رنج محتومي شده‌ام كه مپرس!!!&lt;/i&gt;&lt;br /&gt;وقتي تماشاي فيلم‌هاي بر پرده از هر شكنجه‌اي بدتر باشد و تو مجبور باشي تك‌تكشان را ببيني، مي‌شود همان رنج محتوم. چاره‌اي هم نيست گزارش اكران نويسي اينها را هم دارد ديگر. &lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3401648-85365027?l=cinema-iran.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3401648/posts/default/85365027'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3401648/posts/default/85365027'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://cinema-iran.blogspot.com/2002_12_01_archive.html#85365027' title=''/><author><name>babak</name><uri>http://www.blogger.com/profile/02643681567210641475</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-3401648.post-85319988</id><published>2002-11-30T21:33:00.000-08:00</published><updated>2002-11-30T21:33:50.723-08:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>امروز تو مجله از گلمكاني درباره&lt;a href="http://golmakani.blogspot.com"&gt; وبلاگش &lt;/a&gt;پرسيدم و اينكه بالاخره خودش مي‌نويسد يا ديگري. گفت كه راه‌اندازي و مطلب گذاشتنش تا مدتي توسط فرد ديگري انجام مي‌شده است و در واقع خود گلمكاني خبر نداشته اما بعد از مدتي توسط ميل از راه‌اندازي وبلاگ خبر دار مي‌شود و از اين به بعد قرار است مطالب با نظرات او گذاشته شود. از جمله اضافه شدن اطلاعات بقل صفحه. قرار است يه يادداشتي هم در اين باره بنويسد و بگذارد در صفحه. بهرصورت زور زوركي گلمكاني هم دارد وبلاگ نويس مي‌شود.&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3401648-85319988?l=cinema-iran.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3401648/posts/default/85319988'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3401648/posts/default/85319988'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://cinema-iran.blogspot.com/2002_11_24_archive.html#85319988' title=''/><author><name>babak</name><uri>http://www.blogger.com/profile/02643681567210641475</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-3401648.post-85197149</id><published>2002-11-27T21:34:00.000-08:00</published><updated>2002-11-27T21:36:32.000-08:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;b&gt;بيترين وبلاگ درجه 3&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://tarane.blogspot.com"&gt;نيما &lt;/a&gt;دوباره برگشته. اصلا بيخود رفته بود.&lt;br /&gt; من نيما را اوايل كشف نكرده بودم. وبلاگش را هم بعد از آمدنش به كاپوچينو خواندم و راستش دفعه اول كه ديدمش ازش بدم اومد. اما مايه‌اش يه پياده‌روي تو وليعصر ساعت 2 نصفه شب بود. &lt;br /&gt;حالا نظراتش درباره همه چيز برايم مهم است. &lt;br /&gt;&lt;i&gt;نيما تو 2 راه بيشتر نداري. يا بري به ...&lt;/i&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3401648-85197149?l=cinema-iran.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3401648/posts/default/85197149'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3401648/posts/default/85197149'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://cinema-iran.blogspot.com/2002_11_24_archive.html#85197149' title=''/><author><name>babak</name><uri>http://www.blogger.com/profile/02643681567210641475</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-3401648.post-85149701</id><published>2002-11-26T22:45:00.000-08:00</published><updated>2002-11-26T22:46:22.000-08:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>ديشب به كمك امواجي كه نه ديوار مي‌شناسند نه باران و نه خانواده &lt;i&gt;كلاغ&lt;/i&gt; بيضايي را ديدم. تا پيش از اين هيچكدام از ساخته‌هاي پيش از انقلاب بيضايي را نديده بودم. راستش انتظار بيشتري داشتم. از نماهاي شاخص بيضايي كمتر نشاني بود و اگر نبود آن عكس‌هاي از بالاي فرد تنها در حصار برگ‌هاي خزان زده پاييزي و آن معدود رو به دوربين برگشتن‌ها براي تماشاگري كه اين روزها مسافران را دوباره بر پرده مي‌بيند به جا آوردن بيضايي مشكل خواهد بود. پروانه معصومي حداقل در اين فيلم بازيگر دلخواه بيضايي نيست و اصلا آثار بيضايي نبايد دوبله شود. اما بازهم دلمشغولي‌هاي استاد را اينجا هم مي‌توان پيدا كرد. جستجوي هويت و بازشناخت گذشته و جامعه‌اي كه در لواي ظاهرش سرشار از زشتي‌ها و كثيفي‌هاست. ( آن سكانس پارتي و آن به ريشخند كشيدن آدمهاي انتلكتوئال هم از معدود نماهاي است كه ممكن است در فيلم‌هاي بيضايي تكرار شود.)&lt;br /&gt;اما فاصله كلاغ با باشو و شايد وقتي ديگر و مسافران و حتي سگ‌كشي بسيار است.   &lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3401648-85149701?l=cinema-iran.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3401648/posts/default/85149701'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3401648/posts/default/85149701'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://cinema-iran.blogspot.com/2002_11_24_archive.html#85149701' title=''/><author><name>babak</name><uri>http://www.blogger.com/profile/02643681567210641475</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-3401648.post-84959645</id><published>2002-11-22T22:18:00.000-08:00</published><updated>2002-11-22T22:33:48.000-08:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>شماره 293 مجله فيلم درآمد. غير از طراحي روي جلدش كه به نظرم يكي از بهترين كارهاي پيام يزداني و عليرضا امك چي هست، يك فرق ديگري هم دارد. به همكاران مجله يك نفر تازه وارد اضافه شده است. فكر كنم كم سن و سالترينشان هم هست. مطلبش هم به نظرم مزخرف‌ترين در ميان بقيه نوشته‌هاست. اما هست ديگه. شما به بزرگي خودتان ببخشيد: &lt;br /&gt;&lt;i&gt;&lt;b&gt;يك چشم اندازي ديگر در مه، صفحات 22 و 23&lt;/b&gt;&lt;/i&gt;&lt;br /&gt;&lt;i&gt;فرشاد هوشمند، سينا مطلبي، حسين درخشان، امير قادري و عليرضا معتمدي&lt;/i&gt;، متشكرم از تمام كمك‌هايتان.&lt;br /&gt;( احسان و امير عزيز، چرا مي‌خواهيد آن رفاقت‌هاي قبلي را خراب كنيد. ارزشش را ندارد. باور كنيد. من از شما دلخوري خاصي ندارم.) &lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3401648-84959645?l=cinema-iran.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3401648/posts/default/84959645'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3401648/posts/default/84959645'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://cinema-iran.blogspot.com/2002_11_17_archive.html#84959645' title=''/><author><name>babak</name><uri>http://www.blogger.com/profile/02643681567210641475</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-3401648.post-84465164</id><published>2002-11-13T02:06:00.000-08:00</published><updated>2002-11-13T02:09:47.000-08:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;a href="http://golmakani.blogspot.com"&gt;وقتي هوشنگ گلمكاني وبلاگ نويس مي‌شود.&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;گلمكاني سردبير مجله فيلم چند روزي است خيلي بي‌سر و صدا نوشتن در وبلاگ را شروع كرده است و البته تا به حال دو مطلب بيشتر ننوشته كه هر دو قبلا چاپ شده‌اند. گزارش جشنواره نوآر كورماير ايتاليا كه در شماره 292 مجله فيلم چاپ شده و مطلبي درباره مرگ فرهاد كه آنهم در ويژه‌نامه مجله يك‌هفتم چاپ شده بود.&lt;br /&gt;نوشته‌هاي گلمكاني بويژه گزارش‌هايش هميشه خواندني و جذاب بوده و حالا بايد ببينيم در وبلاگ نويسي چقدر موفق است.&lt;br /&gt;جادوي وبلاگ تا كجا نفوذ كرده است! &lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3401648-84465164?l=cinema-iran.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3401648/posts/default/84465164'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3401648/posts/default/84465164'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://cinema-iran.blogspot.com/2002_11_10_archive.html#84465164' title=''/><author><name>babak</name><uri>http://www.blogger.com/profile/02643681567210641475</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-3401648.post-84213343</id><published>2002-11-07T22:59:00.000-08:00</published><updated>2002-11-07T22:59:53.000-08:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;a href="http://www.mosaferanmovie.com"&gt;سايت اينترنتي فيلم مسافران &lt;/a&gt;حاصل چند روز كار شبانه‌روزي مداوم است كه با اينكه چند قسمتش هنوز آماده نشده اما تا همينجا به نظر خودم سايت خوب و كاملي شده. مسافران بعد از 10 سال دوباره با اضافه شدن حذفيات اكران اول در سينما سپيده نمايش داده مي شود. راه اندازي سايت هم به همين دليل است. يك سر بزنيد و در قسمت نوشته‌هاي شما نظراتتان را درباره مسافران بنويسيد.&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3401648-84213343?l=cinema-iran.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3401648/posts/default/84213343'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3401648/posts/default/84213343'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://cinema-iran.blogspot.com/2002_11_03_archive.html#84213343' title=''/><author><name>babak</name><uri>http://www.blogger.com/profile/02643681567210641475</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-3401648.post-83782600</id><published>2002-10-30T11:00:00.000-08:00</published><updated>2002-10-30T11:01:18.000-08:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>چه احساسي بهتان دست مي‌دهد وقتي مقابل بتتان بنشينيد و درباره كارهايش ازش بپرسيد؟ وقتي كه مي‌داني سوادت به اندازه يك صدم سواد او هم نيست. وقتي هم فهميده تو چه احساسي نسبت بهش داري اما آنقدر بزرگوار هست كه با پاسخهايش به سؤالات دستپاچه‌ات سر و شكل بدهد. وقتي كه لحظه گفتگو بهت مي‌گويد كه اين سخنراني‌ها وقتش را مي‌گيرد و از بازآفريني بازمي‌دارد و تو كه مي‌داني به راستي چنين است خودت را نمي‌بخشي.&lt;br /&gt;دقايق مصاحبه ديشب با بهرام بيضايي به يكي از لحظات زيباي اين روزهاي يكنواخت و كسل كننده تبديل شد. اي كاش دوباره تكرار شود.   &lt;br /&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3401648-83782600?l=cinema-iran.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3401648/posts/default/83782600'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3401648/posts/default/83782600'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://cinema-iran.blogspot.com/2002_10_27_archive.html#83782600' title=''/><author><name>babak</name><uri>http://www.blogger.com/profile/02643681567210641475</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-3401648.post-83447778</id><published>2002-10-23T23:20:00.000-07:00</published><updated>2002-10-23T23:21:06.000-07:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>از همان چند سال پيش كه آهنگهاي عليرضا عصار را مي‌شنيدم هميشه اين نكته به ذهنم مي‌رسيد كه چه زيبا مفاهيم معنوي را در آهنگها و كارهايش كارهايش گنجانده و اتفاقا مخاطباني كه سالهاست از اينگونه مسايل زده شده‌اند با خود همراه كرده است. آهنگهاي قدسيان آسمان و عشق الهي نمونه بارزش هستند. ديشب در سالن ميلاد وقتي كه جمعيت 2500 نفره يكصدا اين آهنگها را بهتر از خود عصار فرياد مي‌زدند، كاملا برايم ثابت شد كه اگر استفاده درستي از هنر در هر زمينه‌اي صورت گيرد نتيجه مطلوبي گرفته خواهد شد. اتفاقا بيش از 90 درصد حاضرين از همان قشري بودند كه حداقل به نظر مي‌رسيد دغدغه اينگونه مسايل (نوعي از عرفان خاص كه در لايه‌هاي پنهان اكثر كارهاي عصار ديده مي‌شود) ندارند. &lt;br /&gt;&lt;i&gt;يه چيز ديگه: فؤاد حجازي و بابك رياحي‌پور واقعا نوازندگان قابلي هستند. باور كنيد! &lt;/i&gt; &lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3401648-83447778?l=cinema-iran.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3401648/posts/default/83447778'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3401648/posts/default/83447778'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://cinema-iran.blogspot.com/2002_10_20_archive.html#83447778' title=''/><author><name>babak</name><uri>http://www.blogger.com/profile/02643681567210641475</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-3401648.post-83215417</id><published>2002-10-19T08:41:00.000-07:00</published><updated>2002-10-19T08:42:04.000-07:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;i&gt;«بهرام رادان حتي يك پورعرب تازه‌كار هم نيست، شايد او وامثال او را وارد سينما كرده‌اند تا بر سياست ضد خوش‌تيپ سالاري چند سال گذشته غلبه كنند و او را تبديل به يك بازيگر گيشه ساز نمايند، ولي آيا او اين قابليت را دارد؟ بحث، به‌نظر فراتر از اين قضيه است، آيا راه خروج سينماي ايران از بن‌بست كنوني، تزريق نسل جديدي از بازيگران بي‌استعداد، اما به زعم دلالان، خوش‌چهره به بدنه سينما است؟ جواب اين سؤال هرچه باشد، فرضيه‌اي بايد پيش راه بگذارد تا از طريق آن و البته بدون آزمون و خطا، بتوان سينما را از اين وضعيت نجات داد، چه، اينكه ديگر وقت آزمون و خطا سپري شده و نمي‌توان بيش از اين صنعت سينما را ناكارآمد كرد.»&lt;/i&gt;&lt;br /&gt;پياله‌اي خالي، بابك كمانگري، همشهري جهان، شنبه 27 مهر1381&lt;br /&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3401648-83215417?l=cinema-iran.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3401648/posts/default/83215417'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3401648/posts/default/83215417'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://cinema-iran.blogspot.com/2002_10_13_archive.html#83215417' title=''/><author><name>babak</name><uri>http://www.blogger.com/profile/02643681567210641475</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-3401648.post-83131337</id><published>2002-10-17T12:34:00.000-07:00</published><updated>2002-10-17T12:35:59.000-07:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;i&gt;وقتي رسيد آهو هنوز نفس داشت &lt;/i&gt;&lt;br /&gt;مجله فيلم اواخر سال 79 در 3 شماره پياپي مصاحبه بلندي با سعيد راد انجام داده بود. مصاحبه كننده هوشنگ گلمكاني بود كه همه از علاقه‌اش به تگنا و سينماي نادري وبالطبع شاخصه‌اش - راد - خبر دارند. و عجب مصاحبه‌اي بود. در طول مصاحبه سعيد‌ راد هاله‌اي از ابهامي كه درباره رفتنش بوجود آمده بود مي‌شكست و بدون ملاحظه مي‌گفت براي گذران زندگي به چه كارهايي روي آورده بود و البته با بغضي فرو خفته مي‌گفت اينها را آنچنانكه حتي همدلي مخالفانش را برمي‌انگيخت. در پايان مصاحبه هم در لفافه‌اي پنهان خطاب به مسؤلين مي‌گفت كه اگر هم اشتباهي كردم مجازاتي بيش از اندازه‌اش تحمل كرده‌ام. بگذاريد كار كنم.&lt;br /&gt;بخش آخر مصاحبه در شماره بهمن چاپ شد. شماره پيش از جشنواره. چند بار خواندمش. هنوز در حس و حالش بودم تا جشنواره كه سعيد راد را در سالن انتظار سالن ميلاد براي تماشاي فيلم قطعه ناتمام ديدم كه مشتاقانه امضا مي‌داد و مشخص بود از وضعيت جديدش سرخوش است. از آن زمان اخبار كارهاي كه قرار بود بازي كند را پيگيري مي‌كردم. كارهاي كه همه در آخرين لحظه منتفي مي‌شدند: سفر به فردا، قارچ سمي و رومي و زنگي. وقتي كه خبر شروع فيلمبرداري دوئل را شنيدم ديگر تنوانستم تحمل كنم. مطلبي نوشتم و دادمش به گويا. براي احترام به بازگشت كسي كه يكي از پايه‌گذاران علاقه‌ام به سينما بود: سعيد راد. با خاطره‌اي روشن از تماشاي فيلم قاصدك (محمد صفار) در 5 سالگي و سكانس پاياني جان دادن راد در كف خيابان با همراهي وقتي رسيد آهو هنوز نفس داشت ................  &lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3401648-83131337?l=cinema-iran.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3401648/posts/default/83131337'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3401648/posts/default/83131337'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://cinema-iran.blogspot.com/2002_10_13_archive.html#83131337' title=''/><author><name>babak</name><uri>http://www.blogger.com/profile/02643681567210641475</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-3401648.post-82651661</id><published>2002-10-07T13:09:00.000-07:00</published><updated>2002-10-07T13:14:44.000-07:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>پاسخي كه بر مطلب آقاي بصير نصيبي نوشتم، بازتابهاي مختلفي در پي داشته. فارغ از صحبتهاي دوستان كه در ديدارهاي حضوري بيان مي‌كنند در محافل هنري نيز مطرح شده است. راديو آزادي نيز روز گذشته در برنامه بهروز ناطقي به طور كامل به بررسي هر دو مطلب پرداخت. برنامه فوق را در&lt;a href="http://www.radioazadi.org/realaudio/thirdhour/2002/10/20021005_1500_1043_1719.ram"&gt; اينجا &lt;/a&gt;مي‌توانيد بشنويد. &lt;br /&gt;فكر نمي‌كنم نيازي به توضيح دوباره باشد. فقط اميدوارم جناب بصيري منظور اصلي مطلب مرا درك كرده باشند و آن را اساعه ادب تصور نكرده باشند.&lt;br /&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3401648-82651661?l=cinema-iran.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3401648/posts/default/82651661'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3401648/posts/default/82651661'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://cinema-iran.blogspot.com/2002_10_06_archive.html#82651661' title=''/><author><name>babak</name><uri>http://www.blogger.com/profile/02643681567210641475</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-3401648.post-82509418</id><published>2002-10-04T03:03:00.000-07:00</published><updated>2002-10-04T03:06:29.000-07:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;i&gt;نوشته زير در پاسخ به مطلب بصير نصيبي كه در خبرنامه گويا چاپ شده بود نوشته شده است. اين مطلب در همان خبرنامه نيز منتشر شده است.&lt;/i&gt;&lt;br /&gt; جناب بصير نصيبي از سينماگران فعال ايراني و از معدود كساني كه در خارج از كشور هنوز به فعاليتهاي سينمائيشان ادامه مي‌دهند درباره برگزاري نخستين جشن سينماي آزاد اطلاعيه‌اي صادر كرده‌اند. در نوشته‌شان اشاره‌اي به مطالبي در روزنامه حيات‌نو كرده‌اند و با توجه به اينكه بنده يكي از اعضاي هيئت تحريريه اين روزنامه هستم و اخبار مربوط به اين جشن را در گزارشهاي هفتگي‌ سينمايي‌ام در روزنامه آورده بودم و اينكه ايشان از تمام رسانه‌هايي كه اخبار اين جشن را پوشش داده‌اند خواسته كه اطلاعيه‌شان را چاپ كنند و سايت اينترنتي 30نما اخبار &lt;br /&gt;اين جشن را به‌طور كامل پوشش داد و با توجه به سمتم در آنجا (دبير خبر) لازم مي‌دانم توضيحاتي در اين باره بدهم:&lt;br /&gt;مي‌دانيم كه در طول اين سالها بر آقاي نصيبي سخت گذشته است و آنقدر مصائب ديده‌اند كه به سختي مي‌توانند برگزاري هر مراسمي را از ديد سياست و اهداف تبليغي نبينند، بخصوص درباره برگزاري مراسمي كه نامي مشابه حركتي كه ايشان در ايران راه انداختند بر خود دارد. اما جناب نصيبي برگزاري جشنواره‌اي كه عده‌اي جوان محلي براي نمايش فيلمهاي كوتاهشان مي‌يابند و فيلمهايشان با آثار ديگر دوستانشان مورد قضاوت قرار مي‌گيرد اشكالي دارد؟ آيا شما خود هدفي جز اين در راه‌اندازي سينماي آزاد داشتيد؟ آيا آمدن تعدادي جوان از مريوان براي نمايش فيلمهايشان كه اتفاقا همه آنها نمايشگر مشكلاتشان بود عملي تبليغي است؟ من هيچ ارتباطي با برگزار كنندگان اين مراسم ندارم و اينها نظراتم نسبت به صحبتهاي شما با توجه به حضورم در اين جشن و مصاحبه‌هايي كه با برگزاركنندگان اين جشنواره داشتم مي‌باشد. درباره علت نامگذاري جشنشان و انجمنشان به نام سينماگران آزاد نيز خود آنها بايد توضيح بدهند. اما جناب نصيبي اگر اعلام نمي‌كردند كه انجمنشان ارتباطي با فعاليتهاي سابق شما ندارد، خودتان نمي‌گفتيد كه اينها اصلا به ما ربطي ندارند؟ اگر مي‌گويند كه دوست داريم از ميانمان يك عياري ديگر رشد كند، تائيد كار شما نيست؟ فكر نمي‌كنيد انتخاب اين نام، علامت و نشانه‌اي به مسؤلين براي ادامه راه قبلي شما باشد؟ فكر نمي‌كنيد علت برگزاري چنين جشنواره‌اي نمايش آثاري بدون نيازمندي به وجود كميته نظارت و انتخاب باشد؟ درباره حضور كيانوش عياري در مراسم اختتاميه هم، ايشان تا لحظات آخر قرار بود در مراسم حضور پيدا كنند اما به دليل انبوه كارها موفق به شركت در مراسم نشد. شما خود بايد بهتر عياري را بشناسيد كه اصلا اينگونه رفتار در وجودش نيست. آنهم نبست به تعدادي جوان. &lt;br /&gt;آقاي نصيبي! شما حق داريد نسبت به سياست‌هاي فرهنگي اظهار نظر كنيد. مي‌توانيد از بي‌عدالتيهايي كه نسبت به شما روا شده داد سخن بدهيد. اما چوبتان را به جواناني نزنيد كه سعي دارند فارغ از اين مسايل و انبوه محدوديت‌ها آنچه دوست دارند انجام دهند. اميدوارم در پاسخ احتمالي‌تان بنده را به عنوان مزدور رژيم و روزنامه‌نگار خاتمي‌چي خطاب نكنيد.&lt;br /&gt;بابك غفوري‌آذر   &lt;br /&gt; &lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3401648-82509418?l=cinema-iran.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3401648/posts/default/82509418'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3401648/posts/default/82509418'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://cinema-iran.blogspot.com/2002_09_29_archive.html#82509418' title=''/><author><name>babak</name><uri>http://www.blogger.com/profile/02643681567210641475</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-3401648.post-82455645</id><published>2002-10-02T23:20:00.000-07:00</published><updated>2002-10-02T23:21:30.000-07:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;b&gt;ويژه سايت 30نما&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;&lt;i&gt;براي بعد از ظهر يك روز تعطيل&lt;/i&gt;&lt;br /&gt;نوشتن درباره دختر شيريني فروش سخت نيست. مثل خود فيلم كه داستان يك خطي‌اش را خيلي راحت بيان مي‌كند و تعمدا از ايهام گويي و ذكر مفاهيم پنهاني دوري مي‌كند. آنچنانكه ايرج طهماسب در مصاحبه‌هاي اندكي هم كه انجام داده است بارها تكرار كرده است كه اين گونه فيلمسازي را بلد است و غير از اين نمي‌تواند بسازد. و اتفاقا همين نوع فيلمسازي در روزهاي اخير از گيشه پاسخ مثبت مي‌گيرد. تماشاچي خسته از انبوه فيلمهاي شعاري كه حرفهاي اجتماعي - سياسي سنگيني را بر سرش مي‌ريختند به سمت فيلمي تمايل نشان مي‌دهد تا كمي دغدغه‌هاي سنتي خودش مثل خواستگاري و ازدواج و ارثيه‌هاي فاميلي را در قالبي كميك ببيند. و چه بهتر كه اين داستان با حضور افراد موجه‌اي چون طهماسب، جبلي، معتمدآريا و ثريا قاسمي روايت شود.&lt;br /&gt;تركيب نهادينه شده جبلي - طهماسب اينجا هم يكبار ديگر خوب از آب درآمده و اين دو آنچنان در بده بستانهايي كه با هم انجام مي‌دهند هماهنگي حيرت‌انگيزي از خود نشان مي‌دهند كه آدم فكر مي‌كند اين دو ساليان سال اين دو نقش را با يكديگر تمرين كرده‌اند. البته در اين ميان وزن بازي جبلي بخاطر نقش متفاوتي كه بازي مي‌كند بيشتر است. و وصله ناجور، نقش معتمد‌آريا است كه اصلا درنيامده و هرچه خود معتمد‌آريا نيز تلاش كرده نتوانسته به بهتر شدنش كمك كند. اتفاقا در همان صحنه‌اي كه عينكش را ( كه علامت و نشاني براي اين نقش است ) برمي‌دارد تازه همدلي تماشاگر را برمي‌انگيزد.&lt;br /&gt;ضعف اصلي فيلم در فيلمنامه‌اش است كه سعي دارد يك موتيف تكرار شونده را به جلو ببرد. اما نمي‌تواند مصالح لازم آن را بيابد. صرف جابجايي پنهاني جهازيه براي اين تكرار كافي نيست و تماشاگر را خسته مي‌كند. ضمن اينكه مشكلات ديگري نيز وجود دارد مثل رابطه دامادها با جبلي كه بيننده ابتدا فكر مي‌كند اينها به اختلاف دامن مي زنند و دارند از پدر سؤاستفاده مي‌كنند و خود رابطه دختر و پسر كه بخاطر نقش معتمد‌آريا كمي غريب است.&lt;br /&gt;دختر شيريني فروش فيلم بدي نيست. يك فيلم بسيار مناسب براي بعد از ظهر روزهاي تعطيل خانواده‌ها. فقط شما فكر مي‌كنيد اين فيلم بدون حضور جبلي و طهماسب چگونه مي‌شد؟   &lt;br /&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3401648-82455645?l=cinema-iran.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3401648/posts/default/82455645'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3401648/posts/default/82455645'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://cinema-iran.blogspot.com/2002_09_29_archive.html#82455645' title=''/><author><name>babak</name><uri>http://www.blogger.com/profile/02643681567210641475</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-3401648.post-82302673</id><published>2002-09-29T23:38:00.000-07:00</published><updated>2002-09-29T23:40:58.000-07:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>مردي با تمام دلايل فيلمي 26 دقيقه‌اي از فاطمه معتد‌آريا است كه در آن معتمد‌آريا سعي دارد به نوعي احساسات قلبي خود را نسبت به سيدمحمد خاتمي بيان كند. فيلم در بحبوحه انتخابات رياست‌جمهوري بهار 80 فيلمبرداري شده است و اين شائبه را براي بيننده پيش مي‌آورد كه فيلمي تبليغاتي درباره خاتمي است. شايد به اين دليل است كه معتمد‌آريا سكانسي را در فيلم قرار داده تا هنگام رانندگي صريحا بگويد كه نمي‌خواهد فيلم تبليغاتي ‌بسازد. البته اين را هم مي‌گويد كه دوست دارد براي او كاري بكند اما نمي‌داند چه كاري. در لابلاي فيلم هم قسمتهاي از صحبتهاي فريبرز رثيس‌دانا، بهرام بيضائي و محمدعلي سپانلو قرار گرفته كه نظرات شخصي‌شان را نسبت به خاتمي بيان مي‌كنند.&lt;br /&gt; بيشترين جذابيت فيلم بخاطر صحنه‌هايي است كه خاتمي را ديدارهاي خصوصي نشان مي‌دهد و تماشاگر ايراني هم كه عادت كرده دولتمردانش را فقط در ديدارهاي رسمي ببيند اين تصاوير برايش تازگي دارد. كاملا مشخص است كه معتمد‌آريا سعي كرده فيلم را پس از فيلمبرداري شكل بدهد كه چندان موفق به نظر نمي‌‌آيد. چند تيكه باحال هم در فيلم قرار دارد. يكي جايي است كه معتمد‌آريا پس از سلام و احوال پرسي با خاتمي فيلمبردار فيلمش را به خاتمي معرفي مي‌كند و مي‌گويد شوهر خواهرش است و خاتمي با خنده‌اي شيطنت آميز سوال مي‌كند كه پس خواهرتان كجا هستند؟ و جاي ديگر هم در مراسم افطار هيئت‌وزيران است كه معتمد‌‌آريا جلوي در از مدعوين فيلم مي‌گيرد و هنگام ورود عطاالله مهاجراني، مهاجراني با خنده از او مي‌پرسد كه مراسم افطار هنرمندان روز ديگر است و معتمد‌آريا در پاسخ با كنايه مي‌گويد كه آمده است با بزرگمردان افطار كند. و جالبتر از همه جايي است كه در ديداري فاميلي پسر جواني به خاتمي معرفي مي‌شود و خاتمي ازش مي‌پرسد كه مگر قبلا طلبه نبودي و او مي‌گويد كه نيمه‌كاره رهايش كرده و خاتمي مي‌گويد كه پس آخوند بودي، آدم شدي!!!    &lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3401648-82302673?l=cinema-iran.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3401648/posts/default/82302673'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3401648/posts/default/82302673'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://cinema-iran.blogspot.com/2002_09_29_archive.html#82302673' title=''/><author><name>babak</name><uri>http://www.blogger.com/profile/02643681567210641475</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-3401648.post-82261489</id><published>2002-09-28T22:48:00.000-07:00</published><updated>2002-09-28T22:52:31.000-07:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>از روز دوشنبه هفته گذشته هفته فيلمي جشن گونه در فرهنگسراي ارسباران برگزار مي‌شود كه در آن تقريبا تمام آثار كوتاه مطرح يكي دو سال اخير به نمايش در مي‌آيد. امروز آخرين روز اين جشن است و فردا مراسم اختتاميه. در اين مدت خودم 2 روز فرصت كردم كه فيلمها را ببينم كه البته بد نبود و كمي حس جشنواره را به ما نسل جشنواره رو دست داد. اما خب مشخصه كه فيلمسازان جوان ما هم به تاسي از بزرگانشان چشم به آن سوي آب دارند و حتي تيتراژ بعضي فيمها فارسي ـ فرانسوي ! يا مثل فيلم خانم نيكي كريمي كاملا انگليسي است! در اين ميان سرك كشيدن به زندگي روستا نشينان بويژه كردها هم جايگاه ويژه‌اي دارد و مي‌شود هر روز يك فيلم اينچنيني يافت. از ميان فيلمهاي كه تا به حال ديدم يكي فيلم يادهاي ملايم مهرشاد كارخاني بهتر از بقيه بود و ديگري هم‌سايه علي مصفا كه نشان داده بود حداقل در اين چند سالي كه با تعدادي كارگردان مطرح كار كرده، چند نكته فرا گرفته. خلاصه كه برنامه بدي نيست و مقداري از رياكاري معمول ما ايرانيان دور است!&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3401648-82261489?l=cinema-iran.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3401648/posts/default/82261489'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3401648/posts/default/82261489'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://cinema-iran.blogspot.com/2002_09_22_archive.html#82261489' title=''/><author><name>babak</name><uri>http://www.blogger.com/profile/02643681567210641475</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-3401648.post-82179951</id><published>2002-09-26T22:42:00.000-07:00</published><updated>2002-09-27T07:46:13.000-07:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>فكر مي‌كنم اكثر افرادي كه اينجا رو مي‌خونند، خودم رو از نزديك ديده‌اند. اما اگر كسي هست كه منو نديده و فكر مي‌كنه چه گنده دماغي اين خزعبلات رو مي‌نويسه، مي‌تونه بره&lt;a href="http://pendar.irwb.com/page.asp?articleid=90"&gt; صفحه اول پندار &lt;/a&gt;و عكس بنده رو ببينه. اگه مي‌بنيد عكس فلو و تار و تا سرحدامكان بده تقصير عكاسشه (كه خود نيما افشار نادريه) نه من. عكس هم بدون اينكه به خودم بگه گذاشته. اگه گفته بود حداقل يه دونه از اون عكساي مكيش مرگما مي‌دادم  تا حداقل ما هم يه چيزي گيرمون ميومد!!!  &lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3401648-82179951?l=cinema-iran.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3401648/posts/default/82179951'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3401648/posts/default/82179951'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://cinema-iran.blogspot.com/2002_09_22_archive.html#82179951' title=''/><author><name>babak</name><uri>http://www.blogger.com/profile/02643681567210641475</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-3401648.post-82154684</id><published>2002-09-26T10:58:00.000-07:00</published><updated>2002-09-26T11:05:46.000-07:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;b&gt;ويژه سايت 30نما&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;                               &lt;i&gt;آقاي قادري، رحم كنيد!&lt;/i&gt;&lt;br /&gt;سام و نرگس نمونه‌ بسيار خوبي براي آنهايي است كه اعتقاد دارند سينماي ايران به سمت ابتذال پيش مي‌رود. تقريبا تمام مواردي كه اين گروه به عنوان نشانه‌هاي انحراف سينماي ايران نام مي‌برند در اين فيلم وجود دارد. يك فيلم جوانانه، كه نه شخصيت پردازي درستي دارد، نه جوانهايش شبيه جوانهاي امروز است نه مشكلي از اين طبقه را بيان مي‌كند. يك داستان يك خطي درباره عشق يك پسر به خواهر دوست صميمي‌اش با تمام مشخصات كليشه‌اي و نخ‌نما شده اينگونه فيلمها. يكي بايد پيدا شود و به جناب ايرج قادري بگويد كه ديگر داستانهاي دهه 40 و 50 را نمي‌توان تحويل تماشاگر امروزي داد و يا اگر فقط اينگونه داستانها را بلديم، كمي به روز تر و امروزي ترشان بكنيم. ( البته منظور از امروزي كردن گيتار دادن دست قهرمان فيلم نيست.) مشكلات ساختاري و محتوايي فيلم آنقدر زياد است كه از حد شمارش خارج است اما نكته جالب اينجاست كه زمانيكه تماشاچي از منطق داستاني و سيل اتفاقات هاج و واج مانده است ناگهان از دهان بازيگران فيلم جملات قصاري درباره وجود تعصبات كوركورانه در خانواده‌هاي ايراني مي‌شنود!&lt;br /&gt;واقعا مشخص نيست تجربه 40 سال فيلمسازي ايرج قادري كجا رفته است كه حتي يك بازي معمولي نيز از بازيگرانش نگرفته است. لحن بيان جملات 3 بازيگر اصلي فيلم از حد تصنع خنده‌دار است. يكي لمپن‌وار با دهاني نيمه باز قربون صدقه رفيقش مي‌رود يا فرياد از ته گلو مي‌كشد، آن يكي مانند بازيگران هندي از ته دل عاشقنه صحبت مي‌كند و ديگري در كل فيلم يا چادر افتاده‌اش را جمع مي‌كند يا گريه مي‌كند.&lt;br /&gt;مي‌خواهم زنده بمانم همه را به بازگشتي اميدوار كننده براي ايرج قادري اميدوار كرد اما فيلمهاي بعدي چنين تصوري را به كل پاك كرد. شايد مي‌خواهم زنده بمانم را خود قادري نساخته بود!    &lt;br /&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3401648-82154684?l=cinema-iran.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3401648/posts/default/82154684'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3401648/posts/default/82154684'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://cinema-iran.blogspot.com/2002_09_22_archive.html#82154684' title=''/><author><name>babak</name><uri>http://www.blogger.com/profile/02643681567210641475</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-3401648.post-82032374</id><published>2002-09-23T22:47:00.000-07:00</published><updated>2002-09-23T22:47:45.243-07:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>جنگ رسانه‌اي، عجب تركيبي. جون مي‌ده براي اسم فيلم. كلي هم تو سينماهاي انقلاب فروش مي‌كنه. &lt;br /&gt;مي‌گن ايرانيها ذاتا آدمهاي هنرمندي هستند. يعني هر ايراني مادرزاد داستان نويس و شاعر و نوازنده و ... است. من به عينه داستان نويس بودن ايرانيها برايم ثابت شد. تازه داستانهاي پست مدرني كه همه به قدرت نويسنده‌اش پي مي‌برند. اما به نظر من مهم‌تر اون فرد يا چيزيه كه باعث شده اين استعداد نهفته شكوفا بشه. بايد ازش تشكر كرد. آخه اصولا حيفه كه آدم بدونه بعضي‌ها چه استعداد نابي دارند و كمك به شكوفا شدنش نكنه. البته بعضي مواقع استعداد كشف شده دچار توهم مي‌شود و ... خب آدمه ديگه....&lt;br /&gt;چون توصيه‌هاي قبلي بدجوري كارگر افتاد چند توصيه ديگر هم اضافه مي‌كنم:&lt;br /&gt;براي انجام هر كاري اجازه بگيريد، مثلا اگر از مدتها پيش درباره سينما مي‌نوشتيد، بازهم اجازه بگيريد چون ممكنه يكي فقط فيلم ببينه و اين اصلاخوب نيست كه شما درباره فيلم مي‌نويسيد.&lt;br /&gt;در انتخاب دوستانتان دقت كنيد. بخصوص در مورد فرشاد حساسيتها زياد است.&lt;br /&gt;كاري را كه انجام مي‌دهيد تا مي توانيد مهم جلوه دهيد. اين خيلي مهم است و بعدا به كارتان مي‌آيد.&lt;br /&gt;ابرقو جاي خوبي است. اهالي‌اش هم شاهكار. تا مي‌توانيد با آنها معاشرت كنيد. اما سريع نگوييد براي كجا هستيد. خوبيت ندارد.&lt;br /&gt;اگر چيزي نوشتيد و جوابتان را دادند هيچ وقت پا پس نكشيد تا طرفتان از رو برود.&lt;br /&gt;&lt;i&gt;علي دهكردي پس از سيلي كه از رفيق زمان جنگش در از كرخه تا راين مي‌خورد به او مي‌گويد: همه چي رو ارزون فروختي حتي همين سيلي رو.&lt;br /&gt; &lt;/i&gt; &lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3401648-82032374?l=cinema-iran.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3401648/posts/default/82032374'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3401648/posts/default/82032374'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://cinema-iran.blogspot.com/2002_09_22_archive.html#82032374' title=''/><author><name>babak</name><uri>http://www.blogger.com/profile/02643681567210641475</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-3401648.post-82000888</id><published>2002-09-23T10:09:00.000-07:00</published><updated>2002-09-23T10:10:29.000-07:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;b&gt;چند توصيه خيلي خيلي مهم:&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;هيچ وقت سعي نكنيد جمعي را بوجود آوريد كه بعدا خودتان را نپذيرند. در انتخابتان دقت كنيد.&lt;br /&gt;با چند پينگليش نويسي تو ياهو مسنجر به طرفتان اعتماد نكنيد. هيچ بعيد نيست بعدا سؤاستفاده‌اي ازتان بكند حتي اگر هر روز او را ببينيد و نوشته‌هايش را بخواني.&lt;br /&gt;فقط به قصد دختر بازي و پسر بازي و مخ زني از وبلاگ استفاده كنيد. براي كار فرهنگي اصلا مناسب نيست.&lt;br /&gt;تو هر جمعي حتما سعي كنيد جبهه و طرفداري براي خود بوجود آوريد. سعي كنيد از نصف بيشتر باشد تا در راي گيريها به نظرات شما عمل شود.&lt;br /&gt;اگر در داخل جبهه‌تان اختلافي پيش آمد، اصلا نگران نباشيد با كمي شمال رفتن و مسافرت همه چيز درست مي‌شود.&lt;br /&gt;كاملا حسابگرانه عمل كنيد. سينما، كنسرت رفتن، خانه همديگر رفتن نبايد باعث شود كه شما از روي حسابگري تصميم گيري نكنيد.&lt;br /&gt;حتما با گروهتان تصميمهايتان را چك كنيد.&lt;br /&gt;اگر چيزي نوشتيد و جوابتان را دادند، هيچ وقت پا پس نكشيد تا طرفتان از رو برود.&lt;br /&gt;&lt;i&gt;سعيد كنگراني در فيلم در امتداد شب جاييكه گوگوش بپايي را از تاديبش منع مي‌كند به گوگوش مي‌گويد: خيلي ممنون كه نذاشتين كتكم بزنه.&lt;/i&gt;&lt;br /&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3401648-82000888?l=cinema-iran.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3401648/posts/default/82000888'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3401648/posts/default/82000888'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://cinema-iran.blogspot.com/2002_09_22_archive.html#82000888' title=''/><author><name>babak</name><uri>http://www.blogger.com/profile/02643681567210641475</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-3401648.post-80926121</id><published>2002-08-30T11:08:00.000-07:00</published><updated>2002-08-30T11:08:50.206-07:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>نيمه دوم سال 1357 كه كم كم شعله هاي انقلاب اسلامي در ايران شعله ور مي شد،&lt;i&gt; بهروز وثوقي&lt;/i&gt; بازيگر مطرح سينماي ايران در لس آنجلس مشغول بازي در فيلم گربه در قفس به كارگرداني محمد زرين دست بود كه به او خبر رسيد هم اكنون اوضاع چندان مناسب نمي باشد و به صلاح است كه مدتي را در همانجا بماند و وثوقي به اين توصيه عمل كرد. توصيه اي كه عمل به آن تا به حال طول كشيده است. پس از پيروزي انقلاب و در روزهايي كه همگان به دنبال افشاگري بودند، شايعه ارتباط وثوقي با اعضاي دربار به شدت بر سر زبانها افتاد و همين موضوع به عنوان مهمترين مشكل وثوقي براي بازگشت و حضور در سينماي ايران از همان سالها عنوان مي شد. در اين سالها بهروز وثوقي در آمريكا هرازچندي در فيلم مهجوري حضور مي يافت و علاقمندانش در ايران با رواج روزافزون ويدئو، فيلمهاي جديد و قديمش را بارها مي ديدند و قدرت بازيگريش را مي ستودند. آنچنان كه آهسته آهسته اسطوره بازيگري بهروز وثوقي شكل گرفت و او را تا حد بهترين بازيگر تاريخ سينماي ايران بالا برد.&lt;br /&gt;دوم خرداد 76 همانطور كه براي بسياري از مردم داخل ايران به عنوان جرياني كه با وعده گشايش در بسياري از امور به راه افتاده بود براي ايرانيان دور از وطن نيز به عنوان دريچه اي براي تغيير وضعيت ديده مي شد. اينطور بود كه بسياري امكان بازگشت و كار در ايران را مساعد مي يافتند. وثوقي نيز به شوق بازگشت دست به كار شد و تماسهايي برقرار شد. در مصاحبه اي اعلام كرد كه براي بازگشت مي توان از همه چيز گذشت و از بازي در تعدادي از فيلمهاي قبليش ابراز پشيماني كرد. در داخل نيز كارگردانهاي بسياري او را به عنوان بازيگر فيلمشان انتخاب كرده بودند و هر روز شايعات مختلفي از بازگشت بهروز وثوقي به ايران شنيده مي شد. تا اينكه سيف الله داد مدير وقت امور سينمايي كشور در مصاحبه اي امكان بازگشت بازيگران قديمي به سينما را منتفي دانست و آن را حركتي در جهت بازگشت به عقب براي سينماي ايران توصيف كرد. به اين ترتيب پرونده بازگشت بهروز وثوقي بسته شد. تا چند روز پيش كه بهروز افخمي در مصاحبه اي اعلام كرد كه يكي از انتخابهايش براي فيلم جديدش، تنگسير، بهروز وثوقي است. او در همان مصاحبه گفته است كه عده اي گمان مي كنند براي انجام هر كاري نياز به كسب اجازه است در حاليكه با اينكار بيشتر حساسيتها برانگيخته مي شود. اگر در نظر بگيريم كه تنگسير قرار است پروژه اي بسيار سنگين باشد و فيلمبرداري بعضي از بخشهاي آن قرار است در خارج از كشور انجام شود و اينكه هم اكنون افخمي نماينده مردم تهران در مجلس و عضو مركزي حزب مشاركت است شايد بتوان به اين نتيجه رسيد كه ممكن است دوباره بهروز وثوقي در فيلمي ايراني بازي كند.     &lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3401648-80926121?l=cinema-iran.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3401648/posts/default/80926121'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3401648/posts/default/80926121'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://cinema-iran.blogspot.com/2002_08_25_archive.html#80926121' title=''/><author><name>babak</name><uri>http://www.blogger.com/profile/02643681567210641475</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-3401648.post-80681749</id><published>2002-08-24T23:57:00.000-07:00</published><updated>2002-08-24T23:57:55.563-07:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>در روزي كه هفته نامه سينماي نو آخرين شماره اش را منتشر مي كرد و بر روي جلدش تصوير شاهكار جاويد اورسن ولز، همشهري كين چاپ شده  بود تا شايد مثل آن فيلم در يادها باقي بماند، هفته نامه پيام آور شماره اول دور جديدش را منتشر مي كرد. پيام آور كه آخرين شماره اش را 5 خرداد چاپ كرده بود و پس از آن به طرز ناگهاني و عجيبي محو شده بود قرار بود نسخه جايگزيني باشد براي هفته نامه تماشاگران كه  در سال گذشته توانسته بود با ادبياتي جديد و شكلي متفاوت خوانندگان بسياري بيابد. تماشاگران نخستين نشريه اي بود كه در آن مي شد اصطلاحات خاص جوانان اين روزها چون خفن را يافت گرچه علي رغم همه اين موفقيتها به دليل اختلافات دروني و اختلاف نظر مدير مسؤل با كادر نويسندگان نتوانست به انتشارش ادامه دهد و براي هميشه به تاريخ پيوست. اما در آغاز سال 81 جمعي از نويسندگان تماشاگران به سرپرستي سيامك رحماني تصميم گرفتند تماشاگران را در قالب نشريه اي جديد احيا كنند و اينچنين شد كه دوره جديد پيام آور از 24 فروردين انتشارش را آغاز كرد و از همان ابتدا اعلام كرد كه جانشين تماشاگران است تا انبوه خوانندگان آن نشريه پر طرفدار را به سوي خود جلب كند. با اينهمه ائتلاف جديد چندان استوار نبود و در كمتر از 3 ماه همه چيز فرو ريخت. در حاليكه تلاش بسياري براي نزديك شدن به تماشاگران انجام شده بود اما كاملا مشخص بود با الگوي خود فاصله دارد. به نظر مي رسيد نويسندگان پيام آور رمز اصلي موفقيت تماشاگران را به درستي درك نكرده بودند و همين، عاملي شده بود تا پيام آور هر چه بيشتر به سمت نشريه اي معمولي و حتي در بعضي موارد زرد پيش رود.  حالا دوباره پيام آور انتشارش را آغاز كرده است. در شناسنامه نشريه نامي از سردبير به چشم نمي خورد و محمد نبوتي مدير مسؤل هفته نامه در يادداشتي انتشار مجدد نشريه را اينگونه توضيح داده است:&lt;br /&gt;&lt;i&gt;حدود سه ماه پيش در شرايطي كه همگان پيام آور را نشريه اي موفق مي پنداشتند، ضمن يك نگرش دقيق به عملكرد خويش، دستاوردها را ناموفق تشخيص داده و براي برنامه ريزي، ايجاد تحول و دستيابي به اهدافي فراتر از تهيه، چاپ و فروش، نشريه را تعطيل كرديم.&lt;/i&gt;&lt;br /&gt;از ميان نويسندگان قبلي پيام آور كه نامشان به نوعي در پيام آور جديد به چشم مي خورد مي توان به نامهايي چون مزدك علي نظري، امير مهدي ژوله( با نام مستعار امير توشه ) و حميد رمو اشاره كرد. ضمن اينكه نام كيوان حسيني و اميد صادقي نيز به عنوان نويسندگان مطالب به چشم مي خورد. به نظر مي رسد پيام آور جديد مي خواهد باز هم تماشاگراني موفق باشد به دور از زردي پيام آور قبلي گرچه عكسهاي روي جلد و تيترها چيز ديگري مي گويند:  &lt;b&gt;تصويري فوق ستاره گونه اي از محمد رضا گلزار در هيبت سوپر استارهاي ام تي وي و تيتري مثل رقابت 4 ستاره سينما براي مانكن شدن.&lt;/b&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3401648-80681749?l=cinema-iran.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3401648/posts/default/80681749'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3401648/posts/default/80681749'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://cinema-iran.blogspot.com/2002_08_18_archive.html#80681749' title=''/><author><name>babak</name><uri>http://www.blogger.com/profile/02643681567210641475</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-3401648.post-80514442</id><published>2002-08-21T01:40:00.000-07:00</published><updated>2002-08-21T01:49:10.000-07:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;i&gt;علي فلاحيان در گفتگو با پيام فضلي نژاد: همكاري وزارت اطلاعات در تهيه فيلم سلطان را تكذيب نمي كنم.&lt;/i&gt;&lt;br /&gt; از زماني كه ضيافت در چهاردهمين جشنواره بين المللي فيلم فجر به نمايش در آمد و فريبرز عرب نيا در هيبت يك مامور اطلاعاتي مانند قهرمانان پيشين كيميايي مشكل اقتصادي رفيق دوران دبيرستانش را با صلابت حل مي كرد مي شد حدس زد كه توصيه هاي آن مرد بلند قد و پالتو پوش كه در هتل به ملاقات كارگردان و بهرام بيضايي آمده بود در فيلم لحاظ شده است. آن روزها بسياري آن قامت قهرمانانه و تنهاي قهرمان كيميايي را در فيلم پيدا نمي كردند و آن را وصله اي درشت به دنياي فيلمسازي كارگردان محبوب مي دانستند. اما براي ابراز اين ضعف سال 74 زود بود. &lt;br /&gt;ولي نتيجه كار رضايت بخش بود و اين بار به جاي نشان دادن كل مجموعه مي شد جهت گيريها را بيان كرد. روزهايي كه برجهاي تهران يكي يكي سر به فلك مي كشيدند و در اين بالا رفتنها اختلاف طبيعي است. قهرمان كيميايي اين بار به مبارزه اي عاشقانه با اين جريان بر مي خواست و در سكانسي رؤيايي در برابر پرده سينما كتك مفصلي مي خورد. آيا اين صحنه  بقض فيلمساز ما نبود كه بخاطر ماندن بر همان پرده مي بايست بهايي اينچنين مي پرداخت؟ گرچه مي دانست در اين وضعيت تنها نيست و حداقل در ديدارهايش كسي چون بهرام همراهش است و از بقيه ديدارها نيز مطلع بود اما ظاهرا هضم اين قضيه براي او دشوارتر از بقيه بود، چه پس از رهايي از اين جريان به آشفته گويي چون فرياد منتج شد. اما هنوز داستان تمام نشده بود، گرچه قهرمانش مرده بود. زماني كه كمي پرده كنار رفت و تيتراژ پاياني سلطان بهتر ديده شد بازهم فيلمساز دوست داشتني ما نگاهها را به سوي خود ديد و آنچنان به تكاپو افتاد كه عاقبت به دست خود باعث شد تنها خودش در آن معركه ديدارهاي فراوان ديده شود و بقيه فارغ از اين جريان به كار خود بپردازند. مسافرت خارجي با هيبتي تازه و حرفهاي ديگر نيز نتوانست ذهن آشفته و پريشان قهرمان ما را آرام كند حتي بر آن نيز افزود و بر مشكلاتش اضافه كرد. در بازگشت نيز بازهم در مصاحبه اي ديگر اين اوضاع را پيچيده تر كرد تا به دست خود امكان آغاز فيلمبرداري فيلم جديدش كه بسياري به آن اميدوار بودند از بين ببرد. اي كاش اطرافيان فراوان استاد بتوانند در اين ميان كمكي به حل اين مشكل بكنند.     &lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3401648-80514442?l=cinema-iran.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3401648/posts/default/80514442'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3401648/posts/default/80514442'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://cinema-iran.blogspot.com/2002_08_18_archive.html#80514442' title=''/><author><name>babak</name><uri>http://www.blogger.com/profile/02643681567210641475</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-3401648.post-80419488</id><published>2002-08-19T00:04:00.000-07:00</published><updated>2002-08-19T23:09:30.000-07:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>جناب رضا فرمانفرماي عزيز ظاهرا حسابي دارند مشهور مي شوند. از دوست وبلاگ نويس&lt;a href="http://moviezone.blogspot.com"&gt; برداشت دومان &lt;/a&gt;بگيريد تا بهمن قبادي كه بنا به گفته&lt;a href="http://azarm.persianblog.com"&gt; محسن آزرم &lt;/a&gt;پيگيري فيلمنامه سپرده شده به اسكورسيزي را از او خواسته است. اينطور كارها در دفعات اول و در چند شماره مي تواند جذاب و خواندني باشد. پس از اين مدت حتما سبب ايجاد مشكلات و ناراحتي هاي فراوان خواهد شد. از خوانندگان هفته نامه سينماي نو هم چنين عكس العملهايي بعيد است. نكته جالب اينجاست كه حتي نويسندگان خود هفته نامه هم از نفس عمل راضي نيستند و آن را درست نمي دانند. حالا چه عامل يا فردي سبب پايداري اين صفحه شده است خدا عالم است. فقط به دوست نويسنده وبلاگ برداشت دوم اين نصيحت دوستانه را مي كنم كه مواظب باشد سركار نرود.&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3401648-80419488?l=cinema-iran.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3401648/posts/default/80419488'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3401648/posts/default/80419488'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://cinema-iran.blogspot.com/2002_08_18_archive.html#80419488' title=''/><author><name>babak</name><uri>http://www.blogger.com/profile/02643681567210641475</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-3401648.post-80363353</id><published>2002-08-17T11:07:00.000-07:00</published><updated>2002-08-17T11:29:19.000-07:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>به نظر مي رسد فشارها بر روي فيلم &lt;i&gt;&lt;b&gt;«زندان زنان» &lt;/b&gt;&lt;/i&gt;هر روز بيشتر مي شود و اگر اين روند ادامه پيدا كند به احتمال زياد فيلم از پرده پايين كشيده خواهد شد. با آنكه نسخه فعلي آن بسيار تعديل شده است و با آنچه كه ابتدا بر فيلمنامه تصميم بر ساختش بود تفاوت بسيار دارد اما هنوز حساسيت بر انگيز است و مي تواند دستاويزي براي مخالفان باشد تا به فيلم حمله كنند. امروز روزنامه كيهان در 2 ستون جداگانه به فيلم حمله كرده بود و عمل مسؤلان وزارت ارشاد در نمايش فيلم را مورد انتقاد قرار داده بود. روزنامه رسالت هم در مطلبي تقريبا مشابه خواستار واكنش قوه قضائيه در قبال نمايش فيلم شده بود. اگر بيانيه هفته گذشته جمعيت زنان انقلاب اسلامي را در كنار اينها بگذاريم مي توانيم به شكل گيري روندي براي مقابله با فيلم برسيم. فعلا فرصت را براي تماشاي زندان زنان از دست ندهيد. &lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3401648-80363353?l=cinema-iran.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3401648/posts/default/80363353'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3401648/posts/default/80363353'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://cinema-iran.blogspot.com/2002_08_11_archive.html#80363353' title=''/><author><name>babak</name><uri>http://www.blogger.com/profile/02643681567210641475</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-3401648.post-80363238</id><published>2002-08-17T11:03:00.000-07:00</published><updated>2002-08-17T11:27:57.000-07:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;a href="http://azarm.persianblog.com"&gt;محسن خان آزرم&lt;/a&gt; 3 راه منتقد شدن در ايران را در وبلاگشان توضيح داده اند. ما كه هنوز منتقد نشده ايم، نمي دانيم اين راهها چقدر صحيح هستند و آيا همه آنهايي كه الان منتقد هستند از طريق يكي از اين 3 راه به اين شغل شريف مشغول هستند؟ شما اگر سوداي اين را در سر داريد كه زماني منقد شويد به وبلاگشان برويد از راهكارهاي پيشنهاديشان استفاده نماييد.&lt;br /&gt;اما از شوخي گذشته خيلي مطلب جالبي است. اما محسن، من هر چه گشتم ديدم وضعيتم در هيچكدام از اين 3 حالت صدق نمي كند، راه ديگري وجود ندارد كه ما منتقد شويم؟&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3401648-80363238?l=cinema-iran.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3401648/posts/default/80363238'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3401648/posts/default/80363238'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://cinema-iran.blogspot.com/2002_08_11_archive.html#80363238' title=''/><author><name>babak</name><uri>http://www.blogger.com/profile/02643681567210641475</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-3401648.post-80307509</id><published>2002-08-15T22:31:00.000-07:00</published><updated>2002-08-15T22:32:13.000-07:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;i&gt;خبر ويژه: &lt;/i&gt;هديه تهراني باز هم براي بازي در فيلمي شرط تغيير هنرپيشه مقابلش را گذاشته است. اين بار قرعه شانس به نام مهدي صفوي است. مهدي صفوي براي آنها كه ديده اند بازيگر نقش پسر معتاد رضا كيانيان در خانه اي روي آب است و ظاهرا در اين مدت آنقدر با خانم تهراني نزديك شده اند كه ايشان حاضر نيستند بدون او جلوي دوربين ظاهر شوند. تهيه كننده فيلم مذكور فعلا نمي خواهد چندان بر سر اين قضيه جنجال به پا شود.&lt;br /&gt; خبرهاي تكميلي ( در صورت دريافت ) اعلام خواهد شد!! &lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3401648-80307509?l=cinema-iran.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3401648/posts/default/80307509'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3401648/posts/default/80307509'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://cinema-iran.blogspot.com/2002_08_11_archive.html#80307509' title=''/><author><name>babak</name><uri>http://www.blogger.com/profile/02643681567210641475</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-3401648.post-80222048</id><published>2002-08-14T00:04:00.000-07:00</published><updated>2002-08-14T00:04:52.600-07:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>سيندرلا در نيامده است. كاملا مشخص است كه فيلمنامه حاتمي كيا و رضايي در دستان بيرنگ و رسام بي روح و فاقد اصالت شده است. اصلا تكليف فيلم مشخص نيست، از يك فيلم فانتزي صرف ناگهان به يك پروپاگانداي شديد سياسي تبديل مي شود.  تا نيمه هايش كه اصلا تكليف تماشاگر مشخص نيست كه  با چه فيلمي طرف است، 45 دقيقه از آن كاملا صرف اين مي شود كه تماشاگر بفهمد زوج فيلم دنياي خيالي بسيار زيبايي دارند. فكر مي كنم حاتمي كيا با ديدن نتيجه كار رضايت داده است كه فيلم نمايش داده شود. &lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3401648-80222048?l=cinema-iran.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3401648/posts/default/80222048'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3401648/posts/default/80222048'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://cinema-iran.blogspot.com/2002_08_11_archive.html#80222048' title=''/><author><name>babak</name><uri>http://www.blogger.com/profile/02643681567210641475</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-3401648.post-80174067</id><published>2002-08-12T23:15:00.000-07:00</published><updated>2002-08-12T23:16:11.000-07:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>شماره جديد&lt;a href="http://www.cappuccinomag.com"&gt; كاپوچينو &lt;/a&gt;منتشر شد. علاوه بر اينكه در آن مي توانيد يك مصاحبه مفصل با ابراهيم نبوي را بخوانيد، در بقيه بخشها نيز مطالب خواندني فراوان است. به نظر خودمان كه بهترين شماره تا به حال است.شما هم يك فنجان بخوريد ببينيد باب طبع است يا نه؟&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3401648-80174067?l=cinema-iran.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3401648/posts/default/80174067'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3401648/posts/default/80174067'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://cinema-iran.blogspot.com/2002_08_11_archive.html#80174067' title=''/><author><name>babak</name><uri>http://www.blogger.com/profile/02643681567210641475</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-3401648.post-80076693</id><published>2002-08-10T14:19:00.000-07:00</published><updated>2002-08-12T23:07:05.000-07:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>لينكهاي بغل را عوض يا بهتر بگويم به روز! كردم. در اين مدت در سليقه وبلاگ خواني ام هم تغييراتي ايجاد شده يا دوستان جديدي پيدا كردم يا ... اصلا اينجوري است ديگر. &lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3401648-80076693?l=cinema-iran.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3401648/posts/default/80076693'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3401648/posts/default/80076693'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://cinema-iran.blogspot.com/2002_08_04_archive.html#80076693' title=''/><author><name>babak</name><uri>http://www.blogger.com/profile/02643681567210641475</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-3401648.post-80021514</id><published>2002-08-09T03:36:00.000-07:00</published><updated>2002-08-09T03:36:15.166-07:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>زندان زنان از آن چه كه فكر مي كردم خيلي بهتر بود. با اين فيلم بايد ورود يك فيلمساز زن ديگر را به جامعه سينمائي كشور خوش آمد بگوييم. منيژه حكمت حداقل در اين ساخته اش نشان داده كه به ابزار سينما متصل است. البته نبايد از نقش داريوش عياري ( فيلمبردار و مشاور كارگردان)، جمشيد آهنگراني ( طراح صحنه و لباس) و مهري شيرازي ( طراح چهره پردازي) غافل بود كه مشخص است حكمت استفاده و مشاوره هاي بسيار ارزشمندي از آنها گرفته است.&lt;br /&gt; فضاي حاكم بر فيلم بسيار سنگين و خفه گونه است. فيلمساز بخوبي توانسته است سختي و فشار موجود در زندان را به تماشاچي اش انتقال دهد و در اين كار اصلا مهربان نبوده است. اين نكته ممكن است بر روي فروش فيلم نيز تاثير گذار باشد. اشاره هاي سياسي فيلم هم جسورانه تر از نمونه هاي مشابه است. در واقع در زندان زنان مي توانيد برشي از مجموع وقايع و به نوعي تاريخ انقلاب اسلامي را ببينيد. ( تا جائيكه امكان دارد) و نوع مسؤلاني كه به آنچه مي كنند ايمان دارند و آن را جزو كارهاي نيكشان مي دانند در حاليكه بسياري از همان اعمال فاجعه ببار مي آورند. &lt;br /&gt;الان نمي خواهم كاملا به تمام وجوه زندان زنان بپردازم و اين نخستين واكنشهايم در قبال فيلم است. بعدا مفصل تر درباره آن مي نويسم.  &lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3401648-80021514?l=cinema-iran.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3401648/posts/default/80021514'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3401648/posts/default/80021514'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://cinema-iran.blogspot.com/2002_08_04_archive.html#80021514' title=''/><author><name>babak</name><uri>http://www.blogger.com/profile/02643681567210641475</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-3401648.post-79972221</id><published>2002-08-07T23:44:00.000-07:00</published><updated>2002-08-08T00:34:50.000-07:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;a href="http://keivan1978.persianblog.com"&gt;كيوان حسيني &lt;/a&gt;از روزنامه نگاران خوب و موفق وبلاگي راه انداخته و در آنجا مطالبي كه امكان چاپ در جائي ديگر را ندارد مي گذرد. نكته جالب درباره وبلاگ كيوان اين است كه بر روي بعضي از سرورها بسته شده و امكان دسترسي ندارد. اين را ديشب خودم امتحان كردم.&lt;br /&gt; اميد معماريان ستون نويس روزنامه حيات نو هم وبلاگ نويسي را شروع كرده و اسم وبلاگش را هم گذاشته&lt;a href="http://omemarian.blogspot.com"&gt; كنج&lt;/a&gt;. چند نفر ديگر هم در آستانه پيوستن هستند. به نظر مي رسد عجيب دارد جمعمان جمع مي شود!!&lt;br /&gt;يك نكته ديگر&lt;a href="http://naghibi.blogspot.com"&gt; خسرو &lt;/a&gt;در وبلاگش داستان دنباله داري را شروع كرده به نوشتن، حتما بخوانيدش. خيلي چيزها در آن داستان مي تواند مشخص شود. البته اگر ادامه بدهد. شايد خودم بعدا در اين باره مفصل تر نوشتم.&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3401648-79972221?l=cinema-iran.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3401648/posts/default/79972221'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3401648/posts/default/79972221'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://cinema-iran.blogspot.com/2002_08_04_archive.html#79972221' title=''/><author><name>babak</name><uri>http://www.blogger.com/profile/02643681567210641475</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-3401648.post-79905875</id><published>2002-08-06T13:35:00.000-07:00</published><updated>2002-08-06T13:35:16.310-07:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>بالاخره امروز فهميدم كه نويسنده صفحه آخر هفته نامه سينماي نو، جناب رضا فرمانفرما كه حسابي ملت را سركار گذاشته اند چه كسي است. خيلي جالب بود چون اصلا به آن دوست عزيز نمي آيد. البته نظر من است و آنهايي كه بيشتر مي شناسنش حتما از شيطنتهايش خبر دارند. اما واقعا صفحه جالبي شده. فقط بهشان پينگليش ميل نزنيد كه نمي توانند بخوانند!!!&lt;br /&gt;حالا فقط دنبال اينم كه بدانم جم هاتف لو كه در ضميمه سينما تئاتر ايران مي نوشت كي بود؟ اگر مي دانيد بهم ميل بزنيد. ( خطاب به دوستان عزيز)&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3401648-79905875?l=cinema-iran.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3401648/posts/default/79905875'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3401648/posts/default/79905875'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://cinema-iran.blogspot.com/2002_08_04_archive.html#79905875' title=''/><author><name>babak</name><uri>http://www.blogger.com/profile/02643681567210641475</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-3401648.post-79835704</id><published>2002-08-04T23:42:00.000-07:00</published><updated>2002-08-04T23:44:18.000-07:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;a href="http://farrokhs.blogspot.com"&gt;فرخ عزيز &lt;/a&gt;در وبلاگ بدون اسمش درباره بخش سينماي كاپوچينو نوشته كه روي همه چيز كه نمي شود اسم نقد فيلم گذاشت. ( نقل به مضمون) درست است روي هر نوشته اي نمي شود اسم نقد گذاشت اما مگر كسي اصلا اين اسم را گذاشته. دو خط توضيح بالاي مطلب مورد اشاره نوشته ام بخاطر همين. گفتم شايد اسمش را بشود گذاشت نگاه. در ضمن فكر مي كنم احتمالا فرخ با نويسنده مطلب و نظراتش آشنا باشد.&lt;br /&gt; در ضمن فرخ جان مطمئن باش كه حداقل چهارچوب و اسلوب يك نقد  را مي دانم.&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3401648-79835704?l=cinema-iran.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3401648/posts/default/79835704'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3401648/posts/default/79835704'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://cinema-iran.blogspot.com/2002_08_04_archive.html#79835704' title=''/><author><name>babak</name><uri>http://www.blogger.com/profile/02643681567210641475</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-3401648.post-79835668</id><published>2002-08-04T23:40:00.000-07:00</published><updated>2002-08-04T23:43:04.000-07:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>چند روزي است كه از ورود 3 وبلاگ سينمائي تازه مي گذرد. محسن آزرم عزيز كه در وبلاگ &lt;a href="http://azarm.persianblog.com"&gt;شمال از شمال غربي&lt;/a&gt; مي نويسد و در اين مدت مطالب جالبي هم نوشته است. ورود آزرم سبب شده است كه حسابي وزن وبلاگهاي سينمائي بالا برود. اگر&lt;b&gt; سينا &lt;/b&gt;هم كمي از نوشته هاي سينمائي قبليش در وبلاگش مي گذاشت ديگر تا مدتها كسي به پايمان نمي رسيد. اما در كنار اين وبلاگها، 2 وبلاگ جديد سينمائي هم راه افتاده اند. با وجود اين دو كاملا به آن يكه تازي كه گفتم مي رسيديم اما ظاهرا اين دو دوست جديد بنا را بر جدائي گذاشته اند. دليل آن را پرداختنشان به سينماي جهان نمي دانم بلكه ادبيات خاصي در نوشته هايشان جاري است كه نوعي تحقير نسبت به سينماي ايران و كساني كه پيگيرش هستند مي باشد. با اينهمه اين دو دوست عزيز را دعوت مي كنم كه فارغ از جبهه گيريهاي رايج در وبلاگها سعي در ارتقاي يكديگر داشته باشيم و بتوانيم به يك ائتلاف قوي سينمائي در بلاگشهر برسيم. &lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3401648-79835668?l=cinema-iran.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3401648/posts/default/79835668'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3401648/posts/default/79835668'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://cinema-iran.blogspot.com/2002_08_04_archive.html#79835668' title=''/><author><name>babak</name><uri>http://www.blogger.com/profile/02643681567210641475</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-3401648.post-79764098</id><published>2002-08-02T22:24:00.000-07:00</published><updated>2002-08-04T22:17:54.000-07:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;b&gt;سينما در هفته اي كه گذشت              ويژه سايت خبري گويا&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;b&gt;بابك غفوري آذر&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;babak@cappuccinomag.com&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;b&gt;اعضاي جديد يا پولهاي بيشتر&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;قضيه عضو گيري انجمن بازيگران سينماي ايران از ميان فارغ التحصيلان رشته هاي بازيگري و دانش آموختگان مؤسسه هاي آموزش بازيگري در هفته گذشته باعث جنجالها و مو ضع گيريهاي مختلف شد. اين قضيه مدتي بود كه شنيده مي شد اما به تازگي با علني شدن آن سبب تعجب بسياري از دست اندركاران امور سينمائي شد. علت اين تصميم هنوز مشخص نشده است اما به نظر مي رسد بيشتر جهت رفع مشكلات مالي اتخاذ شده است، با توجه به اينكه اعضاي جديد ملزم به پرداخت حق عضويت بالاتري هستند. هيئت مديره خانه سينما رسما با اين تصميم مخالفت كرده است و آن را اقدامي در مقابل هيئت مديره تلقي كرده است. هنوز شوراي مركزي انجمن بازيگران هيچ گونه واكنشي در مقابل اين صحبتها انجام نداده است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;b&gt;براي جشن خانه سينما &lt;/b&gt;&lt;br /&gt;ششمين دوره جشن خانه سينما قرار است در روز 21 شهريور برگزار شود. جشني كه همواره همراه با جنجال و اعتراض چه از جانب سينماگران چه از جانب ديگران بوده است. براي اين دوره نيز برنامه ريزيهائي انجام شده است تا از حجم انتقادها كاسته شود اما به نظر مي رسد از همين حالا انتقادات شروع شده است. از جمله يك انتقاد هميشگي كه تعدادي از داوران در حالي به قضاوت فيلمها نشسته اند كه خود جزو دست اندركاران آن فيلمها هستند تناقض عجيبي كه در هر دوره شاهد آن هستيم. نكته ديگر پيدا نشدن سالن مناسب براي برگزاري مراسم است. با توجه به اينكه همواره درخواستها و تقاضاهاي زيادي براي حضور در مراسم وجود دارد و بايد سالني با ظرفيت بالا در نظر گرفته شود و اينكه هم اكنون سالن ميلاد اجازه برگزاري هيچ گونه مراسمي را ندارد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;b&gt;وقتي تلويزيون مهربان مي شود&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;سيماي جمهوري اسلامي ايران 2 هفته اي است كه پخش برنامه اي را آغاز كرده است با عنوان سينماي ايران. در اين برنامه به بررسي مسائل مختلف سينماي ايران و فيلمهاي در حال نمايش پرداخته مي شود. دست اندركاران برنامه همه از اهالي حرفه اي سينما هستند و در مجموع برنامه اي شسته و رفته و فكر شده روي آنتن مي رود و در آن از آن جهت گيريهاي خاص تلويزيون در چند سال اخير نسبت به سينما خبري نيست. رويه اي كه مدتي است تلويزيون در پيش گرفته است و با تسامح بيشتري با سينما برخورد مي كند بويژه كه در چند روز اخير تعدادي از توليدات حساسيت بر انگيز بعد از دوم خرداد از تلويزيون پخش شده است از جمله دختري با كفشهاي كتاني و غريبانه. اما در كنار اين رفتار هنوز شاهد كارشكني هاي در پخش تيزرها هستيم!!     &lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3401648-79764098?l=cinema-iran.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3401648/posts/default/79764098'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3401648/posts/default/79764098'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://cinema-iran.blogspot.com/2002_07_28_archive.html#79764098' title=''/><author><name>babak</name><uri>http://www.blogger.com/profile/02643681567210641475</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-3401648.post-79582498</id><published>2002-07-29T22:23:00.000-07:00</published><updated>2002-07-29T22:24:24.000-07:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>اول از همه اينكه در&lt;a href="http://www.cappuccinomag.com"&gt; كاپوچينو &lt;/a&gt;يك تغييراتي داده ايم و به نظر خودمان بهتر شده است. شما هم سري بهش بزنيد ببينيد با ما موافق هستيد يا نه؟&lt;br /&gt;بعد هم كه به مدت يك روز مسافرتي رفته بوديم. جايتان خالي بد نبود. از جريانات سفر و آنچه بر سرمان گذشت در وبلاگهاي ديگر به صورت نوشتاري، صوتي و تصويري !! مي توانيد مطلع شويد. در نتيجه نيازي به توضيحات من نيست. فقط اينكه زمانيكه&lt;a href="http://hoder.com/i"&gt; حسين درخشان &lt;/a&gt; درباره سگ كشي نوشت حسابي اعصابم خورد شده بود و يك جواب تند و تيز برايش آماده كرده بودم كه فقط بدليل نداشتن اكانت اينترنت ! نگذاشتمش. اما جمعه كه در همين باره باهاش صحبت كردم توضيحاتي كه بهم داد به نوعي قانعم كرد. از سبك نقد نويسي رايج و نظرات شخصي صرف. بهرصورت اميدوارم بقيه هم با نوشته هاي من با اين ديد نگاه كنند.&lt;br /&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3401648-79582498?l=cinema-iran.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3401648/posts/default/79582498'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3401648/posts/default/79582498'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://cinema-iran.blogspot.com/2002_07_28_archive.html#79582498' title=''/><author><name>babak</name><uri>http://www.blogger.com/profile/02643681567210641475</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-3401648.post-79288411</id><published>2002-07-22T21:57:00.000-07:00</published><updated>2002-07-22T21:58:18.000-07:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>مصاحبه با &lt;b&gt;عليرضا شجاع نوري &lt;/b&gt;سخت است. سخت تر از آن كه فكرش را بكني. كاريزماي يك مدير كامل را دارد و اين را در تمام لحظات مصاحبه بهت هوشيارانه نشان مي دهد. وقتي كه به عنوان يكي از معماران سينماي بعد از انقلاب ايران سرسختانه از آن دفاع مي كند و تو كه هنوز حالت بعد از 24 ساعت  سر جايش نيامده، سعي مي كني نواقصش را بگويي و او هم بعضي جاها سياستمدارانه از زير بار بعضي مسائل رد مي شود. در اين جنگ و جدال وقتي ضبطت هم دچار مشكل شود ديگر چيزي كم نيست.&lt;br /&gt;در آن حال و هوا عجيب نيست كه بعضي لحظات فكر كني با عبدالله نصراني روز واقعه مصاحبه مي كني و ازش بپرسي وقتي آن صحنه عاشورا را ديدي چه حسي داشتي؟ اما مصاحبه خوبي شد.  &lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3401648-79288411?l=cinema-iran.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3401648/posts/default/79288411'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3401648/posts/default/79288411'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://cinema-iran.blogspot.com/2002_07_21_archive.html#79288411' title=''/><author><name>babak</name><uri>http://www.blogger.com/profile/02643681567210641475</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-3401648.post-79140220</id><published>2002-07-19T00:00:00.000-07:00</published><updated>2002-07-22T21:59:25.000-07:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>اين توضيح رابدهم كه سايت بلاگر هر روز دچار مشكلات عديده اي مي شود، بخصوص چند روز پيش كه باعث شد به مدت 1 روز شما جز چند تا علامت هيروگليف(!!) اينجا چيزي نبينيد. بعد هم مثل اينكه فقط ما جا مانديم كه بگيم در آن جلسه پايان نامه كذايي بوديم. ديدم همه نوشتن، ما ننويسيم بد مي شود. بله، خلاصه رفتيم يك مقدار زيادي دست زديم. نان خامه اي خورديم، چاييمان را نگذاشتند كامل بخوريم. بخاطر همين بردنمون برج آرين بهمون ساندي آناناس و سيب زميني با پنير دادند. يكي دو تا وبلاگر ديگر را هم ديديم. فكر نمي كنم ديگر كسي از اين جماعت مانده باشد كه موفق به زيارتشان نشده باشم، جز دوستان خارج از كشور. مقاديري خنديديم و بعد هم با&lt;a href="http://tarane.blogspot.com"&gt; نيما رسول زاده &lt;/a&gt;عزيز رفتم جشن افتتاحيه فيلم نان و عشق و موتور 1000. آنجا هم اكبر عبدي هم در فيلم هم روي صحنه خنداندمان. آخر شب هم از دل درد خوابم نمي برد.&lt;br /&gt; حال كريديد. حالا هي بياد بگيد با فلاني و فلاني رفتم بيرون. يكم جنبه داشته باشيد بابا !!!!&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3401648-79140220?l=cinema-iran.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3401648/posts/default/79140220'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3401648/posts/default/79140220'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://cinema-iran.blogspot.com/2002_07_14_archive.html#79140220' title=''/><author><name>babak</name><uri>http://www.blogger.com/profile/02643681567210641475</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-3401648.post-79095883</id><published>2002-07-17T22:20:00.000-07:00</published><updated>2002-07-17T22:22:32.000-07:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>امروز صبح براي چندمين بار&lt;b&gt; سيد محمد خاتمي &lt;/b&gt;را از نزديك ديدم. نمي دانم چه حكايتي است اين ديدارهاي چند باره. ياد اولين بار افتادم. 16 آذر 1378 دانشگاه علم وصنعت. زمانيكه فريادهاي خاتمي افشا كن گوشها را كر مي كرد و او پاسخ را به اين سؤال محدود مي كرد كه چه چيزي را افشا كند؟ تا امروز كه همانها از او استعفا مي خواهند. در اين مدت فراز و فرودهاي زيادي را در ارتباط با او طي كردم. از بغضي كه هنگام ديدن اشكهايش در وزارت كشور كردم تا انزجاري كه همين اواخر بخاطر همرايي با محكوم كنندگان آقاجري از او پيدا كردم. خاتمي انسان درستي است. در اين گفته ام شكي ندارم و بخاطر همين ويژگي اش سياستمدار خوبي نيست. اي كاش به جاي او كسي ديگر از اين طرفيها رئيس جمهور مي شد تا اينقدر دلمان نمي سوخت. &lt;br /&gt;امروز صبح ابتدا كه مامور راهنمايي مسير خيابان را براي عبور خاتمي مسدود مي كرد همه با حالتي خاص كه بيانگر شكايتي فروخفته بود به صحنه مي نگريستند اما پس از آنكه اتومبيل خاتمي با سرعت بسيار اندك عبور كرد همه آنها با حيرت و گاه لبخند به صحنه مي نگريستند.                                                                               &lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3401648-79095883?l=cinema-iran.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3401648/posts/default/79095883'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3401648/posts/default/79095883'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://cinema-iran.blogspot.com/2002_07_14_archive.html#79095883' title=''/><author><name>babak</name><uri>http://www.blogger.com/profile/02643681567210641475</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-3401648.post-78899763</id><published>2002-07-13T03:11:00.000-07:00</published><updated>2002-07-13T09:56:57.000-07:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;b&gt;صبح امروز منتشر شد&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;روزنامه صبح امروز كه يادتان هست. روزنامه سعيد حجاريان كه از تاثير گذارترين نشريات دوم خردادي دوران طلايي مطبوعات بود. اگر باز هم مي خواهيد صبح امروز بخوانيد با خبرهاي به روز و با سردبيري سعيد حجاريان به&lt;a href="http://www.emrooz.org"&gt; اينجا &lt;/a&gt;برويد. حجاريان در يك اقدام جالب ظاهرا سعي دارد از اين به بعد صبح امروز را در اينترنت منتشر كند. نام نشريه هم امروز است و در اولين شماره مي توانيد 2 مصاحبه صوتي با هاشم آقاجري و شمس الواعظين بخوانيد به اضافه مطلبي از تاج زاده در معرفي سازندگان هويت و مطلبي از خود حجاريان با عنوان&lt;b&gt; ندانستن حق مردم &lt;/b&gt; است. با نوشته اي به غايت تند كه يك استفاده كامل از فضاي آزادانه اينترنت است.جالب اينجاست كه لينك درباره ما باز نمي شود. سايت يا نشريه امروز فعاليت رسمي اش را آغاز كرده است، فعاليتي كه مطمئنا در روزهاي آينده خبرساز تر و جنجالي تر خواهد بود. &lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.emrooz.org"&gt;www.emrooz.org&lt;/a&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3401648-78899763?l=cinema-iran.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3401648/posts/default/78899763'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3401648/posts/default/78899763'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://cinema-iran.blogspot.com/2002_07_07_archive.html#78899763' title=''/><author><name>babak</name><uri>http://www.blogger.com/profile/02643681567210641475</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-3401648.post-78893194</id><published>2002-07-12T21:59:00.000-07:00</published><updated>2002-07-12T22:01:56.000-07:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>بابك غفوري آذر&lt;br /&gt;babak@cappuccinomag.com&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;b&gt;تا قبر آ آ آ ، دروغ چرا...&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;جمله معروف مرحوم پرويز فني زاده در سريال جاويدان دايي جان ناپلئون اين روزها همراه با عكسي از او در همان سريال در تبليغات روزنامه اي كاغذ بي خط ديده مي شود. با آنكه كاغذ بي خط كمترين مشابهتي با سريال دايي جان ناپلئون ندارد اما پخش كنندگان فيلم سعي دارند با اين تمهيد و يادآوري ساخته هاي قبلي ناصر تقوايي بر بينندگان فيلم اضافه كنند. هفته پيش پخش تيزر تلويزيوني كاغذ بي خط هم متوقف شد و به نظر مي رسد اين تمهيد قرار است به نوعي جبران كننده مشكل فوق باشد. ضمن اينكه در بالاي اين تبليغات نوشته شده است: جلوي تبليغات اين فيلم در تلويزيون گرفته شد. كاغذ بي خط تا به حال فروش بدي نداشته است اما نظرات تماشاچيانش بسيار متفاوت است. كاغذ بي خط فيلمي است كه يا مخاطبش را كاملا راضي مي كند يا كاملا نا اميد. حد وسطي در اين ميان وجود ندارد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;b&gt;نوآوري ممنوع!&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;عاقبت جنجالها و جو آفرينيها درباره حضور بازيگران در تبليغات كالاهاي تجاري نتيجه داد! و تبليغات ايكات كه محمد رضا گلزار در آن حضور داشت با تبليغ ساده ديگري كه اصلا نشانه اي از آن طرح قبلي ندارد جايگزين شد. از روزي كه جمشيد مشايخي و محمد رضا گلزار در تبليغات دو محصول حضور يافتند انتقادات و موضع گيريهاي شديدي عليه اين جريان راه افتاد و عاقبت در روزهاي گذشته با فشار موجود تبليغات گلزار برداشته شد و گفته مي شود تبليغات مشايخي نيز در آستانه تغيير قرار دارند. واقعا علت مقابله با اين جريان مشخص نيست. با برخوردي كه با اين پديده شد به نظر مي رسد هنوز در ايران مقابله با جريانهاي نو گرا بسيار قوي است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;b&gt;جشن پردردسر&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;ششمين جشن خانه سينما شهريور ماه در تهران برگزار مي شود. بعد از مجموعه اتفاقات رخ داده در دوره گذشته و پيامدهاي بعد از آن به نظر مي رسد اين بار قرار است حواشي و گستردگي كار كمتر از دوره هاي قبلي باشد. اما به نظر مي رسد قرار است هر دوره اين رويداد همراه با حرف و حديث باشد. اين بار پذيرفتن فيلمهاي كوتاه مشكل ساز شده است. هفته گذشته اسامي فيلمهاي متقاضي شركت اعلام شد و در ميان اسامي اعلام شده نام فيلمهاي كوتاه نيز ديده مي شد. اما پس از چندي اعلام شد بخش فيلمهاي كوتاه و مستند حذف شده است. اين تصميم با اعتراض و موضع گيري سازندگان و دست اندركاران اين فيلمها روبرو شد. در پي آن روابط عمومي خانه سينما در بيانيه اي اعلام كرد مراسم و برنامه هاي بسياري در طول سال در زمينه فيلم كوتاه برگزار مي شود و لزومي ندارد در جشن خانه سينما نيز بخشي درباره آن وجود داشته باشد. مشخص نيست با اين استدلال چگونه در بيانيه معرفي فيلمها نام فيلمهاي كوتاه وجود داشت. طبق آخرين خبر قرار است در هفته جاري درباره اين قضيه دوباره تصميم گيري شود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اين مطلب به طور اختصاصي براي&lt;a href="http://news.gooya.com"&gt; سايت خبري گويا &lt;/a&gt;نوشته شده است. هرگونه استفاده از آن منوط به رعايت ضوابط اين سايت مي باشد.       &lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3401648-78893194?l=cinema-iran.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3401648/posts/default/78893194'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3401648/posts/default/78893194'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://cinema-iran.blogspot.com/2002_07_07_archive.html#78893194' title=''/><author><name>babak</name><uri>http://www.blogger.com/profile/02643681567210641475</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-3401648.post-78832079</id><published>2002-07-11T13:04:00.000-07:00</published><updated>2002-07-12T22:00:43.000-07:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;b&gt;روزهاي آينده&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;با مجموعه اتفاقات رخداده در چند روز گذشته در كشور به نظر مي رسد فضاي سياسي ايران هر چه بيشتر به سمت راديكاليزه شدن پيش مي رود. موضع گيريها و اقدامات انجام شده از سوي گروهها و شخصيت هاي سياسي در روزهاي اخير تاييد كننده اين ادعا است. با آنكه طيف اصلاح طلب و شخص سيد محمد خاتمي، تلاش بسياري براي نرسيدن به چنين شرايطي كردند اما به نظر مي رسد رقيب با تمام قوا و نيرو سعي دارد بازي را به نفع خود تمام كند و در اين راه بي توجه به خط دفاع، تمام نيرويش را معطوف حمله و گل زني كرده است. در چنين شرايطي است كه عباس عبدي با انتقاد از موضع گيري خاتمي، خواهان تغيير رويه و مقابله با جناح مقابل مي شود. &lt;br /&gt;آنچه مشخص است جناح محافظه كار تلاش بسياري در ايجاد وضعيتي خاص و ويژه دارد تا در پناه آن دست به اقدامات غير مترقبه و نادر بزند. رسيدن به چنين شرايطي نيز نياز به فضايي راديكال و پرتنش دارد. مجموعه رخدادها و اتفاقات اخير كاملا در جهت رسيدن به اين فضا مي باشد. اينطور كه مشخص است برنامه هاي ديگري نيز براي تشديد هرچه بيشتر اين فضا در دستور كار بوده است كه در بعضي موارد با شكست روبرو شده است. بر اساس نوشته هاي روزنامه پنجشنبه نوروز موتور سواراني شب 18 تيرماه حركات خاصي در جهت تحريك دانشجويان در جلوي كوي دانشگاه انجام داده اند. آخرين آنها نيز كه ساعتي پيش رخ داد توقيف روزنامه آزاد به دليل چاپ اخبار مربوط به آيت الله طاهري بود. &lt;br /&gt;جناح اصلاح طلب به خوبي اهداف رقيب را درك كرده است. اما بايد اعتراف كرد شرايط بسيار مشكلي براي جبهه دوم خرداد پيش آمده است. مقابله با اقدامات انجام شده در تسريع فضاي راديكاليزه كمك مي كند و برخورد انفعالانه سبب از دست دادن موقعيتهاي موجود و چه بسا پرداخت هزينه هايي سنگين مي شود.&lt;br /&gt; به نظر مي رسد روزهاي آينده تغييراتي در هرم سياسي ايران رخ خواهد داد.       &lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3401648-78832079?l=cinema-iran.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3401648/posts/default/78832079'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3401648/posts/default/78832079'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://cinema-iran.blogspot.com/2002_07_07_archive.html#78832079' title=''/><author><name>babak</name><uri>http://www.blogger.com/profile/02643681567210641475</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-3401648.post-78740159</id><published>2002-07-09T11:24:00.000-07:00</published><updated>2002-07-09T11:24:01.210-07:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>يك مطلب بسيار زيبا از سينا مطلبي كه بايد از مشاهداتش از آن شب كذايي مي گفت.&lt;a href="http://webgard.blogspot.com"&gt; بخوانيدش. &lt;/a&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3401648-78740159?l=cinema-iran.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3401648/posts/default/78740159'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3401648/posts/default/78740159'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://cinema-iran.blogspot.com/2002_07_07_archive.html#78740159' title=''/><author><name>babak</name><uri>http://www.blogger.com/profile/02643681567210641475</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-3401648.post-78695444</id><published>2002-07-08T11:44:00.000-07:00</published><updated>2002-07-08T11:45:31.000-07:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;b&gt;آن روز&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;شامگاه ۱۸ تيرماه ۱۳۷۸. خسته از مطالعه اي ۱۰ ساعته براي کنکور منتظر پدر و مادر هستم. در مسافرتي آخر هفته اي بسر مي برند. ساعت از ۱۰ گذشته است. نگرانم. بالاخره مي رسند. از ۸ تا ۱۰ در ترافيک بزرگراه جلال آل احمد بوده اند. چهار راه امير آباد شلوغ بوده و انبوه نيروهاي انتظامي در اطراف چهار راه ديده مي شده اند. تعجب مي کنم اما تشويش و نگراني در پاسخ دادن به تستهاي رياضي سال ۷۷ بيش از آن است که مجالي براي فکر کردن به آن باقي بگذارند.&lt;br /&gt;صبح طبق روال هميشه سر ساعت ۳۰/۸ به دکه روزنامه فروشي مي روم. با ديدن تيتر اولين روزنامه خشکم مي زند. خرداد است. کوي دانشگاه تهران به خاک و خون کشيده شد. با عکسهايي که شبيه درگيريهاي خياباني چريکهاي فلسطيني با سربازان اسرائيلي است. دومين روزنامه صبح امروز با همان عکسها اينبار سنگ پراني به طرف نيروهاي انتظامي. نشاط هنوز نيامده. خرداد را مي خرم. تمام روزنامه را در فاصله ۱ دقيقه اي تا منزل مي بلعم. باور کردني نيست.در خانه کسي نيست. دو سه تلفن به بچه ها مي زنم. آنها هم چيزهايي شنيده اند با روايتهاي مختلف که وقتي همه را کنار هم مي گذاشتي قضيه عجيب تر مي شد. از زمانيکه رفتم دکه تا حالا چيزي نخوانده ام. فکرم مشغول است. تيتر تجمع اعتراض آميز امروز جلوي دانشگاه تهران همينطور جلوي چشمم است. طاقت نمي آورم.&lt;br /&gt;۱۶ آذر از سر بلوار کشاورز بسته است.به ناچار از تاکسي پياده مي شوم. پياده به سمت پايين خيابان راه مي افتم. چهره ها طور ديگري شده اند. خوابگاه دانشکده تربيت بدني را به سرعت قفل مي کنند. از پشت نرده ها دانشگاه خلوت است هيچکس نيست. هرچه به سمت خيابان انقلاب نزديکتر مي شوم جمعيت بيشتر مي شود. در مدخل ورودي انقلاب ديگر راه رفتن از پياده رو مشکل است. انقلاب را سته اند. حالا جمعيت انبوه جلوي سردر به راحتي ديده مي شود. هر چه نزديک مي شوي صداي شعارها را بهتر مي شنوي. تندتر از حد تصور است. بيش از اين نمي شود جلوتر رفت. مي روم روي نرده هاي وسط خيابان. از اينجا بهتر مي شود ديد. تعداد دخترها هم کم نيست با شور و حرارت عجيبي شعار مي دهند.روي سکوهاي جلوي سردر چند نفر ايستاده اند يکي با بلندگو صحبت مي کند. چند نفرشان با چفيه و پارچه جلوي دهانشان را پوشانده اند. چشم مي گردانم. از نيروي انتظامي خبري نيست. يکي مي گويد از ميدان به آن طرف آماده باشند. سخنران پشت بلندگو خبر از استعفاي وزير آموزش عالي و لغو تمام امتحانات دانشگاههاي کشور مي دهد. لحظه اي ياد کنکور مي افتم. آنهم لغو مي شود؟ از طرف ميدان جمعيتي سرگردان به دويدن مي کنند عده اي هم بي هدف به دنبال آنها مي دوند. وضعيت غريبي است. به ساعت نگاهي مي اندازم. از ۳۰/۱۲ گذشته بلندگو اعلام نماز مي کند و مي گويد پس از آن تجمع ادامه خواهد يافت. عده اي شروع به حرکت مي کنند به سمت ميدان. آنهايي که در صحن هستند هنوز شعار مي دهند. تصميم به بازگشت به خانه مي گيرم. با جمعيت رو به ميدان روانه مي شوم. ناگهان فشار دست عجيبي در پشتم احساس مي کنم و حجم صداها چند برابر مي شود تا مي خواهم برگردم پشتم را ببينم نيروي جمعيت وادار به دويدنم مي کند.چند نفر در اطرافم به زمين مي خورند. با سرعت بالايي به ميدان مي رسم. جو عجيبي شده است. بعضي ها مي گويند درگيري شده است. اطراف سردر هنوز شلوغ است. دوباره مي روم به آن سمت. مي خواهم هر طوري شده ببينم چه خبر است. با زور راه باز مي کنم. موتوري درست وسط چهارراه انقلاب-فخر رازي آتش گرفته و دايره اي به شعاع ۵ و ۶ متر اطرافش خالي است. بازهم خبري از نيروي انتظامي نيست و کسي هم براي خاموش کردن موتور اقدامي نمي کند. يه دفعه سرم گيج مي رود. سردرد عجيبي مي گيرم. دوباره فشاري در اطرافم وارد مي شود اين بار کسي نمي دود اما دارند راه باز مي کنند. يکي که صورتش و دستهايش کاملا خوني است چند نفر گرفته اند و دارند مي برند. حالم خوب نيست. ميروم به سمت خانه. ماشيني نيست. پياده تا خانه مي روم. سرم بيشتر درد گرفته است. روي تخت مي افتم. خوابم مي برد. &lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3401648-78695444?l=cinema-iran.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3401648/posts/default/78695444'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3401648/posts/default/78695444'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://cinema-iran.blogspot.com/2002_07_07_archive.html#78695444' title=''/><author><name>babak</name><uri>http://www.blogger.com/profile/02643681567210641475</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-3401648.post-78595125</id><published>2002-07-05T13:29:00.000-07:00</published><updated>2002-07-06T21:44:31.000-07:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;b&gt;بابك غفوري آذر&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;babak@cappuccinomag.com&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;b&gt;از آژانس شيشه اي تا زندان قصر&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;مؤسسه فرهنگي-هنري  وراهنر كه سال 76 با توليد فيلم آژانس شيشه اي سر و صداي زيادي به پا كرده بود، هفته پيش بطور كامل منحل اعلام و مهدي كريمي مدير عامل و يكي از دو صاحب مؤسسه دستگير و روانه زندان شد. وراهنر از سال 76 با تهيه فيلم جنجال برانگيز آژانس شيشه اي آغاز بكار كرد. نحوه فعاليت مؤسسه و فضاي فيلم شايعاتي مبني بر وابستگي مؤسسه به يكي از گروههاي سياسي محافظه كار را سبب شد اما با تكذيب مسؤلان شركت و ديگر فيلمهايي كه توسط وراهنر ساخته شد گفته هاي قبلي فراموش شد. فيلمهاي اول وراهنر فروش خوبي داشت، آژانس شيشه اي، رنگ خدا و مهر مادري از جمله آنها بودند. اما پس از آن وراهنر به هيچ فيلمنامه آورده شده به دفتر دست رد نزد و اينچنين شد كه با عدم فروش فيلمهاي بعدي بحران مالي شديدي گريبانگير مؤسسه شد و اين در حالي بود كه چندين قرارداد ديگر امضا شده بود و عوامل توليد بدون دستمزد مانده بودند. به اين ترتيب هفته گذشته با شكايت طلبكاران اموال مؤسسه ضبط و مهدي كريمي دستگير شد. از علي كليج ديگر سهامدار شركت خبري نيست و احتمال متواري شدنش مي رود. اين در حالي است كه چندين فيلم توليدي اين دفتر در مراحل مختلف توليد متوقف شده اند از جمله آخرين ساخته سعيد ابراهيمي فر به نام تك درختها.     &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;b&gt;(كلاه قرمزي (2&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;با گفته هاي مجيد مدرسي درباره داستان و فضاي فيلم جديد ايرج طهماسب اين شايعه كه فيلم كلاه قرمزي (2) درحال ساخت است تقريبا صحت يافته است. حدود يك ماه پيش بود كه خبر دريافت پروانه ساخت فيلم بچه گمشده به كارگرداني ايرج طهماسب و تهيه كنندگي مجيد مدرسي (صحرا فيلم) از سوي معاونت سينمايي وزارت ارشاد اعلام شد. پس از آن مراحل تداركات و پيش توليد فيلم به سرعت طي شد و هم اكنون در آستانه فيلمبرداري قرار دارد. گرچه هنوز عوامل اسامي دست اندركاران و عوامل توليد فيلم اعلام نشده است اما همان بازيگران و گروه سازنده كلاه قرمزي دوباره كنار هم جمع شده اند و قرار است خاطره موفقيت چشمگير كلاه قرمزي را مجددا زنده كنند. نام فيلم هم به كلاه قرمزي و سرونازتغيير كرده است و همان پرسوناژها و شخصيتهاي فيلم قبلي در اين كار نيز حضور دارند. بازيگران فيلم حميد جبلي، فاطمه معتمد آري و خود طهماسب هستند و مدير فيلمبرداري فيلم هم عزيز ساعتي است. طهماسب بعد از موفقيت چشمگير كلاه قرمزي و مسايل پيش آمده پس از آن 2 سال را خارج از ايران گذارند و اواخر سال گذشته پس از بازگشت در عينك دودي (محمد حسين لطيفي) بازي كرد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;b&gt;براي دنيايي راحت&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;چند وقت پيش خبر توليد فيلمي به نام عروس خوش قدم به تهيه كنندگي و كارگرداني حبيب الله بهمني شنيده شد. خبري كه به سبب حضور نام حبيب الله بهمني تعجب برانگيز بود. حبيب الله بهمني كه از طيف فيلمسازان مسلمان و ازجمله منتقدان نوع مديريت وزارت ارشاد دوران خاتمي بود حالا با اين فيلم نام افرادي چون نادر مقدس و حميد رضاآشتياني پور را به ذهن مي آورد كه پس از ساخت فيلمهايي در ژانر دفاع مقدس با 180 درجه تغييري به آثاري چون شور عشق و دختري به نام تندر رسيدند. پس از چندي كه ليست عوامل توليد فيلم اعلام شد نام كاظم راست گفتار به عنوان كارگردان در ليست ديده مي شد. به اين ترتيب حبيب الله بهمني تنها قرار است تهيه كننده فيلم باشد. در ادامه نام فيلم هم به دنيا روي صندلي راحتي تغيير يافت و با شروع فيلمبرداري مشخص شد قرار است با اثري طنز گونه روبرو باشيم درباره عروسي كه با هركه ازدواج كند داماد بلافاصله پولدار مي شود. با انبوهي از بازيگران گيشه داري چون ماهايا پطروسيان، پارسا پيروز فر، محمد رضا شريفي نيا و امين حيايي. بايد ديد اين عروس خوش قدم براي سازندگانش چقدر خوش قدم خواهد بود؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;b&gt;سينماي ايران در سايبر&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;چندي است كه روند راه اندازي سايتهاي سينمايي ايراني سرعت عجيبي گرفته است و هر چند روز يك بار خبر راه اندازي يك سايت سينمايي در حوزه فعاليت سينماي ايران شنيده مي شود. مدتها بود كه خلا حضور يك سايت اينترنتي مناسب درباره سينماي ايران بر روي اينترنت احساس مي شد و اين كمبود بويژه در زمان رويدادهاي مهمي چون جشنواره فجر نمود بيشتري داشت. كم كم سايتهايي با جهت گيريهاي ادبي-هنري ايجاد شد كه باز هم كاملا نتوانستند اين كمبود را جبران كنند تا اينكه در ايام جشنواره بيستم فجر سايتي به عنوان سايت اختصاصي جشنواره با تبليغات بسيار راه اندازي شد كه با اشكالات و كمبودهايي كه داشت باز هم نتوانست انتظارات را برآورده كند. اما مدتي است كه با راه اندازي چند سايت خوب سينمايي و همچنين افتتاح سايت سينما عصرجديد و نيز آغاز بكار سايت اينترنتي مجله دنياي تصوير كم كم مي توان افزايش حضور سينماي ايران را در اينترنت احساس كرد بويژه كه چندين سايت ديگر در حال طي كردن مراحل فني خود هستند و تا مدتي ديگر افتتاح خواهند شد از جمله سايت مجله فيلم. شايد بتوان با اينترنت نقيصه عدم اصلاع رساني درست درباره سينما را در ايران از بين برد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;(اين مطلب بطور اختصاصي براي &lt;a href="http://news.gooya.com"&gt;سايت خبري گويا &lt;/a&gt;نوشته شده است. هرگونه استفاده از آن منوط به رعايت ضوابط اين سايت مي باشد.)&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3401648-78595125?l=cinema-iran.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3401648/posts/default/78595125'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3401648/posts/default/78595125'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://cinema-iran.blogspot.com/2002_06_30_archive.html#78595125' title=''/><author><name>babak</name><uri>http://www.blogger.com/profile/02643681567210641475</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-3401648.post-78497546</id><published>2002-07-02T23:19:00.000-07:00</published><updated>2002-07-02T23:19:25.943-07:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;a href="http://www.hayateno.org/pages/p12.pdf"&gt;اين هم مطلب اين هفته من در روزنامه حيات نو&lt;/a&gt;. حيات نو سايت چندان جالبي ندارد و البته دارند روش کار مي کنند تا چيز آبرومندي بشود. خلاصه که اميدوارم بتوانيد مطلب را بخوانيد.&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3401648-78497546?l=cinema-iran.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3401648/posts/default/78497546'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3401648/posts/default/78497546'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://cinema-iran.blogspot.com/2002_06_30_archive.html#78497546' title=''/><author><name>babak</name><uri>http://www.blogger.com/profile/02643681567210641475</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-3401648.post-78497011</id><published>2002-07-02T22:59:00.000-07:00</published><updated>2002-07-02T22:59:47.443-07:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>اين عکس بالاي صفحه که تو اين مدت تا توانست اذيتم کرد را برداشتم. دارم روي طرح ديگري ديگري کار مي کنم. اگر پيشنهادي يا کاري در اين زمينه ها انجام داده ايد برايم بفرستيد.&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3401648-78497011?l=cinema-iran.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3401648/posts/default/78497011'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3401648/posts/default/78497011'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://cinema-iran.blogspot.com/2002_06_30_archive.html#78497011' title=''/><author><name>babak</name><uri>http://www.blogger.com/profile/02643681567210641475</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-3401648.post-78496461</id><published>2002-07-02T22:42:00.000-07:00</published><updated>2002-07-02T22:42:06.260-07:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;a href="http://www.donyayetassvir.com/"&gt;سايت اينترنتي مجله دنياي تصوير&lt;/a&gt; هم راه اندازي شد. به نسبت سايت ديگر مجله ها کاملتر است و طراحي بدي هم ندارد. البته هنوز کار دارد و خودشان اين را هم اعلام کرده اند. بايد منتظر ستون سردبيري آقاي&lt;b&gt; علي معلم &lt;/b&gt;در اينترنت هم باشيم!! جمعمان هر روز کاملتر مي شود!!&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3401648-78496461?l=cinema-iran.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3401648/posts/default/78496461'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3401648/posts/default/78496461'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://cinema-iran.blogspot.com/2002_06_30_archive.html#78496461' title=''/><author><name>babak</name><uri>http://www.blogger.com/profile/02643681567210641475</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-3401648.post-78418900</id><published>2002-07-01T07:43:00.000-07:00</published><updated>2002-07-01T07:47:20.000-07:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>۴۸ ساعت بي خوابي.. کي به پايان مي رسد؟ .. اوايل تير خيلي ها اينجوري مي شن.. آنها که اينطور دانش آموختن را ياد گرفته اند.. فردا هم بي خوابي من به پايان مي رسد..&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3401648-78418900?l=cinema-iran.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3401648/posts/default/78418900'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3401648/posts/default/78418900'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://cinema-iran.blogspot.com/2002_06_30_archive.html#78418900' title=''/><author><name>babak</name><uri>http://www.blogger.com/profile/02643681567210641475</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-3401648.post-78377560</id><published>2002-06-30T01:54:00.000-07:00</published><updated>2002-06-30T01:54:26.423-07:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>از هفته گذشته مجموعه مطالبي با همين قالب گزارش سينمايي هفته را در روزنامه حيات نو شروع به نوشتن كرده ام. از آنجا كه همواره سعي داشته ام قائل به يك نوع سبك كاري نباشم در مجموعه  نوشته هايم در گويا تغييراتي ايجاد كرده ام كه متناسب با اينترنت و ويژگيهاي خاص آن است. چنانچه نظر و پيشنهادي داريد مشتاقانه منتظر شنيدنشان هستم.&lt;br /&gt;babak@cappuccinomag.com&lt;br /&gt;هاله اي مقدس&lt;br /&gt;جريان استفاده از تصاوير جمشيد مشايخي و محمد رضا گلزار در تبليغات دو نوع محصول متفاوت واكنشها و جنجالهاي بسياري را آفريده است. در حاليكه چنين تبليغاتي نوع مرسومي از تبليغات در دنيا مي باشد و همواره بازيگران بزرگ از اين راه به عنوان مفري براي درآمد به آن نگاه مي كنند، در ايران رواج چنين حركتي با موانع بسياري روبرو شده است. جالب اينجاست كه تعدادي از مردم نيز با ديدن تصاوير جمشيد مشايخي در روزنامه ها با تماس با روزنامه ها خواهان عدم چاپ تصاوير مشايخي در تبليغات كولر گازي شده اند و ضمن تصميم گيري به جاي شخص موردنظر حضور مشايخي را توهين به شخص مشايخي تلقي كرده اند! تند ترين واكنشهاي منتشره از سوي يك بازيگر بود كه طبق روال طبيعي بايد خود حامي اين جريان باشد. جهانگير الماسي در گفتگويي با ايسنا حضور يك هنرمند پيشكسوت را در تبليغات كولر گازي دهن كجي به سيستم فرهنگي كشور دانسته است. اما در اين ميان مجموع واكنشها در مورد گزار كمتر بوده است و بيشتر معطوف پرداخت مناسب نوع تبليغ بوده است. صورت جذاب و متناسب گلزار در كنار عكس مناسب فريدون خسرويان تركيب مناسبي را به وجود آورده است كه كاملا منطبق با كالاي تبليغ شده است. گفته مي شود گلزار بابت حضور در اين تبليغات 25 ميليون تومان دريافت كرده است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ماجراهاي كيش ادامه دارد&lt;br /&gt;مدتي پيش خبرهايي مبني بر آغاز فيلمبرداري فيلمي با نام تنها در جزيره با كادري حرفه اي و بازيگراني مجرب در مطبوعات شنيده شد. در ميان اسامي دست اندركاران فيلم تنها نام كارگردان ناآشنا بود. محمدرضا فروتن و نيكي كريمي دو بازيگر گزيده كار سينماي ايران در فيلم حضور داشتند به اضافه افرادي چون عبدالله اسكندري و مهرداد فخيمي كه همگي خبر از فيلمي خاص و غير معمولي مي داد. اما با شروع فيلمبرداري خبرهاي ناخوشايندي از جريان توليد فيلم منتشر شد. مهرداد فخيمي در همان هفته اول فيلمبرداري از ادامه كار انصراف داد و اختلافاتي نيز بين بازيگران و كارگردان رخ داد. نام فيلم به پيش از آنكه بگويم خداحافظ تغيير يافته است و گفته مي شود قرار است زندگينامه يكي از مديران منطقه آزاد تجاري كيش روايت شود و تهيه كننده نيز محسن غريب است. پس از كش وقوسهاي فراوان هم اكنون فيلم در مراحل پاياني فيلمبرداري است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;براي آزادي &lt;br /&gt;محمد هادي كريمي فيلمنامه نويس و مدير مسؤل نشريه توقيف شده سينما جهان هفته گذشته در آخرين جلسه دادگاه رسيدگي به اتهامت نشريه اش ضمن عذرخواهي و پذيرفتن تمام اتهامات وارده دليل بروز اين اتفاقات را اجاره دادن هفته نامه به افراد ديگر و عدم نظارت او بر چاپ مطالب عنوان كرد. اين در حالي است كه شخص كريمي در ابتداي راه اندازي و موفقيت سينما جهان همواره در كنار نشريه بود و خبري مبني بر اداره نشريه توسط ديگران شنيده نمي شد. هيئت منصفه در پايان دادگاه كريمي را مجرم شناخت اما به دليل عذرخواهي و پذيرش استباهات او را مستحق تخفيف دانست. كريمي قصد دارد در سال جاري ساخت نخستين فيلم بلندش را آغاز كند و تعدادي فيلمنامه آماده ساخت دارد. اتانازي يكي از فيلمنامه هاي ساخته شده او است كه هم اكنون بر پرده است. به نظر مي رسد مي توان ارتباطي با گفته هاي كريمي در دادگاه و فعاليتهاي بعديش پيدا كرد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;استقبال از ديگران&lt;br /&gt;سال گذسته كه فيلم زيبا و تحسين برانگيز الخاندرو آمنابار، ديگران در بخش مسابقه جشنواره فيلم فجر شركت داده شد، بسياري براي تماشاي اين اثر روز سينماي جهان به تماشاي فيلم رفتند و طبق نظر تماشاچيان بهترين فيلم جشنواره در بخش بين الملل شناخته شد و سيمرغ بلورين اين رشته را كسب كرد. اين روزها ديگران طبق سنتي چند ساله پس از نمايش در جشنواره در سينما مركزي(3) و سانس آخر سينما فرهنگ اكران شده است و با استقبال بسيار خوبي مواجه شده است. تماشاي نيكول كيدمن بر پرده سينما در كنار ساختار مناسب و قوام يافته و نوآوريهاي خاص فيلم از دلايل موفقيت ديگران در ايران است. 1 ميليون و 100 هزار توان حاصل 3 روز نمايش فيلم بوده است.براي تماشاي ديگرن در سينما فرهنگ بايد از دو روز قبل بليط رزرو كرد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اين مطلب به طور اختصاصي براي &lt;a href="http://news.gooya.com"&gt;سايت خبري گويا &lt;/a&gt;نوشته شده است. هرگونه استفاده از آن منوط به رعايت ضوابط اين سايت مي باشد.))&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3401648-78377560?l=cinema-iran.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3401648/posts/default/78377560'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3401648/posts/default/78377560'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://cinema-iran.blogspot.com/2002_06_30_archive.html#78377560' title=''/><author><name>babak</name><uri>http://www.blogger.com/profile/02643681567210641475</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-3401648.post-78301143</id><published>2002-06-27T22:33:00.000-07:00</published><updated>2002-06-27T22:33:10.680-07:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>از آنجا كه به شيوه هاي نوين تبليغاتي شديدا اعتقاد دارم، لوگوي شركت توان نت را در پايين صفحه قرار داده ام تا هم آنها به آن چيزي كه مي خواهند برسند هم يه چند ساعت اينترنت گير ما بيايد. يه سر به صفحه شان بزنيد.&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3401648-78301143?l=cinema-iran.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3401648/posts/default/78301143'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3401648/posts/default/78301143'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://cinema-iran.blogspot.com/2002_06_23_archive.html#78301143' title=''/><author><name>babak</name><uri>http://www.blogger.com/profile/02643681567210641475</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-3401648.post-78256993</id><published>2002-06-26T22:23:00.000-07:00</published><updated>2002-06-26T22:23:04.293-07:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>بهمن 1379. سالن سينماي ميلاد. سينماي مخصوص اعضاي صنوف خانه سينما در نوزدهمين جشنواره بين المللي فيلم فجر.&lt;br /&gt;  با كيوان ملك مطيعي و آرش اسلامي در انتظار نمايش آبي هستيم. سالن انتظار شلوغ است. ديروز پارتي اكران شده بود ونمايش به نسبه موفقي داشت. آبي دومين فيلم هديه تهراني در جشنواره است. تا قبل از نخستين نمايشهايش در جشنواره با خبرهاي توليدش و حواشي اطراف فيلم بسياري مشتاق به تماشايش هستند. وارد سالن نمايش مي شويم. سالن 1700 نفره ميلاد كاملا پر شده است. فيلم آغاز مي شود. تا اينجا تنها فيلمبرداري حسن پوياست كه چشمگير است. جسارت هم يعني پوز زني پسر مردم. نه، آبي مستحق اين تعداد تماشاچي نيست. هرچه از فيلم مي گذرد بينندگان سطح توقعشان را تا سطح فيلم پايين مي آورند. آبي براي سال79 هم دمده شده بود چه برسه به حالا كه پس از 2 سال توقيف در تابستان 1381 بر پرده مي رود. فيلم تمام مي شود. حميد لبخنده رديف جلوي ما نشسته است. با روشن شدن چراغها سيل تبريكات و خسته نباشيدهاست كه به سويش روان مي شود. با دهان باز و صورتي كه شبيه علامت سؤال شده است صحنه را مي نگرم. اين وضعيت امروز با ديدن عكس آبي به عنوان عكس اصلي صفحه ادب و هنر حيات نو برايم تكرار شد. &lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3401648-78256993?l=cinema-iran.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3401648/posts/default/78256993'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3401648/posts/default/78256993'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://cinema-iran.blogspot.com/2002_06_23_archive.html#78256993' title=''/><author><name>babak</name><uri>http://www.blogger.com/profile/02643681567210641475</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-3401648.post-78061067</id><published>2002-06-22T04:06:00.000-07:00</published><updated>2002-06-22T04:06:24.446-07:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>بهروز افخمي كارگردان جنجالي سينماي ايران اوايل هفته گذشته طي اظهار نظري ، سياستهاي اعمال شده در حوزه سينما را مورد حمله قرار داد و ضمن ناكار آمد خواندن آن از دست رفتن مخاطب را نتيجه اين سياستها دانست. افخمي كه به نظر مي رسد در بيان نظراتش صريح و بي پروا است در پايان اين گفتگو اعلام كرد محصولات فرهنگي آمريكا بيشتر از هر كشور ديگري در ايران يافت مي شود. افخمي در سال نخست نمايندگي اش در مجلس شوراي اسلامي نيز در نطق پيش از دستوري سياستهاي اعمال شده در حوزه فرهنگ و هنر را زير سؤال برد كه مورد انتقادات جناح محافظه كار قرار گرفت. &lt;br /&gt;آخرين ساخته ناصر تقوايي، كاغذ بي خط شروع نسبتا خوبي داشته است و به نظر مي رسد به فروش معقولي دست پيدا كند. ضمن اينكه از روز چهارشنبه، آبي ساخته 2 سال پيش حميد لبخنده كه در اين مدت در محاق توقيف بود و عروس مهتاب اكران شدند. با اينهمه هنوز اطلاق نام اكران تابستاني زود است و به نظر مي رسد فيلمهاي اكران شده به ويژه اتانازي و مونس پتانسيل لازم براي يك اكران تابستاني قوي را ندارند.&lt;br /&gt;محسن مخملباف كارگردان نامدار سينماي ايران مشغول نوشتن دو فيلمنامه است. به گفته خودش او امسال قصد ساختن فيلمي را ندارد و اين دو فيلمنامه را براي سميرا و همسرش مرضيه مشكيني براي ساخت مي نويسد. هر دو فيلمنامه در جهت همان دغدغه هاي قبلي مخملباف است و ظاهرا باز هم نبايد انتظار داشته باشيم كه تغييري در ديدگاههاي اين فيلمساز شهير ببينيم. چه او اين مرحله از دوران فيلمسازيش را غايت نهايي و كامل نگرش به جهان مي داند.&lt;br /&gt;درباره رومي و زنگي  آخرين ساخته ناصر تقوايي كه در ميانه فيلمبرداري متوقف شد گفته مي شود كه اختلافات بسيار در گروه سازنده سبب اين وقفه و تعطيلي شده است. با اينهمه احتمال شروع مجدد فيلمبرداري وجود دارد. رومي و زنگي يكي از توليدات عظيم امسال بود با فيلمنامه زيبا كه در صورت به سر انجام رسيدن شاهد يكي از توليدات با شكوه اخير سينماي ايران بوديم.&lt;br /&gt;اين مطلب به طور اختصاصي براي &lt;a href="http://news.gooya.com"&gt;سايت خبري گويا &lt;/a&gt;نوشته شده است. هر گونه استفاده از آن منوط به رعايت ضوابط اين سايت مي باشد. &lt;br /&gt; &lt;br /&gt; &lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3401648-78061067?l=cinema-iran.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3401648/posts/default/78061067'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3401648/posts/default/78061067'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://cinema-iran.blogspot.com/2002_06_16_archive.html#78061067' title=''/><author><name>babak</name><uri>http://www.blogger.com/profile/02643681567210641475</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-3401648.post-77966794</id><published>2002-06-19T22:01:00.000-07:00</published><updated>2002-06-19T22:08:51.000-07:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>فكر مي كنم آنهايي كه پينكفلويديش را به اينجا رساندند حالا حسابي خوشحال هستند. آنها خوشحال هستند و ما تاسف مي خوريم كه تا چه زمان بايد باز هم اين بي ظرفيت بازيها ،كم دانشي ها و به لجن كشيدن ها را ببنديم. اي كاش مي دانستيد كه اين وبلاگها چه تاثيري دارند مي گذارند و حالا شما يكي از بهترينهايش را از ما گرفتيد. &lt;br /&gt;راستي آنهايي كه 3 ماه پيش در مقطعي كه پينك گفته بود ديگر نمي نويسد سيل خواهشها و درخواستها را براي دوباره نوشتنش روان كردند حالا كجا هستند؟ حالا كه قضيه جدي تر از آن زمان است.  &lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3401648-77966794?l=cinema-iran.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3401648/posts/default/77966794'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3401648/posts/default/77966794'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://cinema-iran.blogspot.com/2002_06_16_archive.html#77966794' title=''/><author><name>babak</name><uri>http://www.blogger.com/profile/02643681567210641475</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-3401648.post-77917458</id><published>2002-06-18T20:11:00.000-07:00</published><updated>2002-06-22T19:51:59.000-07:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>از اين هفته چهار شنبه ها مجموعه مطالبي در&lt;a href="http://www.hayateno.org"&gt; روزنامه حيات نو &lt;/a&gt;مي نويسم با عنوان گزارش سينمايي هفته. تصميم دارم نسخه اصلي اين نوشته ها را در وبلاگ بگذارم تا اگر تغييراتي كرد نسخه اصلي اش در اينجا قابل دسترسي باشد.&lt;br /&gt;&lt;b&gt;آرامش پس از طوفان&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;در حاليكه تا همين چند روز پيش سيل بيانيه ها و اعلاميه ها مختلف گروهها و طرفهاي درگير در قضيه شوراي صنفي نمايش، صفحات ادب و هنر روزنامه ها را پر مي كرد، با بازگشت محمد حسين پزشك از سفر خارج از كشورش ناگهان همه چيز در سكوت خبري خاصي فرو رفت و پس از چند روز با تشكيل نخستين جلسه شوراي صنفي در سال 1381 قضيه خاتمه يافته تلقي شد. اين در حال بود كه روز به روز ماجرا ابعاد پيچيده تري به خود مي گرفت و چشم انداز خاصي براي حل آن مشاهده نمي شد. هنوز از صحبتها و مذاكرات انجام شده خبري منتشر نشده است اما كاملا مشخص است با دخالت شخص پزشك ماجرا به اين ترتيب خاتمه يافته است. بدين شكل مواد ذكر شده در دفترچه سياستهاي سينمايي سال 81 وزارت ارشاد به مورد اجرا در خواهد آمد و در واقع اتحاديه تهيه كنندگان را بايد بازنده اصلي اين درگيري دانست. به نظر مي رسد خود اعضاي اتحاديه نيز به اين شكست اذعن دارند و با اتخاذ سياست سكوت نوعي اعتراض خاموش را بيان مي كنند. گرچه به نظر نمي رسد در اين تصميم تغييري داده شود و بايد منتظر تبعات اجراي آن باشيم.&lt;br /&gt;&lt;b&gt;كاغذ بي خط پس از ترانه و سگ كشي&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;با فروش بالاي فيلم من، ترانه 15 سال دارم و همچنين موفقيت خوب سگ كشي در سال گذشته در جذب تماشاچي مي توان اميدوار بود كاغذ بي خط آخرين ساخته ناصر تقوايي كارگردان تواناي سينماي ايران نيز به فروش مناسبي دست پيدا كند. كاغذ بي خط از روز چهارشنبه هفته گذشته در گروه سينماهاي عصر جديد تهران اكران شد. با تبليغات نسبتا محدود كه البته در مقايسه با ديگر فيلمهاي به نمايش در آمده مناسب تر است. فيلم در زمان مناسبي اكران شده است و با تغيير سليقه اي كه در تماشاچيان اين روزها ديده مي شود چنانچه در نحوه اكران و پخش فيلم دقت و سليقه كافي در نظر گرفته شود مي توان به فروش مناسب آن اميدوار بود. اما نبايد فراموش كرد كه در هر دو فيلم ترانه و سگ كشي جنبه هاي خاص مورد توجه مخاطب به درستي مورد توجه قرار گرفته بود ، گرچه مي توان اين مؤلفه ها را در كاغذ بي خط يافت اما در لايه هاي پنهاني تر و ريز تر كه يافتنش براي مخاطب عام كمي مشكل است. كاغذ بي خط روايت زندگي معاصر زن و مرد ايراني است با همان جزئيات و مشكلات.&lt;br /&gt;&lt;b&gt;منوچهر مصيري و هديه تهراني&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;خبر آغاز فيلمبرداري دنيا با بازي هديه تهراني در آن يكي از خبرهاي جالب و عجيب بود كه در هفته گذشته شنيده شد. كارگردان فيلم دنيا منوچهر مصيري است كه پيش از اين از او فيلم اكشن (ج) گرفته آخرين خون را به ياد داريم كه سلاحهاي بكار رفته در فيلم مدتها مثالي مطلوب از كيفيت سينماي اكشن ايران براي منتقدان بود. البته از خلاصه داستان و شنيده هاي اطراف فيلم چنين بر مي آيد كه اين بار با فيلمي حادثه اي روبرو نيستيم و قرار است با يك فيلم جسورانه ديگر روبرو باشيم. البته منطبق با تعريف جسارت در سالهاي 77 و 78 نه 81. ديگر بازيگر فيلم محمد رضا شريفي نيا است. بايد منتظر ماند تا حاصل اين ائتلاف عجيب را ديد.&lt;br /&gt;&lt;b&gt;بيليارد باز&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;هر بار كه بهروز افخمي سخن مي گويد بايد منتظر گفته هايي متفاوت از بقيه بود مانند فيلمهايش. افخمي اين بار پس از مدتها سكوت درباره سياستها و وضعيت فعلي سينماي ايران اظهار نظر كرده است كه مثل هميشه با صراحت و جسارت همراه است. هنوز خاطره آن نطقه پيش از دستورش يادمان هست. او اين بار صريحا سياستهاي وضع شده در حوزه سينما را مورد حمله قرار داده و از دست رفتن مخاطب را نتيجه اين سياستها دانسته. بايد ديد اين اظهار نظرها نيز با تبعات و پس لرزه هايي همراه خواهد شد يا نه؟   &lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3401648-77917458?l=cinema-iran.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3401648/posts/default/77917458'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3401648/posts/default/77917458'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://cinema-iran.blogspot.com/2002_06_16_archive.html#77917458' title=''/><author><name>babak</name><uri>http://www.blogger.com/profile/02643681567210641475</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-3401648.post-77768375</id><published>2002-06-14T22:16:00.000-07:00</published><updated>2002-06-14T22:22:35.000-07:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>سال گذشته كه فيلم پارتي سامان مقدم اكران شد و اتفاقا فروش مناسبي هم داشت در معدود نقدها و تحليلهايي كه درباره فيلم نوشته شده بود يكي از نقاط ضعف فيلم دور بودن از فضاي رايج در مطبوعات اصلاح طلب عنوان شد و اينكه روابط و ارتباطات در تحريريه هاي اين نشريات آنطور كه در فيلم به تصوير كشيده شده است نيست. اين نكته هميشه در ذهنم بود و پرسشي هميشگي. هفته گذشته كه به تحريريه روزنامه حيات نو رفتم انتظار داشتم با همان فضا روبرو شوم اما همه چيز خيلي ساده و روي روال مي گذشت ، از آن تنش و حساستها خبري نبود، ظاهرا حرف دوستان منتقد درست بود اما آيا آن روزهاي طلايي هم همينطور بوده است؟ اتفاقا فضاي نشان داده شده در فيلم بيشتر با تحريريه كاپوچينوي خودمان نزديك تر است!!!&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3401648-77768375?l=cinema-iran.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3401648/posts/default/77768375'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3401648/posts/default/77768375'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://cinema-iran.blogspot.com/2002_06_09_archive.html#77768375' title=''/><author><name>babak</name><uri>http://www.blogger.com/profile/02643681567210641475</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-3401648.post-77680324</id><published>2002-06-12T19:48:00.000-07:00</published><updated>2002-06-12T19:48:11.423-07:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>نوشته امروز سينا مطلبي در آخر هفته حيات نو اگر چاپ شود كه تا ديروز قرار بود با حذف يك پاراگراف منتشر شود اولين نوشته رسمي درباره وبلاگ نويسي فارسي در مطبوعات ايران خواهد بود. كاري كه خيلي زودتر از اينها از سينا انتظار مي رفت. بهر صورت فكر مي كنم براي بچه ها نيز جالب خواهد بود كه بالاخره به نوعي وبلاگ نويسي در حال پذيرفته شدن است. مشتاقانه منتظر مطلبش هستم.&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3401648-77680324?l=cinema-iran.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3401648/posts/default/77680324'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3401648/posts/default/77680324'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://cinema-iran.blogspot.com/2002_06_09_archive.html#77680324' title=''/><author><name>babak</name><uri>http://www.blogger.com/profile/02643681567210641475</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-3401648.post-77621946</id><published>2002-06-11T12:58:00.000-07:00</published><updated>2002-06-11T12:58:15.680-07:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>اتانازي را امروز ديدم. نمي خواستم درباره اش چيزي بنويسم اما از آنجا كه براي ماني و ندا چند خط دري وري نوشته بودم لازم ديدم درباره اتانازي هم دو سه خطي بنويسم. حداقل نسبت به ماني و ندا يك اپسيلون بهتر است.&lt;br /&gt; يك مثلث عشقي مضحك، موسيقي متني كه در آخر فيلم از دستش مي خواهيد فرياد بزنيد و بيمارستاني كه در كل فيلم آبي است. كل توضيحات درباره اتانازي. فقط فيلم بازيگري دارد به نام&lt;b&gt; عليرضا ثاني فر &lt;/b&gt;كه من در جاي ديگر نديده بودمش. صورت و بيان مناسبي دارد. ظاهرا او هم در طول فيلمبرداري فهميده بوده كه نبايد كار را زياد جدي بگيرد و با نوع بازي مضحكي كه ارائه مي دهد شخصيت قابل باوري ترسيم مي كند. &lt;br /&gt;پي نوشت: هيچ وقت به توصيه دوستي كه يكبار همراهش فيلم مزخرفي ديديد براي دوباره سينما رفتن گوش ندهيد.  &lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3401648-77621946?l=cinema-iran.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3401648/posts/default/77621946'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3401648/posts/default/77621946'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://cinema-iran.blogspot.com/2002_06_09_archive.html#77621946' title=''/><author><name>babak</name><uri>http://www.blogger.com/profile/02643681567210641475</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-3401648.post-77598722</id><published>2002-06-10T22:47:00.000-07:00</published><updated>2002-06-10T22:51:54.000-07:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>شماره اول&lt;a href="http://www.cappuccinomag.com"&gt; مجله اينترنتي كاپوچينو &lt;/a&gt;ديشب منتشر شد. در واقع فعاليت اين مجله آنلاين از روز سه شنبه 21 خرداد آغاز شد و اميدوارم تا آنجا كه ممكن است ادامه پيدا كند. در اين شماره در واقع بچه ها به نوعي به تشريح كار و نوشته هايي كه مي نويسند پرداخته اند. سؤالاتي كه ممكن بود با خواندن پيش شماره به ذهنتان رجوع مي كرد تا اندازه اي در اين شماره پاسخ داده شده است.&lt;a href="http://www.cappuccinomag.com"&gt; ببينيد پاسختان را گرفته ايد يا نه.....&lt;/a&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3401648-77598722?l=cinema-iran.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3401648/posts/default/77598722'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3401648/posts/default/77598722'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://cinema-iran.blogspot.com/2002_06_09_archive.html#77598722' title=''/><author><name>babak</name><uri>http://www.blogger.com/profile/02643681567210641475</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-3401648.post-77548109</id><published>2002-06-09T19:37:00.000-07:00</published><updated>2002-06-09T19:37:00.620-07:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>جمعمان در بلاگ سيتي هر روز کامل تر مي شه. کسانيکه اين نوع نوشته ها را قبلا در جاهاي ديگر هم داشتند و اينجا مي توانند کاملتر به آنها بپردازند در حال پيوستن به ما هستند. &lt;b&gt;سينا مطلبي &lt;/b&gt;يکي از آنهاست که آخر هفته خوانهاي حيات نو با ستون خاطرات يک وبگرد مي شناسنش. اگر هم مثل ما کمي سينمائي نويس و فيلم ببين باشيد که ديگر کاملتر بجا مي آوريدش. سينا وبلاگي راه اندازي کرده با نام&lt;a href="http://webgard.blogspot.com"&gt; وبگرد &lt;/a&gt;. سري بهش بزنيد. &lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3401648-77548109?l=cinema-iran.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3401648/posts/default/77548109'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3401648/posts/default/77548109'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://cinema-iran.blogspot.com/2002_06_09_archive.html#77548109' title=''/><author><name>babak</name><uri>http://www.blogger.com/profile/02643681567210641475</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-3401648.post-77497135</id><published>2002-06-08T05:13:00.000-07:00</published><updated>2002-06-08T05:18:27.000-07:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>خب تلخي ديروز من با ديدن بچه ها به طرز اعجاب آوري گرفته شد. در حاليكه لحظات اوليه قرار اوج عصبانيت  من بود. اصلا به قصد خداحافظي و جدائي رفته بودم اما خب يه جورهائي حيفم آمد ، گروهي كه با خسرو انتخاب كرده بوديم و توانسته بوديم جمعشان كنيم و به يك نتيجه اي برسانيم. جدائي ازش سخت بود. وقتي به كاري كه  بعد از جدائي مي خواستم انجام دهم فكر مي كردم بيشتر ناراحت مي شدم، مثل اين بود كه عليه تلاش و فعاليتهاي خودت اقدام كني. بهرصورت ماندني شديم و كلي خوش بحال بچه ها شد. خودشان هم مي دانند!!!&lt;br /&gt;در نتيجه از مطلب&lt;b&gt; وقايع نگاري يك مجله چاپ شده  &lt;/b&gt;خبري نخواهد بود. اما انصافا نوشته جالبي شده فقط تبعات و پس لرزه هاي شديدي بوجود خواهد آورد. اميدوارم يك امكاني فراهم بشود كه بتوانم يه جائي بذارمشون تا بخونيدش!!!!!!!!!!!&lt;br /&gt;نمي دانم خبر داريد يا نه. اولين مطلب ستون روياهاي يك بي جنبه كاپوچينو خور در روزنامه ايران جمعه چاپ شد. بعضيها با ديدنش كلي ذوق كرده اند و بعد با ديدن نويسنده اش فحش داده اند. &lt;br /&gt;آهان يه چيز ديگه به من گفته شد: وبلاگ يعني دفترچه خاطرات روزانه. من با اين ديد بهش نگاه نمي كردم اما قصد دارم از اين به بعد اين كار را بكنم. بهرصورت شما هم با اين ديد به اين نوشته ها نگاه كنيد و احتمالا از اين به بعد با يك جور نوشته هاي ديگر مواجه خواهيد شد. گرچه تا بحال خاطرات نويسي و روزانه نويسي نكرده ام و فقط مطالب تخصصي خاص نوشته ام.&lt;br /&gt;و اينكه حالا من جواب&lt;a href="http://nima.pendar.net"&gt; نيما خان افشار نادري &lt;/a&gt;را چه بدهم كه قرار بود با هاش در پندار آدينه همكاري كنم؟   &lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3401648-77497135?l=cinema-iran.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3401648/posts/default/77497135'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3401648/posts/default/77497135'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://cinema-iran.blogspot.com/2002_06_02_archive.html#77497135' title=''/><author><name>babak</name><uri>http://www.blogger.com/profile/02643681567210641475</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-3401648.post-77450913</id><published>2002-06-06T22:27:00.000-07:00</published><updated>2002-06-06T22:29:16.000-07:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>چند روزي است كه نمي نويسم و شكر خدا ننوشتن ما مثل بعضيها نيست كه باعث به هم ريزي زمين و زمان بشه. براي خودمان چند روز يه بار اينجا مي نويسيم و فكر نمي كنم بابت اين نوشتنها بايد زير منت كسي رفت.&lt;br /&gt;اتانازي و مونس از روز پنجشنبه اكران شدند. هيچ ميل و اشتياقي براي ديدنشان ندارم حتي حس اين را هم ندارم كه اسمشان را در ستون بر پرده سينماهاي تهران وارد كنم. شايد كاغذ بي خط بتواند عطش فيلم ديدنم را سيراب كند.&lt;br /&gt;حوصله سر بسته نويسي و كنايه زني را ندارم. يك سري مطلب دنباله دار درباره وقايع اين چند روز نوشته ام كه احتمالا از فردا در وبلاگ مي گذارم.&lt;br /&gt;حسابي تلخ هستم حتي جردن گردي با 5و6 قاشق شكر هم نتوانست شيرينم كند.  &lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3401648-77450913?l=cinema-iran.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3401648/posts/default/77450913'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3401648/posts/default/77450913'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://cinema-iran.blogspot.com/2002_06_02_archive.html#77450913' title=''/><author><name>babak</name><uri>http://www.blogger.com/profile/02643681567210641475</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-3401648.post-77298530</id><published>2002-06-03T12:36:00.000-07:00</published><updated>2002-06-06T22:28:13.000-07:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>پيش شماره اول مجله اينترنتي&lt;a href="http://www.cappuccinomag.com"&gt; کاپوچينو &lt;/a&gt;امشب منتشر شد. مجله اي که سرچشمه گرفته از همين وبلاگها و وبلاگ نويسهاست. و براي آنها. صحبت از کاري که خودت نقشي درش داري سخت است. قضاوت با شماست...&lt;br /&gt;از همه بچه ها که در اين مدت تلاش کردند تا مجله آماده بشه ممنونم.. &lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3401648-77298530?l=cinema-iran.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3401648/posts/default/77298530'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3401648/posts/default/77298530'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://cinema-iran.blogspot.com/2002_06_02_archive.html#77298530' title=''/><author><name>babak</name><uri>http://www.blogger.com/profile/02643681567210641475</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-3401648.post-77273273</id><published>2002-06-02T20:50:00.000-07:00</published><updated>2002-06-02T20:50:27.160-07:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;br /&gt;ايران سرزمين انجام کار گروهي نيست... اصلا نيست ... حتي در ميان ماها که هنوز ادعائي نداريم يا انگار مشکل از همين جاست و حسابي در هر زمينه اي ادعا داريم... &lt;br /&gt;قبول مسوليت هر کاري يعني پذيرفتن تمام شرايط و تعهداتي که آن عمل بر عهده شخص پذيرنده مي گذارد ...&lt;br /&gt; پيگيري و نظارت بر فعاليتهاي هر فرد به دليل مسوليت واگذار شده از سوي ديگران دخالت و فشار در کار آن شخص نيست...&lt;br /&gt;کشاندن هر اختلاف و مشکلي به يک جمع عمومي کار خاصي نيست تنها به حاد شدن آن دامن مي زند...&lt;br /&gt;چرا هميشه لحظه هاي آخر و زماني که يک کار در حال به ثمر رسيدن است به ياد اين حرفها مي افتيم... &lt;br /&gt;نيازي به کد دادن نيست ..هست؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; &lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3401648-77273273?l=cinema-iran.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3401648/posts/default/77273273'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3401648/posts/default/77273273'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://cinema-iran.blogspot.com/2002_06_02_archive.html#77273273' title=''/><author><name>babak</name><uri>http://www.blogger.com/profile/02643681567210641475</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-3401648.post-77180861</id><published>2002-05-31T05:56:00.000-07:00</published><updated>2002-05-31T05:56:54.936-07:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>هر دم از اين باغ بري مي رسد. بد جور هم مي رسد. اون طور كه اصلا انتظارش رو نداري. مثل همين: پيام آور توقيف شد. به همين سادگي . &lt;br /&gt;اصلا مگه اين كارها مشكل است. حيف كه ديگه نمي تونيم ضد گزارشهاي امير ژوله رو بخونيم يا مصاحبه هاي محشر صفحه  وسطش يا ...اصلا انصافا همه مطالب پيام آور خواندني بود. جالب اينجاست خبر اين توقيف بر روي تلكسهاي خبري هم نرفته و خيلي بي سر و صدا انجام شده است. منبع خبري من هم نيما افشار نادري بوده كه مسؤليت اين خبر به گردن خودش است. &lt;br /&gt;اما زياد ناراحت نباشيد ،خدا رو چه ديديد شايد به همين زوديها دوباره با اين نوع مطالب مواجه شديد... &lt;br /&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3401648-77180861?l=cinema-iran.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3401648/posts/default/77180861'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3401648/posts/default/77180861'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://cinema-iran.blogspot.com/2002_05_26_archive.html#77180861' title=''/><author><name>babak</name><uri>http://www.blogger.com/profile/02643681567210641475</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-3401648.post-77089660</id><published>2002-05-28T20:10:00.000-07:00</published><updated>2002-05-28T20:10:32.336-07:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>آقا ما قهرمان شديم . الان هم کلي خوشحال هستيم و درحال تماشاي جليز و وليز&lt;a href="http://naghibi.blogspot.com"&gt; بعضيها&lt;/a&gt; که انصافا خيلي حال مي ده.&lt;br /&gt; تيم بازيکن نداشته باشه خودش هم قهرمان شدنش را ۲۰٪ بدونه  آن وقت يه تيم با حال پيدا بشه با يه بازيکن با حال تر  که عين بچه هاي خوب به تيم خودش يک گل حياتي بزنه ما هم اين جور بازيکنها را تشويق مي کنيم. خدايا اين شيرين عسلها را از ما نگير. &lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3401648-77089660?l=cinema-iran.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3401648/posts/default/77089660'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3401648/posts/default/77089660'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://cinema-iran.blogspot.com/2002_05_26_archive.html#77089660' title=''/><author><name>babak</name><uri>http://www.blogger.com/profile/02643681567210641475</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-3401648.post-77006721</id><published>2002-05-26T18:49:00.000-07:00</published><updated>2002-05-26T18:54:48.000-07:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;img src="http://us.news2.yimg.com/us.yimg.com/p/ap/20020526/capt.1022439647.france_cannes_film_can103.jpg" align="left" hspace="5" vspace="2"&gt;&lt;br /&gt;فستيوال کن با اعلام برندگان به پايان رسيد. پيش بيني همه هم از نخل طلا نگرفتن کيارستمي درست از آب در آمد و حالا بايد ببينيم چقدر بر سر حرف ايستادن درست است؟ انتخابهاي &lt;br /&gt;هيات داوران هم تقريبا عادي و غير جنجالي بود. در زير ليست اسامي برندگان آمده است:&lt;br /&gt;نخل طلا: پيانيست ساخته رومن پولانسکي (فرانسه و لهستان)&lt;br /&gt;فيلم دوم برگزيده: مرد بدون گذشته ساخته آکي کوريسماکي (فنلاند)&lt;br /&gt;بهترين بازيگر زن: کاتي  اوتينن براي مرد بدون گذشته (فنلاند)&lt;br /&gt;بهترين بازيگر مرد: اوليوير گارمت براي فيلم پسر ساخته مشترک ژان پير داردن و لوک داردن (بلژيک) &lt;br /&gt;بهترين کارگردان: بطور مشترک به ايم کاون تائک براي فيلم کتاب زنان و نقاشي (کره جنوبي) و پل توماس آندرسون براي فيلم  کلافه عشق (آمريکا)&lt;br /&gt;بهترين فيلمنامه نويس: پل لاورتي براي فيلم شانزده شيرين ساخته کن لوچ (انگليس)&lt;br /&gt;جايزه ويژه هيات داوران: مداخله آسماني ساخته اليا سليمان (فلسطين)&lt;br /&gt;جايزه ويژه دوره پنجاه و پنجم: بولينگ براي کلمباين ساخته مايکل مور (آمريکا)&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3401648-77006721?l=cinema-iran.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3401648/posts/default/77006721'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3401648/posts/default/77006721'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://cinema-iran.blogspot.com/2002_05_26_archive.html#77006721' title=''/><author><name>babak</name><uri>http://www.blogger.com/profile/02643681567210641475</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-3401648.post-76979558</id><published>2002-05-25T21:35:00.000-07:00</published><updated>2002-05-25T21:38:18.000-07:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>مجله فيلم در آخرين شماره خود ضمن معرفي فيلم&lt;br /&gt; panic room نام آن را اتاق امن ترجمه کرده است. panic به فارسي وحشت, سراسيمگي, وحشت زدگي, هول و هراس ... ترجمه شده است و در نتيجه مجله فيلم کاملا در جهت عکس و اشتباه نام فيلم را ترجمه کرده است. اما در خود فيلم اتاق فوق که همين panic room نام دارد در واقع محل پناه و امن قهرمانان مي شود و از مرگ نجات پيدا مي کنند. فينچر با اين نام گذاري به نوعي تضاد و دوگانگي خاصي را بيان کرده که سنت چندين ساله هاليوود درنامگذاري فيلمهاست. مجله فيلم با اين نوع ترجمه در واقع با جهت گيري در مورد مضمون داستان نام اتاق امن را مناسب تر دانسته. کاري که نه مي توان آن را  اشتباه دانست و نه كاملا صحيح.&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3401648-76979558?l=cinema-iran.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3401648/posts/default/76979558'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3401648/posts/default/76979558'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://cinema-iran.blogspot.com/2002_05_19_archive.html#76979558' title=''/><author><name>babak</name><uri>http://www.blogger.com/profile/02643681567210641475</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-3401648.post-76950105</id><published>2002-05-24T21:44:00.000-07:00</published><updated>2002-05-24T21:50:42.000-07:00</updated><title type='text'></title><content type='html'> يک باربي مجسم ... تمرکزي که گرفته نمي شود  ... نگاههاي دزدانه ائي که که به خوبي درک مي شود ... صحبتهائي که ساده رد و بدل مي شود ... merit ... alternative rock ... کنکور هنر ... msn يا yahoo ... زندگي بهتر از اين نميشه ... تکانهاي خوشايند... به بعدش زياد فکر نکن .........&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3401648-76950105?l=cinema-iran.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3401648/posts/default/76950105'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3401648/posts/default/76950105'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://cinema-iran.blogspot.com/2002_05_19_archive.html#76950105' title=''/><author><name>babak</name><uri>http://www.blogger.com/profile/02643681567210641475</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-3401648.post-76907067</id><published>2002-05-23T19:14:00.000-07:00</published><updated>2002-05-24T21:45:26.000-07:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>اين تهران خراب شده با همه مشكلات و مصائبي كه داره و ما هر روز ازش مي ناليم ،  وقتي كه چند كيلومتر ازش دور مي شي و از اون فضاي خاصش بيرون مي آئي تازه مي فهمي كه چقدر بهش وابسته هستي و اصلا نمي توني جاي ديگه ائي رو تحمل كني. حتي با&lt;a href="http://ehsan.blogspot.com"&gt; احسان&lt;/a&gt; و يه مشت آدمي كه  اصلا نشستن و آروم بودن رو بلد نباشن و اصلا نفهمي كي به مقصد رسيدي .&lt;br /&gt; همينه كه بچه هائي كه شهرستان درس مي خونن آخر هفته ها با هر مشقتي كه هست به نحوي خودشون را به تهران مي رسانند حتي براي چند ساعت. هميشه هم براي من  همينطور بوده . شمال رو كه بيشتر از 3 ، 4 روز نمي تونم تحمل كنم. در مورد خارج از كشور هم فكر نمي كنم فرقي بكند گرچه هنوز تجربه اي ندارم.&lt;br /&gt;موقع برگشتن وقتي كه شعله هاي پالايشگاه تهران را از دور مي ديدم ، حس عجيبي داشتم. دوست داشتم تا مي تونم تماشايش كنم. قابل تعريف نيست... نميدانم اين حالت خوبه يا نه.....&lt;br /&gt;&lt;a href="http://ehsan.blogspot.com"&gt;احسان &lt;/a&gt;درمورد خود سفر بيشتر نوشته .......&lt;br /&gt;    &lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3401648-76907067?l=cinema-iran.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3401648/posts/default/76907067'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3401648/posts/default/76907067'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://cinema-iran.blogspot.com/2002_05_19_archive.html#76907067' title=''/><author><name>babak</name><uri>http://www.blogger.com/profile/02643681567210641475</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-3401648.post-76851635</id><published>2002-05-22T12:37:00.000-07:00</published><updated>2002-05-22T12:37:55.716-07:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>انگار اين مساله اختلاف بين جواد طوسي و نشريه پيام آور حسابي جدي شده است . امروز منصور ضابطيان در حيات نو در اين باره مطلبي در جانبداري از بچه هاي پيام آور نوشته است و قبل از آنهم که خسرو در پندار و وبلاگ خودش عليه پيام آوريها نوشته بود. اگر همين طور پيش برود احتمالا من هم مجبور به اعلام نظر مي شوم!&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3401648-76851635?l=cinema-iran.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3401648/posts/default/76851635'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3401648/posts/default/76851635'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://cinema-iran.blogspot.com/2002_05_19_archive.html#76851635' title=''/><author><name>babak</name><uri>http://www.blogger.com/profile/02643681567210641475</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-3401648.post-76796993</id><published>2002-05-21T06:35:00.000-07:00</published><updated>2002-05-21T08:22:08.000-07:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;img src="http://images.amazon.com/images/P/B00005JKVV.01.MZZZZZZZ.jpg" align="left" hspace="5" vspace="2"&gt;&lt;br /&gt;&lt;b&gt;اتاق وحشت (Panic Room)&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;کارگردان : ديويد فينچر&lt;br /&gt;نويسنده فيلمنامه : ديويد کوئپ , آندرو کوين واکر , گاوين پولن&lt;br /&gt;مدير فيلمبرداري : داريوش خنجي , کنراد هال&lt;br /&gt;موسيقي متن : هوارد شور&lt;br /&gt;بازيگران : جودي فاستر , فارست ويتاکر , کريستن استيوارت , دويت يواکام , ژارد لتو     &lt;br /&gt;محصول ۲۰۰۲, کمپاني کلمبيا , آمريکا&lt;br /&gt;-------------------------------------------------------------------------------&lt;br /&gt;بگذاريد همين ابتدا خيالتان را راحت کنم اگر به اميد ساخته هاي قبلي فينچر به تماشاي فيلم مي نشينيد و انتظار داريد با يک تريلوژوي روانشناسانه مهيج روبرو شويد کاملا اشتباه کرديد. اتاق وحشت به جز يکي دو حرکت منحصر به فرد دوربين از ساخته هاي قبلي فينچر چيزي در خود ندارد. از آن نگاه ژرف و عميق فينچر که عقده ها و کمبودهاي انسان امروز را به پيچيدگي و مدرني همان مشکلات در فيلمهايش به تصوير مي کشيد در اتاق وحشت خبري نيست. يک داستان تکراري هزاران بار روايت شده که معمولا سالي يکبار توسط هاليوود توليد مي شود و ظاهرا اين بار نوبت فينچر بوده. &lt;br /&gt;به نظر مي رسد فينچر در تازه ترين ساخته خود خواسته کمي در سبک فيلمسازي خود تغييراتي بدهد و فيلمي ساده تر و همه فهم تر بسازد درحاليکه نتيجه از پيش مشخص است. فينچر براي اين نوع فيلمسازي ساخته نشده است.&lt;br /&gt;فقط فيلمبرداري و موسيقي که در فيلمهاي قبلي فينچر هميشه اثر گذار و جزو مختصات سبک کاري او بودند در اينجا تا حدي در حد همان کارها حضور دارند. و کار درخشان ديگري از داريوش خنجي که حالا واقعا فيلمبردار صاحب سبکي در دنيا شده است.&lt;br /&gt;&lt;img src="http://images.rottentomatoes.com/images/movie/gallery/1112925/PanicRoom-photo_01.jpg" align="left" hspace="5" vspace="2"&gt;&lt;br /&gt;و جودي فاستري که نصف بازي سکوت بره ها را هم ارائه نميدهد و با اين نوع بازي هر بازيگر ديگري هم مي توانست جاي او باشد. فقط فارست ويتاكر است كه با اين چهره معصوم در ميان بازيگران سياه پوست يك استثنا ست. بازي زيبايش در گوست داگ هنوز يادمان است.&lt;br /&gt;با اين مقدار فروش و عدم استقبال نسبي از فيلم احتمالا فينچر متوجه شده است که بايد به همان سبک محشر و فوق العاده قبليش باز گردد. &lt;br /&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3401648-76796993?l=cinema-iran.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3401648/posts/default/76796993'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3401648/posts/default/76796993'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://cinema-iran.blogspot.com/2002_05_19_archive.html#76796993' title=''/><author><name>babak</name><uri>http://www.blogger.com/profile/02643681567210641475</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-3401648.post-76762843</id><published>2002-05-20T10:18:00.000-07:00</published><updated>2002-05-20T10:18:41.883-07:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>برنامه 2و 3 شب پيش گفتگوي خبري شبكه 2 يكي ديگر از برنامه هائي بود كه آدم را ياد برنامه هاي دهه 60 و اوايل 70 سيما مي انداخت. برنامه هائي مثل هويت و سراب . و حالا در دهه سوم انقلاب اسلامي تماشاي اينگونه برنامه ها كمي عجيب است و عجيب تر اينكه فرمانده نيروي انتظامي در پاسخ به سؤالي مي گويد كه ما چقدر بگيريم و اصلا زندانهاي ما جاي اينهمه آدم را ندارد.&lt;br /&gt; و مجري كه هيجان زده شده و خيلي سريع حكم صادر مي كند ( به قول امير ژوله جو گير شده است!) درحاليكه در برنامه هاي قبلي به عنوان يك ناظر بي طرف ديدگاههاي مختلف را مطرح مي كرد و بسياري او را بخاطر اينكار كه در تلويزيون بي سابقه بود تحسين مي كردند.  &lt;br /&gt;و كارشناساني كه هيچكدام علاقه ائي به ريشه يابي اين معضلات ( به زعم خودشان ) نداشتند.&lt;br /&gt;  و اينكه عرف جامعه را چه كسي تعريف مي كند؟ عرفي كه اگر قرار باشد ناديده گيرنده هايش را بازداشت كرد بايد همه را گرفت!&lt;br /&gt;و سيماي عزيز كه اين روزها خيلي مشتاق به مشكلات اين گروه از افراد جامعه مي پردازد و در مجموعه هاي آبكي اش سيلي از اين جوانان مكيش مرگ ما را  براي افزايش مخاطب رديف مي كند كه اتفاقا هيچكدامشان چهره صحيح و منطبق بر واقعيت جوان امروزي ايران نيستند.&lt;br /&gt;و سر آخر اينكه ايكاش مشكلات اجتماعي ايران امروز ما به همين انحرافات اخلاقي ما جوانها خلاصه مي شد نه در مسايلي مثل عدم امنيت ، دزدي ، كلاهبرداري ، فساد اقتصادي و صدها مشكلات ديگر....&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3401648-76762843?l=cinema-iran.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3401648/posts/default/76762843'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3401648/posts/default/76762843'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://cinema-iran.blogspot.com/2002_05_19_archive.html#76762843' title=''/><author><name>babak</name><uri>http://www.blogger.com/profile/02643681567210641475</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-3401648.post-76713093</id><published>2002-05-18T21:34:00.000-07:00</published><updated>2002-05-18T21:36:18.000-07:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>يك مطلب فوق العاده درباره نوع روابط و دوستي جوانان همسن خودمان در ايران امروز كه از زبان يكي از خودمان  نوشته شده است. شايد خوانده باشد اگر نخوانديد &lt;a href="http://news.gooya.com/2002/05/19/1905-09.php"&gt; اينجاست.&lt;/a&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3401648-76713093?l=cinema-iran.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3401648/posts/default/76713093'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3401648/posts/default/76713093'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://cinema-iran.blogspot.com/2002_05_12_archive.html#76713093' title=''/><author><name>babak</name><uri>http://www.blogger.com/profile/02643681567210641475</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-3401648.post-76649920</id><published>2002-05-17T00:09:00.000-07:00</published><updated>2002-05-17T00:23:10.000-07:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;img src="http://iranactor.com/artists/DIRECTORS/kimiaee.gif" align="left" hspace="5" vspace="2"&gt;&lt;br /&gt;مصاحبه&lt;b&gt; مسعود كيميائي &lt;/b&gt;را با نوروز خوانده ايد؟ در طول مصاحبه كيميائي خيلي سعي كرده است گفته هائي را كه در اين چند سال بايد مي گفت و نگفت را بر زبان بياورد اما ظاهرا آنقدر مسايل پشت پرده زياد است و البته حساسيت بر انگيز كه باز هم بسياري از مسايل نا گشوده مانده است. روند اتفاقات و حوادثي كه در طول اين سفر بر كيميائي و گوگوش گذشته آنقدر پيچيده و عجيب است كه به نظر مي رسد خود آنها  هم هنوز به طور كامل برداشت كامل و صحيحي از آن ندارند.&lt;br /&gt; روزهاي اول اين سفر پر ماجرا كه كيميائي با صورت و ظاهر متفاوت در محافل ايراني آنسوي آب ظاهر مي شد و مورد استقبال قرار مي گرفت و همسر سابقش كنسرتهاي چند هزار نفره اش را برگزار مي كرد از فردي به نام كيهان كيا نام برده مي شد كه گفته مي شد هماهنگ كننده اين برنامه ها و خارج كننده گوگوش از كشور بوده است. بعضي ها مي گفتند اين نام مستعار مرتضي شايسته تهيه كننده با نفوذ ايراني است و عده ديگر او را منتسب به بعضي مقامات مهم كشور مي دانستند. اما مشخص بود اين نام مستعار است و اين فرد داراي امكانات و قدرت وسيع است. حالا بعد از گذشت 2 سال از آن روزها و بوجود آمدن وقايع متعدد كيميائي در مصاحبه اش در پاسخ به اين سؤال كه اين دسيسه و كلاهبرداري توسط چه فرد يا افرادي انجام شده است چنين پاسخ مي دهد: &lt;br /&gt;&lt;i&gt;طراح آن يك ايراني بود كه متاسفانه به دليل عذري كه دارم نمي توانم از او نام ببرم. اما همين را فقط مي توانم بگويم كه همه ماجرا توسط يك نفر كه در دو نقش ظاهر شد ، طراحي و اجرا شد كه بعدها ما متوجه شديم كه اين دو نفري كه مدام از او نام برده مي شود يك نفر است. &lt;/i&gt;&lt;br /&gt;آيا اين فرد همان كيهان كيا بوده است يا فرد ديگري ؟ آيا اين فرد همان شخصيت منتسب به قدرت است كه كيميائي نمي تواند نام او را ببرد؟  البته خود كيميائي در ادامه مرتضي شايسته را هم جزو متضررين اين ماجرا دانسته و به نوعي حدس و گمانه ها را از او دور كرده است.&lt;br /&gt;كيميائي در ادامه به نوعي علت خارج شدن از كشور را بي مهري مسؤلان سينمائي پس از انقلاب دانسته . گفته ائي كه در آن روزهاي ابتدائي خروج بر سر آن مجادله و بحث بسياري در گرفت و حتي پاي مسائل سياسي مهمي نيز به ماجرا كشيده شد. &lt;br /&gt;    اما آنچه مسلم است بر او سخت گذشته ،هم بر او هم بر گوگوش . آنقدر سخت كه حتي باعث پريشاني و خستگي روحي هر دو آنها  شده است. حالا در حاليكه هيچكدام سودي از اين ماجرا نصيبشان نشده مي خواهند به همان جايگاه قديم و دوست داشتني سابقشان بازگردند. اميدوارم چنين شود. &lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3401648-76649920?l=cinema-iran.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3401648/posts/default/76649920'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3401648/posts/default/76649920'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://cinema-iran.blogspot.com/2002_05_12_archive.html#76649920' title=''/><author><name>babak</name><uri>http://www.blogger.com/profile/02643681567210641475</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-3401648.post-76543442</id><published>2002-05-14T11:28:00.000-07:00</published><updated>2002-05-14T11:38:29.000-07:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>هفته گذشته پروانه نمايش&lt;b&gt; ديگران&lt;/b&gt; براي نمايش در سينماهاي ايران از سوي وزارت ارشاد صادر شد و به احتمال زياد جزو اکران تابستاني سينماهاي دالبي تهران خواهد بود. ديگران از جمله انتخابهاي مناسب براي نمايش در جشنواره فجر بود گرچه شرکت دادنش  در بخش مسابقه بين المل بيشتر به يک شوخي مي مانست. و  اختصاص جايزه دستاوردهاي سينمائي به آن براي خالي نبودن عريضه و امکان تعلق گرفتن جايزه هاي اصلي به فيلمهاي ديگر بود. و حالا امکان نمايش عمومي اش نيز فراهم شده اتفاقي که بي شک حدثه اي در سينماي ايران خواهد بود و باعث رونق نسبي در فروش فيلمهاي ديگر خواهد شد. همانطور که به عنوان فيلم محبوب تماشاگران نيز در جشنواره انتخاب شد. از حالا تا زمان نمايشش به انتظار مي نشينيم تا يکبار ديگر تجربه يک سينماي واقعي را درک کنيم و در دنياي پر رمز و راز سينما غوطه ور شويم.&lt;br /&gt;&lt;img src="http://i.imdb.com/Photos/Ss/0230600/AU20_1_10.jpg" hspace="5" vspace="2"&gt;&lt;br /&gt; &lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3401648-76543442?l=cinema-iran.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3401648/posts/default/76543442'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3401648/posts/default/76543442'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://cinema-iran.blogspot.com/2002_05_12_archive.html#76543442' title=''/><author><name>babak</name><uri>http://www.blogger.com/profile/02643681567210641475</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-3401648.post-76486615</id><published>2002-05-12T23:17:00.000-07:00</published><updated>2002-05-12T23:17:22.406-07:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>سيامك رحماني يا هيوا يوسفي : حالا اگر فيلم بازي نكنيد و دنبال كار نباشيد چه مي كنيد؟&lt;br /&gt;بهناز جعفري : مي خوابم تا نو بمانم، واقعا مي خوابم ها! مثلا فكر كنيد كه سه روز مي خوابم ، بيدار مي شوم يك ليوان شير مي خورم و دوباره مي خوابم.&lt;br /&gt;...&lt;br /&gt;سيامك رحماني يا هيوا يوسفي : زود نيست؟ پس 4 سال ديگر چكار مي كني؟ &lt;br /&gt;بهناز جعفري : اصلا چند وقت پيش موهايم را كچل كردم ، تيغ انداختم . همه مي گفتند: بهناز اين چكاريه؟ يا بعضي ها مي گفتند: نقشت چيه؟ براي چه فيلمي خودت را اين طوري كردي؟ چقدر براي موهايت گرفتي كه زدي؟ بعضي ها هم مي گفتند: ديوونه شده ! چه بگويم احساس مي كنم باز هم نبايد مصاحبه كنم چون مصاحبه كردن يك جور تلنگرهائي است به وافعيت هاي آدم. محك زدن فشرده در يكي دو ساعتي كه آدم دارد مصاحبه مي كند. الان دوباره سنم يادم آمده، دوباره آرزوهاي يادم آمد، واي! داشتم زندگي ام را مي كردم ها!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;يك مصاحبه محشر. آنطور كه بايد باشد و متاسفانه با مفهوم ديگري در ادبيات ژورناليستي ما جا افتاده و حالا سيامك رحماني و گروه همكارش همانطور كه در زمينه هاي ديگر نيز نوآوري و خلاقيت نشان دادند در مصاحبه هايشان نيز به تعريف درست آن نزديك شده اند. كاري كه منصور ضابطيان در آخر هفته حيات نو نيز در سايزي كوچكتر انجام مي دهد. اينكه در طول مصاحبه، مصاحبه گر  بتواند بطور كامل روحيات و اخلاق و من واقعي مصاحبه شونده را از زبان خود او بيرون بكشد. كه آسان نيست و در مورد هر فرد متفاوت. و البته اينجا با همراهي بهناز جعفري بسيا ر زيبا از آب در امده است. تمام مصاحبه را مي توانيد در پيام آور اين هفته بخوانيد يا در &lt;a href="http://www.payam-avar.com/main/p6-7.htm"&gt;اينجا&lt;/a&gt; شمائي كلي از آن را ببينيد.  &lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3401648-76486615?l=cinema-iran.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3401648/posts/default/76486615'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3401648/posts/default/76486615'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://cinema-iran.blogspot.com/2002_05_12_archive.html#76486615' title=''/><author><name>babak</name><uri>http://www.blogger.com/profile/02643681567210641475</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-3401648.post-76448032</id><published>2002-05-11T20:50:00.000-07:00</published><updated>2002-05-11T20:53:49.000-07:00</updated><title type='text'></title><content type='html'> حدود 72 ساعت است  كه نوشته اي در وبلاگ نگذاشتم. درگير مطلب اختصاصي &lt;a href="http://news.gooya.com"&gt;سايت خبري گويا&lt;/a&gt; بودم و داشتم جمع و جورش مي كردم و خوشبختانه جمعه شب منتشر شد. بعدش هم 24 ساعت جائي بودم كه دسترسي به اينترنت نداشتم و خلاصه همه عوامل دست به دست هم داده بود كه چند روز اينجا مطلب جديد نباشد. &lt;br /&gt;تقريبا اكثر دوستاني كه جمعه نمايشگاه آمده بودند مطلبي در اين مورد نوشته اند. من نكته ديگري اضافه نمي كنم جز تشكري از علي عسگري عزيز و جناب نيكخواه كه در نوشته هايشان نسبت به من اظهار لطف كرده اند. و به آنهائي كه در اين مورد هم از بالا به بقيه نگاه كردند و خود را جدا از بقيه دانستند. دوستان در افكارتان تجديد نظر كنيد. &lt;br /&gt;و اينكه بنا بر اعلام وزارت ارشاد دوفيلم قارچ سمي و من ، ترانه 15 سال دارم مي توانند در ايام عزاداري و روزهاي تعطيل به نمايششان ادامه دهند. كار خوب و مفيدي است كه اميدواريم در آينده نيز ادامه پيدا كند و البته مشمول تمام فيلمهاي بر پرده گردد. &lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3401648-76448032?l=cinema-iran.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3401648/posts/default/76448032'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3401648/posts/default/76448032'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://cinema-iran.blogspot.com/2002_05_05_archive.html#76448032' title=''/><author><name>babak</name><uri>http://www.blogger.com/profile/02643681567210641475</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-3401648.post-76354604</id><published>2002-05-09T12:51:00.000-07:00</published><updated>2002-05-09T12:53:51.000-07:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>اين هم ستاره هاي هاليوودي اين دوره فستيوال كن:&lt;br /&gt;آنتونيو باندراس، كامرون دياز، مت دمون، آدام سندلر، اميلي واتسون و لئوناردو دي كاپريو.&lt;br /&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3401648-76354604?l=cinema-iran.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3401648/posts/default/76354604'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3401648/posts/default/76354604'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://cinema-iran.blogspot.com/2002_05_05_archive.html#76354604' title=''/><author><name>babak</name><uri>http://www.blogger.com/profile/02643681567210641475</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-3401648.post-76269664</id><published>2002-05-07T11:04:00.000-07:00</published><updated>2002-05-09T12:41:12.000-07:00</updated><title type='text'></title><content type='html'> در مورد فيلمي كه فقط نگاتيو حيف ( دقيقا حيف ) كرده است چه مي توان نوشت؟ اصلا استحقاق مطلب نوشتن را دارد؟ براي  فيلمي كه كارگردانش خودش را در طول فيلم به مسخره مي كشد همين چند جمله كافي است. اگر هم يك درصد قصد ديدن ماني و ندا را داريد، در انصراف از تصميم خود شك نكنيد. &lt;br /&gt; فقط موهبتي بود كه فيلم را با خسرو ديدم و از روي اتفاق يا بدجنسي مان آنرا تبديل به يك  كمدي بزن و بكوب اسليپ استيك براي خودمان كرديم! !&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3401648-76269664?l=cinema-iran.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3401648/posts/default/76269664'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3401648/posts/default/76269664'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://cinema-iran.blogspot.com/2002_05_05_archive.html#76269664' title=''/><author><name>babak</name><uri>http://www.blogger.com/profile/02643681567210641475</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-3401648.post-76229360</id><published>2002-05-06T12:12:00.000-07:00</published><updated>2002-05-06T12:45:30.000-07:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;b&gt;...و چند چيز ديگر &lt;/b&gt;&lt;br /&gt; همان يك ماه و نيم پيش كه وبلاگ را راه انداختم حدس مي زدم كه مطالب به سينما محدود نخواهد شد و به احتمال زياد ما هم سري به صحراي كربلا خواهيم زد بخاطر همين تركيب ـ و چند چيز ديگرـ را در نام بلاگ آوردم. اما گذاشتم كمي بگذرد و بيشتر تجربه كسب كنم و اندكي با قواعد بازي آشنا بشوم. و چه قوانين نانوشته و عجيبي در اين دنياي مجازي حكمفرماست كه پي بردن به آنها آنقدرها آسان نيست و البته شيرين كه خود حديث مفصل است.جهت گيري وبلاگ همچنان سينمائي خواهد بود اما كمي صميمي تر و خودماني تر و در نتيجه شخصي تر كه طبيعت وبلاگ نويسي و وبلاگ خواني است و اينهم از همان قوانين نانوشته اين دنياي مجازي است. و نوشته هائي كه شايد بهترين نام برايشان يادداشتهاي اين روزها باشد يا روزمرگيها يا هر چه مي ناميد. خلاصه اندك تغيير جهتي در اين وبلاگ صورت گرفته است.&lt;br /&gt;  تعدادي وبلاگ  هست كه من هر روز مي خوانم ، لينكشان همين بقل است ، يك تعدادي هم هست كه بنا به دلايلي نخواستم بهشان لينك بدهم ولي مي خوانمشان.&lt;br /&gt;&lt;b&gt;يادداشتهاي سينمائي &lt;/b&gt;خسروي عزيز را اول از همه مي بينم. با نوشته هائي كه بسيار به افكار خودم نزديك است و  نويسنده اي كه  بسيار با خودم همسن  . گر چه اين روزها كمتر مي نويسد و گرچه نظراتش را قاطعانه وبا صداي بلند اعلام مي كند. و همين ها وبلاگش را خواندني تر مي كند و البته خسرو اولين دوستي است كه من با وبلاگ پيدا كرده ام. و اولين وبلاگ نويسي كه من از نزديك ديده ام.&lt;br /&gt;&lt;b&gt;از سينماي &lt;/b&gt;جناب نادر خوانساري كه من به نوعي بهشان مديون هستم به سبب راهنمائيهاي بسياري كه در ابتداي كار از ايشان گرفتم با  وبلاگي بسيار خواندني و اطلاعاتي سرشاراز ادبيات و سينما كه مطمئنا از من بيشتر است.&lt;br /&gt;&lt;b&gt;من ، خودم و احساني&lt;/b&gt; كه تازه تو اين دو ، سه روزي كه سفر بود و نمي نوشت فهميدم كه چقدر به نوشته هايش علاقمند و وابسته شده ام. با اطلاعات خوبي از كامپيوتر واينترنت و البته روابط و دغدغه هاي جوانان همسن خودمان. &lt;br /&gt;&lt;b&gt;شبح &lt;/b&gt;،كه صحبت درباره اش هم شبح گونه است. مطالب پر نغز و سنگيني مي نويسد كه البته خواندني است. فكر مي كنم ما هم بزرگتر شويم احتمالا شبيه او مي انديشيم و مي نويسيم.&lt;br /&gt;جناب &lt;b&gt;درخشان&lt;/b&gt; كه عنوان پدر وبلاگ نويسي فارسي برازنده اش است. اما كسانيكه نوشته هايش را در نشاط و روزنامه هاي ديگر مي خواندند اينبار با درخشاني روبرو هستند كه عجيب عصباني و شاكي است و در هر نوشته اش نيشي مي زند.&lt;br /&gt;&lt;b&gt;وبلاگ عمومي&lt;/b&gt; براي اينكه از اوضاع بلاگ سيتي خبري بگيرم و ببينم چه خبر است. گرچه كمتر التفاتي به اين وبلاگ و اصلا وبلاگهاي سينمائي دارد.&lt;br /&gt;شاهين خان هم براي اينكه بالاخره بفهميم &lt;b&gt;بچه مثبت است يا منفي&lt;/b&gt; كه نوشته هاي او هم از جنس زمانه خودمان است و البته با طرزفكري در مورد جنس مخالف كه من با آن اندكي مشكل دارم.&lt;br /&gt;&lt;b&gt;دستخط &lt;/b&gt;هاي نيما كه يه جورائي آدم احساس ميكند دارد سايت پندار را مي بيند. با روابط عمومي بالا و نوآوريهاي قابل توجه.&lt;br /&gt;وبلاگهاي &lt;b&gt;جاده نمناك  و دنياي كارتون و كاريكاتور&lt;/b&gt; كه چندان آشنائي با صاحبانشان ندارم.&lt;br /&gt;و &lt;b&gt;لامپي&lt;/b&gt; كه اين روزها خاموش و روشن مي شود. اما وبلاگ شهر بدون بهرام و لامپش اصلا لطفي ندارد.&lt;br /&gt;درباره وبلاگهائي كه بهشان لينك نداده ام و مي خوانم بعدا مي نويسم. &lt;br /&gt;         &lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3401648-76229360?l=cinema-iran.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3401648/posts/default/76229360'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3401648/posts/default/76229360'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://cinema-iran.blogspot.com/2002_05_05_archive.html#76229360' title=''/><author><name>babak</name><uri>http://www.blogger.com/profile/02643681567210641475</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-3401648.post-76181318</id><published>2002-05-05T04:45:00.000-07:00</published><updated>2002-05-05T05:00:07.000-07:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;b&gt;ايران&lt;/b&gt; و &lt;b&gt;بنيان&lt;/b&gt; هم توقيف شدند. به همين سادگي. و دوباره يكي از عادات روزانه ما به هم ريخت. بخصوص در مورد بنيان كه هر روز مي خواندم و البته ابران كه شنبه هايش را بخاطرضميمه سينمائي اش از دست نمي دادم. و اين سؤال دوباره مطرح شده كه حد تحمل ما؟ (يا بعضيها ) كجاست؟ از چه در هراسيم واز چه محافظت مي كنيم؟ و آيا نمي دانيم؟ ( يا نميدانند) كه پايه هاي آن چيزي كه در محافظت از آن چنين مصمم هستيم؟ ( يا هستند ) اگر به درستي محكم و پابرجا و مقبول باشد با چند مطلب و نوشته هيچگاه فرو نمي ريزد؟&lt;br /&gt;پاسخش را نمي دانيم؟ ( يا مي دانند )&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3401648-76181318?l=cinema-iran.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3401648/posts/default/76181318'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3401648/posts/default/76181318'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://cinema-iran.blogspot.com/2002_05_05_archive.html#76181318' title=''/><author><name>babak</name><uri>http://www.blogger.com/profile/02643681567210641475</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-3401648.post-76125279</id><published>2002-05-03T10:25:00.000-07:00</published><updated>2002-05-03T10:35:59.000-07:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;b&gt;ستاره اي متولد مي شود&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;در تعريف نوع سينماي دلخواه &lt;i&gt;فريدون جيراني&lt;/i&gt; بازيگري و بازيگران كاركردي اساسي دارند. سينماي جيراني سينماي داستان گو و پر كشش است، علاوه بر گره هاي روانشناختي كه او&lt;br /&gt; علاقه اي خاصي به آنها دارد. در نتيجه نقش بازيگران و بازي كه ارائه مي دهند بسيار حساس و تاثيرگذار است .همين نكته است كه سبب شده فيلمهاي جيراني همواره از فيلمهاي پر بازيگر سينماي ايران باشند.&lt;br /&gt; &lt;img border="0" src="http://us.f1.yahoofs.com/users/92d6cd35/bc/babak/hanie.jpg?bcNOt08As9OKhVjr" align="left" hspace="5" vspace="2"&gt; &lt;br /&gt;در شام آخر آخرين ساخته او شاهد بازي چشمگيري از &lt;b&gt;&lt;i&gt;هانيه توسلي &lt;/i&gt;&lt;/b&gt;هستيم. نقشي كه يكي از اضلاع مثلث (يا مربع) عشقي فيلم را تشكيل مي دهد و قرار است فروپاشي نهائي آن را پايه ريزي كند. دختري خسته از آشفتگيهاي خانگي كه در جريان ماجراي عاطفي اش مجددا به همان كانون ايجاد مشكلات باز مي گردد و به دست خود آنرا فوران مي كند. بازي درخور توسلي شخصيت ستاره را بخوبي براي تماشاچي باور پذير مي كند. بازي بيروني و شلوغ او كاملا درون نا آرام و پر تلاطم ستاره را به تصوير كشيده است ( گرچه در زمانهائي به اغراق نيز نزديك مي شود.) شخصيت مقابل هانيه توسلي كه اتفاقا قرار است عاشقي خاص و مصمم در عشقش باشد با بازي ضعيف &lt;i&gt;محمد رضا گلزار &lt;/i&gt;اصلا در نيامده است و بازي سرگشته و منفعل او با شخصيت ماني اصلا همخواني ندارد.&lt;br /&gt; به نظر مي رسد توسلي استعداد تازه كشف شده اي در سينماي ايران باشد كه اگر در مسير صحيح خود قرار بگيرد نويد تولد بازيگر توانائي را مي دهد. او عاشق &lt;b&gt;بيضائي &lt;/b&gt;است ،همين مهمترين نكته است!  &lt;br /&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3401648-76125279?l=cinema-iran.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3401648/posts/default/76125279'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3401648/posts/default/76125279'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://cinema-iran.blogspot.com/2002_04_28_archive.html#76125279' title=''/><author><name>babak</name><uri>http://www.blogger.com/profile/02643681567210641475</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-3401648.post-76078921</id><published>2002-05-02T07:03:00.000-07:00</published><updated>2002-05-02T07:03:27.600-07:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>آمار فروش فيلمهاي بر پرده سينماهاي تهران اين هفته هنوز از سوي بنياد سينمائي فارابي اعلام نشده است. &lt;br /&gt;بر اساس اعلام دفاتر فروش تا پايان روز چهارشنبه  همچنان من ، ترانه 15 سال دارم در صدر جدول است با فروشي معادل 215 ميليون تومان و به دنبال آن دو فيلم مزاحم و شام آخر در رقابتي بسيار فشرده با يكديگر هر دو 173 ميليون فروش داشته اند. همانطور كه پيش بيني مي شد شام آخر توانست بالاخره به مزاحم برسد و به احتمال زياد تا هفته آينده از آن پيشي نيز خواهد گرفت. قارچ سمي هم با همان اختلاف زياد در انتهاي جدول است. 45 ميليون تومان فروش فيلم است. &lt;br /&gt;از همين روز هم فيلم ماني و ندا در گروه مهجوري از سينماهاي تهران اكران شده است. با اين سينماها و اين نوع اكران احتمالا فروش چنداني نخواهد داشت. به نظر مي رسد ماني و ندا با درجه كيفي (ج) مواجه شده است.&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3401648-76078921?l=cinema-iran.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3401648/posts/default/76078921'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3401648/posts/default/76078921'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://cinema-iran.blogspot.com/2002_04_28_archive.html#76078921' title=''/><author><name>babak</name><uri>http://www.blogger.com/profile/02643681567210641475</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-3401648.post-76033676</id><published>2002-05-01T01:34:00.000-07:00</published><updated>2002-05-01T01:34:31.980-07:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>ماني و ندا ساخته پرويز صبري با انجام تغييراتي موفق به دريافت پروانه نمايش شد و از امروز به نمايش در آمده است.&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3401648-76033676?l=cinema-iran.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3401648/posts/default/76033676'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3401648/posts/default/76033676'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://cinema-iran.blogspot.com/2002_04_28_archive.html#76033676' title=''/><author><name>babak</name><uri>http://www.blogger.com/profile/02643681567210641475</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-3401648.post-75997546</id><published>2002-04-30T05:11:00.000-07:00</published><updated>2002-04-30T05:36:31.000-07:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>تغييراتي در قسمت نظرخواهي دادم و بطور كلي عوضش كردم. اشكالات قبلي هم برطرف شده. از شما مي خواهم اين چند خط نظرتان را از ما دريغ نكنيد...&lt;br /&gt;با تشكر..!!&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3401648-75997546?l=cinema-iran.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3401648/posts/default/75997546'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3401648/posts/default/75997546'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://cinema-iran.blogspot.com/2002_04_28_archive.html#75997546' title=''/><author><name>babak</name><uri>http://www.blogger.com/profile/02643681567210641475</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-3401648.post-75962481</id><published>2002-04-29T07:27:00.000-07:00</published><updated>2002-04-29T10:46:49.000-07:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;b&gt;من نمي دونم اين زنهائي كه حامله ميشن چه جوري روشون ميشه به با با شون بگن....&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;انرژي و تواني كه 10 روز فيلم ديدن با اعمال شاقه در روزهاي جشنواره از امثال ما خوره هاي فيلم مي گيرد آنقدر زياد است كه براي بازگشت به حالت اوليه نياز به يكي دو ماه استراحت است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;img src="http://www.iranactor.com/films/images/TARANEH.jpg" align="left"&gt;&lt;br /&gt;بازگشت به عبادتگاهت پس از 2 ماه دوري با فيلمي چون من ،ترانه 15 سال دارم مسلما خوشايند خواهد بود بويژه اگر با عوامل جنبي خاصي مرتبط با اين نوشته ها هم همراه باشد! خواستم دوباره نوشته اي نقد گونه بر فيلم بنويسم ديدم فرق آنچناني با نوشته اي كه  پيش از اكران فيلم نوشته بودم نخواهد كرد.  تنها  به ذكر تقاط خاصي اكتفا خواهم كرد كه در اين ديدار دوباره كشف كردم :&lt;br /&gt;1ـ هرچه بازي ترانه شگفت انگيز و مبهوت كننده است بازي ديگر بازيگران چنگي به دل نمي زند. ظاهرا همه عوامل دخيل در اين كار تمام نيرويشان را معطوف به بازي گرفتن از ترانه كرده اند و بقيه را فراموش. اين نكته را در صحنه هاي ملاقات ترانه با پدر به وضوح مي بينيم.&lt;br /&gt;2ـ منطق داستاني فيلم در بعضي قسمتها  بهم ميريزد يا اينطور به نظر مي رسد كه فيلمنامه نويس و كارگردان به درستي نتوانسته اند مابه ازاهاي خارجي دقيقي براي بيان دغدغه هايشان در قالب داستان پيدا كنند. (از دست دادن نسخه محرميت با آن ديالوگهاي شعار گونه را شما باور مي كنيد؟ يا به راحتي در اختيار گذاردن بچه توسط بيمارستان بدون سؤال خاصي؟)&lt;br /&gt;3ـ چند صحنه فيلم فوق العاده از كار درآمده و هماهنگي كارگردان ، بازيگر ، فيلمبردار و موسيقي هارموني دل انگيزي را پديد آورده است. اوجش هم در سكانسي است كه ترانه براي نخستين بار ضربات جنين را حس مي كند و بازي بي نقص عليدوستي و حركت معركه دوربين آن را به اوجي دست نيافتني تبديل مي كند.&lt;br /&gt;4ـ هرچه فكر كردم بخاطر نياوردم كه آهنگهاي آلبوم جديد آريان را در نسخه جشنواره فيلم شنيده باشم. فكر نمي كنم غير از اين و كمي بهتر شدن موسيقي تغيير خاصي روي فيلم صورت گرفته باشد.&lt;br /&gt;5ـ فيلم جند ديالوگ محشر دارد كه حيفم آمد بهشان اشاره نكنم يكي همان است كه به عنوان تيتر نوشته آوردم يكي هم مي تواند ديالوگ دختر خياباني باشد: بخوابيد بابا من فردا صبح قرار دارم ها! &lt;br /&gt;6ـ فيلم آشكارا نسبت به ساخته فبلي صدر عاملي گامي بلند به جلو است كه اگر همين روند را در ادامه كارهاي آينده اش هم ادامه دهد سينماي ايران صاحب يك فيلمساز اجنماعي ساز واقع نگر كار بلد خواهد شد.&lt;br /&gt;7ـ اما آيا براستي در اين جامعه سرشار از فساد و دوروئي  و تبعيض باز هم مي توان سالم زيست و ماند؟&lt;br /&gt;        &lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3401648-75962481?l=cinema-iran.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3401648/posts/default/75962481'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3401648/posts/default/75962481'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://cinema-iran.blogspot.com/2002_04_28_archive.html#75962481' title=''/><author><name>babak</name><uri>http://www.blogger.com/profile/02643681567210641475</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-3401648.post-75925615</id><published>2002-04-28T08:04:00.000-07:00</published><updated>2002-04-28T20:13:39.000-07:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;b&gt;فيلمهاي محبوب&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;&lt;img border="0" src="http://www.iranactor.com/films/images/bashoo.jpg" align="left" hspace="5" vspace="2" &gt; &lt;br /&gt;ليست فيلمهاي محبوبم را در وبلاگ قرار داده ام.( البته فعلا سينماي ايران) كاري كه از همان ابتدا بايد انجام مي دادم اما گذاشتم در روند تكميلي بلاگ انجام پذيرد و به نظر من براي هر وبلاگ تخصصي هنري بسيار لازم است. به قول &lt;a href="http://naghibi.blogspot.com"&gt;خسرو ي عزيز&lt;/a&gt; تكليف را معلوم مي كند و جلوي خيلي از دعواها و بحثهاي آينده را مي گيرد. &lt;br /&gt;نمي دانم لازم است توضيحي درباره ليست بدهم يا نه. بالطبع اين ليست از ميان فيلمهائي كه تا به حال ديده ام انتخاب شده است و ممكن است در آينده تغيير بكند بخصوص درمورد فيلمهاي خارجي. فيلمساز مورد علاقه ام هم &lt;b&gt;بهرام بيضائي&lt;/b&gt; است. تمام كارهايش را دوست دارم وبه نظرم جاي   يكي دوفيلمش هم در ليست خالي است، چون تا به حال نديدمشان. دو نكته جالب براي خودم هم يكي اين است كه از سينماي پيش از انقلاب تنها يك فيلم در ليست قرار گرفته است و ديگر اينكه &lt;i&gt;داريوش مهرجوئي&lt;/i&gt; نيز با 3 فيلم در جدول حضور دارد. فكر نمي كردم اينهمه از سينماي مهرجوئي خوشم بيايد.    &lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3401648-75925615?l=cinema-iran.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3401648/posts/default/75925615'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3401648/posts/default/75925615'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://cinema-iran.blogspot.com/2002_04_28_archive.html#75925615' title=''/><author><name>babak</name><uri>http://www.blogger.com/profile/02643681567210641475</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author></entry></feed>
